حدیثخوانی استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری
Hadis 25- 14040723
متن خام
سال دوم –چهارشنبه جلسه 25
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
ادامه روایت برید عجلی را بخوانید یک توضیحی بدهم.
شاگرد: عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قالَ سَأَلْتُ أَبا عَبْدِاللَّهِ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ» قالَ نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطىٰ وَ نَحْنُ شُهَداءُ اللَّهِ عَلىٰ خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فی اَرْضِهِ. قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ» قالَ إِیّانا عَنَىٰ خاصَّةً.
استاد: قسمت اول «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ قالَ إِیّانا عَنَىٰ خاصَّةً هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ» توضیحش گذشت.
شاگرد: هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ فِی الْکُتُبِ الَّتِی مَضَتْ وَ فِی هَذَا الْقُرْآنِ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِيدُ عَلَيْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
استاد: مرجع ضمیر «هو» چیست؟ «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ» این سوره حج آیه ۷۸ است.
شاگرد: یعنی غیر از آیه «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ»؟
استاد: بله. سوره دیگری است. سوره حج آیه ۷۸: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ جَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَباکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلىٰ وَ نِعْمَ النَّصِیرُ». این مرجع ضمیر «هو» چیست؟
شاگرد: الله دیگر؟
شاگرد: نمیشود ابراهیم آمده است با اشاره به آیه دیگری که «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ» که سوره بقره دارد که از ابراهیم از خدا درخواست میکند.
استاد: خب این آیه شریفه که خواندم مورد اختلاف است در اینکه مرجع ضمیر «هو» به چه کسی بازمیگردد. آیا به خداوند بازمیگردد یا به حضرت ابراهیم؟ به کتب تفسیری مراجعه کنید. معمولاً «هو» را به خدا برگرداندهاند. و بعضیها «هو» را به حضرت ابراهیم برگرداندهاند. آنهایی که به خدا برگرداندهاند به آن کسانی که به حضرت ابراهیم برگرداندهاند این اشکال را مطرح کردهاند که «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ وَ فِی هَذَا…» آن «و فی هذا» که مراد فی هذا القرآن است، حضرت ابراهیم چگونه میتواند در قرآن مثلاً شما را مسلمین بنامد؟ اینکه معنی ندارد. پس «هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ» یعنی خداوند در کتب آسمانی سابق و در این قرآن شما را مسلمان نامیده است. اینگونه معنا کردهاند. ولی به نظر میرسد هیچ مانعی ندارد «هو» به حضرت ابراهیم برگردد. «هو سماکم» یعنی حضرت ابراهیم شما را مسلمان نامیده است و این مسلمان نامیدن حضرت ابراهیم هم در کتب سابقه نقل شده است هم در قرآن نقل شده است. حالا کتب سابقه را که ما در اختیار نداریم که بدانیم چگونه نقل شده است ولی در این قرآن هم اشاره به این آیه سوره بقره است «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ». در این آیه سوره بقره آیه ۱۲۸ که «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ»، آیه ۱۲۸ سوره بقره است. من از قبلتر بخوانم. داستان حضرت ابراهیم از آیه ۱۲۴ شروع میشود. «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ أَنْ طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَ الْعَاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ قَالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَ أَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَ تُبْ عَلَیْنَا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» بله. بعد در ادامه دارد: «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ وَ وَصَّى بِهَا إِبْرَاهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یَا بَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ أَمْ کُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَکَ وَ إِلَهَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ إِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ».
حالا من در مورد این آیات بعداً بیشتر صحبت میکنم. یک تعبیری ما در بعضی روایات داریم، چندین روایت داریم که از دعوت ابراهیم صحبت شده است. مثلاً پیغمبر دارد «أَنَا دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ» و امثال اینها. یا در مورد همین آیهای که مورد بحث ما بود، در ذیل همین آیه، در روایت ابیعمرو زبیری عَنْ ابیعبدالله علیهالسلام است، قالَ قالَ الله «وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً» تا آخر آیه «فان ظننت ان الله عنی بهذا الآیة جمیع اهل القبلة من الموحدین افتری أن من لا یجوز شهادته فی الدنیا علی صاع من تمر یطلبالله شهادته یوم القیامة و یقبلها منه بحضرة جمیع الامم الماضیة؟» در واقع یک استغراق عرفی عاقلانه میگوید. میگوید اگر مراد امت پیغمبر موحدین آن باشد، خب در موحدین آنها هم عادل داریم هم فاسق داریم، همه اینها موحد هستند ولی همه که عادل نیستند، فاسق هم در میان است. وقتی فاسق باشد، فاسق برای یک مقدار کم، صاع من تمرٍ هم خداوند شهادت او را قبول نمیکند در این مقدار اندک. این بیاید در آخرت در حضور جمیع امم شهادتش پذیرفته شود؟! این اشاره به نقلی است که سنیها دارند، سنیها میگویند که روز قیامت انبیای سلف خداوند از امت آنها سوال میکند که خلاصه چرا گناه کردید؟ اینها نیاز به شاهد دارند برای اینکه انبیای آنها وظیفه ابلاغ و تبلیغ خود را رساندند. خداوند به انبیاء میگوید شاهد بیاورید برای اینکه شما به انجام وظیفه کردید. خداوند امت پیغمبر را به عنوان شاهد برای انبیای سلف ذکر میکند و اینها شهادت میدهند به اعتبار اینکه میگویند پیغمبر گفته است که انبیای سلف وظایف خود را انجام دادهاند. در واقع خداوند شهادت این امت را بر انبیای سلف میپذیرد.
اولاً حالا صرفنظر از اینکه این چه فایدهای دارد این امت بخواهند شهادت بدهند وقتی خود پیغمبر مستقیم میتواند شهادت بدهد؟ اینها شهادت آنها مستقیم که نیست، شهادت آنها به وسیله این است که چون خدا در قرآن گفته است، به وسیله گفتن خدا در قرآن دارند شهادت میدهند. خب مستقیم خود گفته خدا در قرآن به عنوان شاهد قرار بگیرد. این شاهد گرفتن از امت چه ارزشی دارد؟
مهمتر این مطلبی است که در همین روایت اشاره میکند، اینها آدمهای اهل شهادت نیستند، عادل نیستند که شهادت آنها قبول باشد و اینها. بعد در ادامه میگوید «کلا لم یعن الله مثل هذا من خلقه»، این امتی که در میان آنها آدم فاسق و غیرمقبول الشهاده وجود دارد، همچین چیزی را خدا اراده نکرده؛ بلکه الأمة التی وجبت لها دعوة ابراهیم، أمتی که بر آنان دعوت ابراهیم ثابت شده، وجبت ای ثبتت، ثبتت لها دعوة ابراهیم. خب این یک روایت. «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ و هم الامة الوسطی و هم خیر امة اخرجت للناس» تفسیر عیاشی جلد ۱ صفحه ۶۳ آیه ۱۱۴. این روایت ابیعمرو زبیری است. این روایت در صفحه ۱۹۵، صفحه ۱۳۰ در ذیل خود آن آیه «کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ» هم وارد شده است با یک مقداری اضافه که میگوید یعنی الامة التی وجبت لها دعوة ابراهیم فهم الامة التی بعثالله فیها و منها و الیها، حالا این را توضیح خواهم داد. «و هم الامة الوسطی و هم خیر امة اخرجت للناس». یک روایت مفصلی هم هست در کافی جلد ۸ صفحه ۳۱۱ رقم ۴۸۵ از امام باقر علیهالسلام در مورد قتاده که میآید خدمت امام باقر علیهالسلام و امام علیهالسلام با او گفتگو میکنند و در ذیل آن امام میفرمایند «فَنَحْنُ وَ اللَّهِ دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ».
حالا این مراد از دعوت ابراهیم چیست؟ حضرت ابراهیم چند جا از خداوند درخواستی داشتند. یک جا همین آیه شریفه «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ»، این میتواند ناظر به این آیه باشد که در یک کافی جلد ۵ صفحه ۱۳ رقم ۱ هم باز به آن تفسیر کرده است. باز هم روایت ابیعمرو زبیری عَنْ ابیعبدالله علیهالسلام، سوال در مورد این است که چه کسانی مأمور به جهاد هستند و جهاد برای آنها جایز است؟ در روایات ما یکی از مسلمات فقه شیعه این است که جهاد ابتدایی مشروط به اذن امام علیهالسلام است. لااقل قدر مسلم آن این است در عصر حضور بدون اجازه امام علیهالسلام اشخاص نمیتوانند جهاد کنند. این روایت در آن فضا است. قالَ قُلْتُ لَهُ از امام صادق علیهالسلام: «اخبرنی عن الدعاء الی الله و الجهاد فی سبیله اهو لقوم لا یحل الا لهم و لا یقوم به الا من کان منهم او هو مباح لکل من وحدالله عزوجل و آمن برسوله؟» یک سوالی را مطرح میکند و ادامه دارد سوال. بعد امام علیهالسلام میفرمایند نه این جهاد مخاطبش ائمه معصومین علیهمالسلام هستند اگر کس دیگری هم در واقع بخواهد جهاد کند باید از آنها اجازه بگیرد، شرط جهاد اذن امام علیهالسلام است. «فقال ذلک لقوم لا یحل الا لهم و لا یقوم بذلک الا من کان منهم»، روایت مفصلی است. آن تکهای که میخواهم بخوانم این تکه است، «ثم ذکر من اذن له فی الدعاء الیه بعده و بعد رسوله فی کتابه فقال وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ…» این آیه آلعمران آیه ۱۰۴ را را میآورد، بعد میگوید «ثم اخبر عن هذه الامة و ممن هی…» اشاره میکند اولاً این امت کسانی هستند و «من ذریتنا» هستند. دعا کننده حضرت ابراهیم است در مورد خودش و حضرت اسماعیل دعا کرده است «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا»، یعنی این امتی که هستند از ذریه حضرت ابراهیم و اسماعیل هستند، تمام امت پیغمبر به آن معنای عام آن که از ذریه حضرت ابراهیم و اسماعیل نیستند. میگوید که «و أنها من ذریة ابراهیم و من ذریة اسماعیل من سکان الحرم ممن لم یعبدوا غیر الله قط، الذین وجبت لهم الدعوة دعوة ابراهیم و اسماعیل من اهل المسجد الذین اخبر عنهم فی کتابه انه اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا». یکی اینکه این دعوت ابراهیم ناظر به این آیه شریفه سوره بقره آیه ۱۲۸ باشد «رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ». یکی اینکه به چند آیه عقبتر آن ناظر باشد. همان آیه شریفه ابتلاء و جعل امامت. «وَ إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَاماً، قَالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ». این آیه را متأسفانه بعضی از مفسرین خیلی دور از واقعیت معنا کردهاند. یک نکتهای در مورد این آیه است مورد توجه قرار نگرفته است، آن این است که وقتی حضرت ابراهیم از خداوند درخواست میکند، آیا این درخواست حضرت ابراهیم اجابت شده است یا اجابت نشده است؟ حضرت ابراهیم یک درخواستی کرده است. «و من ذریتی» سوال نیست، درخواست است. این اولاً. حضرت ابراهیم میگوید که این امامت را در ذریه من قرار بده، در روایات است، حضرت ابراهیم «و من عظم مقام الامامة که در او بود را خواست که در امتش قرار بدهد. خداوند با تعبیر «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» پاسخ مثبت داد به دعوت حضرت ابراهیم، گفت نگران نباش. این امامت همیشه در ذریه تو خواهد بود. اولاً حضرت ابراهیم درخواست نکرده بوده است که تمام ذریه حضرت ابراهیم این مقام را داشته باشند. میگوید در ذریه من قرار بده این مقام امامت را. و در پاسخی که داده شده است میگوید این مقام امامت در ذریه تو خواهد بود به دلیل اینکه این مقام باید برای شخصی باشد که معصوم باشد در کل عمرش. و المعصوم فی کل عمره لا یکون الا فی ذریتک. المعصوم فی کل الامة لا یکون الا فی ذریتک. در واقع «لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» حضرت ابراهیم میگفته است این مقام را در فرزندان من قرار بده، خداوند هم میگوید من در فرزندان تو قرار دادم. چون این مقام مال کسی است که باید ظالم نباشد و آن کسی که ظالم نیست فقط در ذریه تو است. نه که همه ذریه تو، در ذریه تو است. یعنی آن معصوم جمیعالعمر فقط در ذریه تو است. که روایتهای زیادی در ذیل این است حالا من دیگر فرصت نیست بخواهم آن روایتها را بخوانم و معنا کنم. این در واقع «أَنَا دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ» میتواند ناظر به این آیه باشد که حضرت ابراهیم از خداوند درخواست میکند که امامت را در ذریهاش قرار بدهد و خداوند جواب مثبت میدهد که امامت در ذریه حضرت ابراهیم قرار گرفته است. این هم دو آیه.
آیه سومی که در بعضی از روایات ناظر به «أَنَا دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ» یا «نحن دعوة ابراهیم» دانسته شده، آیه «وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ» است، یک روایت مفصلی در دعائم الاسلام است جلد ۱ صفحه ۲۹ در مورد آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم که اصل آن روایت ظاهراً از همین روایت ابیعمرو زبیری تفسیر عیاشی جلد ۱ صفحه ۶۰، صفحه ۱۰۱ گرفته شده است و شاید یک مقداری دستکاری شده باشد، ولی اصل آن ظاهراً در دعائم الاسلام است، دعائم از امام صادق علیهالسلام نقل میکند، میگوید که اصلها دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ حیث یقول «وَ اجْنُبْنی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ». در مناقب ابن شهرآشوب هم اینگونه دارد: قالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فی قَوْلِهِ تَعالىٰ «وَ اجْنُبْنی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ» فَانْتَهَتِ الدَّعْوَةُ إِلَیَّ وَ إِلَى عَلِیٍّ. و فی خبر «أَنَا دَعْوَةُ إِبْرَاهِیمَ». کأنَّ حضرت ابراهیم برای فرزندان خود نسل بعد نسل این درخواست را کرده است «وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ». البته این دعوتی که کرده است نسبت به تمام نسلش نبوده است. یک سری گروه خاصی از فرزندان او بوده که از خداوند درخواست کرده است که اینها را از بتپرستی در امان قرار بدهد که خب معصومین از انبیاء، معصومین از ذریه حضرت ابراهیم بودند که نسل بعد نسل از بتپرستی اجتناب کرده بودند، بت نپرستیدند، این دعوت نسل بعد نسل به پیغمبر به حضرت امیر صلواتاللهعلیه رسیده است.
در یک روایتی در مناقب ابن شهرآشوب صفحه ۱۷۹ از امام باقر علیهالسلام نقل کرده است «إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوَادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ»، میگوید «نَحْنُ بَقِیَّةُ تِلْکَ الْعِتْرَةِ»، حضرت ابراهیم یک درخواستی در مورد فرزندان خود و خانواده خود کرده که این درخواست یک درخواست استمراری بوده است که برای ما معصومین علیهمالسلام این درخواست شده است، و قالَ «کانَتْ دَعْوَةُ إِبْراهیمَ لَنا خاصَّةً». برای گروه معصومین. یعنی در واقع حضرت ابراهیم دعوتی که کرده است این دعوت از جانب خدا پذیرفته شده است. این در مورد کسانی بوده است که از عبادت اصنام اجتناب میکردند و همان ادامه داشته است.
نکتهای را اینجا عرض بکنم آن این است که مفسرینی که این روایت را مربوط به کل امت پیغمبر قرار دادند، «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ»، این کلمه «ابیکم» را دیگر مجبور شدند به تکلف بیفتند و بگویند مراد از «ابیکم» ابوت روحانی است، در حالی که «ملة ابیکم»، ظاهر آن ابوت جسمانی است و اشاره به ائمه معصومین علیهمالسلام است که اینها پیروان حقیقی حضرت ابراهیم هستند، «إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللّٰهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ». اولی الناس به حضرت ابراهیم یعنی کسانی که بیش از همه ارتباط نزدیک با حضرت ابراهیم دارند و درخواست حضرت ابراهیم از خداوند درباره آنها بوده است و به وسیله آنها استجابت شده است پیغمبر هستند و مؤمنین واقعی که واقعاً در هر جهت با پیغمبر ایمان آوردند و اینها هستند که دعوت حضرت ابراهیم مربوط به آنها است. این مجموعه آیات و روایات که است اگر کسی ببیند تردید نمیکند از خود همین آیات هم همین مطلب استفاده میکند که این دعوت مربوط به کل امت من الفاسق و الفاجر و المؤمن و العادل و امثال اینها نیست؛ بلکه مال یک گروه خاصی از این امت است که آن گروه ائمه معصومین علیهمالسلام هستند.
شاگرد: خصوص أنا دعوة الله نه نحن دعوة الله، ظاهرا از قرائن استفاده میشود که بیشتر ناظر به آیه «إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللّٰهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» چون این هم دعای حضرت ابراهیم است دیگر، «رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکتاب»
استاد: بله به آن هم میتواند ناظر باشد ولی عرض کردم انتهیت الیّ و علیٍّ که میخواهد بگوید این یک دعوت مستمر بوده است. حضرت ابراهیم صلوات الله علیهم دعوتی أئمه معصومین س است و کل این آیات مختلفی که است در واقه تأکید بر این مطلب است که اینها کسانی هستند امتی هستند که عابد وثن نبودند، در بعضی روایات هم اشاره به همین است و تأکید میکند، مثلا من عبد وثنا لایکون اماماً و امثال این تعبیرات، اشاره به همین است که آن درخواستی که حضرت ابراهیم برای امامت کرده، این درخواست برای گروه خاصی از ذریه حضرت ابراهیم بوده است و آن گروه خاص کسانی بودند که در هیچ برههای از عمرشان بتپرستی نکردند.
حالا وقت گذشته، من جلسه آینده یک توضیح بیشتری خواهم داد. و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله محمد.