حدیثخوانی استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری
Hadis 20 – 14040224
متن خام
سال اول –چهارشنبه جلسه 20
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
استاد: یک وقفهایی این مرویات پیدا میکند که از یک ردیف به وسیله آن وقفها از مرتبه خودش به یک مرتبه بالاتری میرود مثلاً حسنٌ کالصحیح و موثقٌ کالصحیح، خب این چه چیزهایی است که باعث میشود آن حسن کصحیح بشود؟ حالا من حسن بودنش را عرض میکنم، ولی کالصحیح بودنش بیشتر مد نظر من است. روایت حسین بن ابی الاعلی بود، اولاً احمد بن محمد در صدر سندش است که معلق به قبل است و عدة من اصحابنا سرش میآید، عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد عن علی بن حکم از حسین بن ابی الاعلی، گیر در حسین بن ابی الاعلی است که بخاطرش روایت حسن کالصحیح تعبیر شده است.
حسین بن ابی الاعلی توثیق صریح به آن معنا در موردش نیست، اسمهای برادرانش ذکر شدهاند، میگوید أوجه اینها حسین بن ابی الاعلی است کان أوجههم الحسین. از این کأن استفاده حسن شخص شده، آن حسن بودنش به اعتبار حسین بن ابی الاعلی است، ولی چه چیزی در این سند است که این را از مرتبه حسن بودن به مرتبه صحیح بودن میرساند؟ ببینید یکی از این چیزها بحث اصحاب اجماع است، اگر یکی از اصحاب اجماع در سند واقع باشد درجه حدیث از مرتبهای به مرتبه بالاتری میرود. اینجا در سند کسی از اصحاب اجماع وجود ندارد که مرتبه روایت را بالاتر ببرد، اینجا علتش چیست؟ این را ملاحظه بفرمایید.
حالا مجهول کصحیح را خودم عرض میکنم، شما آن اولی را ملاحظه بفرمایید. محمد بن اسماعیل عن فضل بن شاذان را مجهول کالصحیح تعبیر کردند، این مجهولٌ به اعتبار محمد بن اسماعیل در سند است، بقیه سند گیری ندارند، ولی کالصحیح بودنش را من احتمال زیاد میدهم که کصحیح بودنش ممکن است به اعتبار من احتمال زیاد میدهم که کصحیح بودنش به اعتبار این است که نوعاً این محمد بن اسماعیل یا همیشه در طریق فضل بن شاذان واقع است، ایشان استظهارش این است که این در طریق کتاب فضل بن شاذان است و در طریق به کتب نیاز به بررسی سندی نیست یا لااقل در کتب مشهوره نیاز به بررسی سندی نیست، در نتیجه ولو محمد بن اسماعیل در سند واقع است، این سند به دلیل اینکه طریق به کتب فضل بن شاذان است نیازی به بررسی ندارد. فکر میکنم مطلبش این باشد.
میرسیم به روایت دوم، ما معلی بن محمد را تصحیح میکنیم ولی معروف تصحیح نمیکنند، فارغ بین این اظهار نظری که در درایة النور آمده و اظهار نظری که در مرآت العقول است از این جهت است. البته این نکته را عرض کنم که مرآت العقول در مقدمه آن ذکر کرده که این اظهار نظرها مبنای خود ایشان نیست، ایشان اصلاً مبنایش پذیرش همه احادیث کافی است و سند را در ترجیح روایات یکی بر دیگری قائل است. چون اوصاف راوی را مرجح میدانند در نتیجه اینها را برای بحث ترجیح و مرجحیت و در مقام تعارض به آنها اعتبار قائل هستند. روایت را بخوانید.
ش: الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ قَالَ نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ
استاد: این تعبیر آیه «أمة وسطا» بود، اینجا الامة الوسطی است، بین وسط و وسطی فرقی هست؟
ش: وسطی به اعتبار تأنیثش فرمودند
استاد: وسطی مونث اوسط است و وسط هم در واقع ولو وصف است، ولی بالاخره وسطی بودن در اینجا با وسط بودن خیلی تفاوتی ندارد؛ چون بالاخره همه امم یک مرتبهای از مراتب توسط و اعتدال در آن وجود دارد، امت وسطی یعنی امتی که وسطترین و معتدلترین و مناسبترین امم است امت وسط هم همین است، فرض کنید ما میگوییم زید عالم است نه اینکه مرتبهای از مراتب علم را داشته باشد به او عالم بگوییم، باید از متوسط متعارف یک مرتبهای بالاتر باشد.امت وسط یعنی امتی که نسبت به متعارف بالاتر باشد، تقریباً با امت وسطی یکی میشود.
ش: ممکن است بگوییم وسطی مصداق أتم آیه است و صدق آیه بر بقیه امت را نفی نمیکند
استاد: نه، در ادامهاش «و نحن شهداء الله» را چیکار میکنید؟ اینها روی خودشان میخواهند تطبیق بدهند. شهداء الله علی خلقه یعنی خداوند به وسیله ما شاهد میگیرد بر خلقش، کأن چون ما وظیفه هدایت مردم را به نحو احسن انجام دادیم روز قیامت خداوند نسبت به خلقش که کوتاهی کردند به وسیله اینها احتجاج می کنند که اینها هدایت را به نحو احسن به انجام رساندند شما چرا کوتاهی کردید؟ حجت بودن خدا همین است که در واقع وسیله هدایت مردم به وسیله ائمه انجام شده، ولی مردم هستند که در این هدایت ائمه معصومین علیهمالسلام خودشان را کنار کشیدند و بهرهای نگرفتند
ش: قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ قَالَ إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً- هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ فِي الْكُتُبِ الَّتِي مَضَتْ وَ فِي هَذَا الْقُرْآنِ- لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِيدُ عَلَيْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ صَدَّقْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
استاد: یعنی کأن میخواهد این طور بگوید که پیغمبر واسطه بین خدا و مردم است، ولی این واسطه گری پیغمبر به توثیق ائمه معصومین علیهمالسلام است، یعنی آن نقش تفسیری که پیغمبر صلوات الله علیه دارد به وسیله ائمه معصومین علیهم السلام در جامعه ورود داشته، انما یعرف القرآن من خوطب به و پیغمبر چون آن اطلاعاتی را که باید برساند به ما رسانده، خب همه مطالبی که به مردم باید رسانده بشود به نحو مستقیم به مردم رسانده نشده، یک سری مطالب به عنوان اسرار در اختیار ائمه معصومین قرار گرفته و ائمه هستند که آنها را به مردم ابلاغ کردند. و من صدّق، یعنی کسی که ما را تصدیق کند و حرفهای ما را گوش کند، حالا تصدیق هم تصدیق قولی است هم تصدیق عملی است، روز قیامت به آن تصدیق میکنیم و من کذب کذّبناه یوم القیامة.
ش: یک احتمالی هم در حاشیه داده که ممکن است صدّقنا باشد و یک احتمال دیگری هم از وافی ظاهرا نقل کرده که تخفیف باشد صَدَق و کذب باشد.
استاد: نه خیلی بعید است صدَق باشد، ظاهرش تصدیق است. روایت بعدی روایت سوم را بخوانید در برنامه درایه صحیح است.
ش: وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ الشَّاهِدُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ.
استاد: معانی مختلفی که در کتب تفسیر در مورد «أفمن کان علی بینة من ربه» و به خصوص آن «شاهد منه» آمده، بعضیها گفتند شاهد مراد جبرییل است بعضیها گفتند شاهد زبان پیغمبر است و بعضیها گفتند علی بن ابیطالب است. اینها در تفسیر فخر رازی آمده و مرحوم مجلسی از قول سیوطی نقل میکند که در کتابهای مختلف اهل تسنن آمده «مَا مِنْ رَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا نَزَلَ فِيهِ طَائِفَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ، فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: مَا نَزَلْ فِيكَ؟ قَالَ: أَمَّا تَقْرَأُ سُورَةَ هُودٍ أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ
ش: شاهد بودن امیرالمومنین بر پیامبر به چه معناست؟
استاد: مرحوم علامه مجلسی این طوری تعبیر کرده قوله علیهالسلام الشاهد علی رسول الله أي في تبليغه إلى الأمة ما أمر بتبليغه، یعنی امیرالمومنین تصدیق کردند پیغمبر را که پیغمبر آن چیزی که خداوند بوده رسانده است، اگر به این معنا باشد کأن امیرالمومنین هم خودشان ارتباط با فرشته وحی دارند، شاید اشاره اجمالی به این مطلب است که امیرالمومنین هم تصدیق میکنند که پیغمبر وظیفه تبلیغ رسالت خودشان را به درستی انجام دادند. این یک مطلب.
یک مطلب دیگر شاهد علی رسول الله، میگویند علی به معنای لام است، یعنی شاهد لرسول الله، یعنی شهادت میدهم که پیغمبر پیغمبر خاتم است، یعنی ویژگیهای امیرالمومنین به عنوان یک رجل الهی یک رجلی که همه افراد میدانند این شخصیت کسی است از خودش حرف نمیزند، این خودش کافی است برای اینکه اثبات بشود که پیغمبر…، یعنی خود امیرالمومنین جز معجزات پیغمبر است؛ بنابراین مصدِّق بودن امیرالمومنین نسبت به پیغمبر میتواند تصدیق پیغمبر هم بکند.
حاج آقا میفرمودند که صحبت نماز باران مرحوم آسید محمد تقی خوانساری بود، نماز باران دو بار خوانده شده بوده زمان مرحوم آقای خوانساری، یک بار در رودخانه روبروی خاکفرج که رودخانه خشک بوده و عمومی هم خوانده شده بوده، خب باران نمیآید و بعد هم در پشت قبرستان نو، قسمتی که الان جز قبرستان است، آخرهای قبرستان نو که اگر دیده باشید یک قبری آنجا است اخیراً گنبد گذاشتند در همان حدود، در واقع آن موقع خالی بوده زمین خارج قبرستان بوده که بعداً به قبرستان ملحق شده، این دفعه دوم با عده خاصی که طلبهها بودند و احیاناً بعضی از مقدسین بودند شرکت کرده بودند، قانون نماز باران هم این است که اگر باران نیامد تکرار بشود با عده خاصتری، باز نیامد با عده خاصتری. حاج آقا میفرمودند خیلی این نماز باران احترام به روحانیت داد؛ چون در نماز اول نیامد، البته نماز دوم را هم مرحوم آقای اراکی نقل کردند که سیل آمد، دو تا چیز در ذهنشان قاطی شده، یکی بحث سیلی که در زمان مرحوم آقای حاج شیخ آمده و یکی هم این نماز باران بوده، سیل نبوده، بین نماز مغرب و عشا باران آمد و باران غیر قابل توجهی بود غیرمنتظره بود، در غیرمنتظره بودن آن تردیدی نبود، ولی اینکه مثلاً سیل بیاید در این حدها نبود. حاج آقا شهاب اشراقی میگفت که برای من از خدا تا آسید محمد تقی همه اثبات شد[خنده] گاهی اوقات وسیله اثبات از پایین است، حالا امیرالمومنین این طوری است، مرحوم مجلسی میگوید و هو علیهالسلام شاهدٌ بعلومه و معجزاته و کمالاته علی حقیة النبی صلی الله علیه و آله و سلم.
ش: روایت بعدی روایت چهارم است: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع قَوْلَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً
استاد: اینجا همان روایت برید عجلی است، در این نقل دیگر امة وسطی نیست امةً وسطا است.
ش: وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ قُلْتُ قَوْلُهُ تَعَالَى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ جاهِدُوا فِي اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ نَحْنُ الْمُجْتَبَوْنَ وَ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ فَالْحَرَجُ أَشَدُّ مِنَ الضِّيقِ
استاد: این از روایتهایی است که در بحث اصولی مورد بحث قرار میگیرد که حرج از مطلق تنگی بیشتر است، تنگی غیر قابل تحمل است عرفا، و الا بالاخره اصل تکلیف خودش یک سنگینی دارد این سنگینی بیشتر از ضیق است.
ش: – مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً وَ سَمّٰاكُمُ الْمُسْلِمِينَ اللَّهُ سَمَّانَا الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ فِي الْكُتُبِ الَّتِي مَضَتْ وَ فِي هَذَا الْقُرْآنِ- لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَ تَكُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَى النّٰاسِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِيدُ عَلَيْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى النَّاسِ فَمَنْ صَدَّقَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَدَّقْنَاهُ وَ مَنْ كَذَّبَ كَذَّبْنَاهُ.
استاد: این همان روایت الرابع است که خوانده شد. خداوند ان شاءالله ما را جز صادقین و مصدقین نسبت به ائمه معصومین علیهم السلام قرار بدهد. ان شاءالله عازم هستم و با بعضی از حضار جلسه در خدمت آنها هستیم و ان شاءالله نائب الزیاره دوستان خواهیم بود. از من برگشتم شاید یک جلسه در فاصله قبل از محرم هم برگزار کنیم ان شاءالله تا خدا چه خواهد. ان شاءالله از ما ببخشید و ما را هم فراموش نکنید، اگر غفلت ما را نگیرد که همیشه غافل هستیم دعاگو خواهیم بود و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آل محمد.