دانلود فایل صوتی Hadis 23 - 14040709 Hadis 23 - 14040709
دانلود متن خام Hadis 23-14040709 Hadis 23-14040709

فهرست مطالب

جلسه 23 – چهارشنبه 1404/07/09 – حدیث خوانی، «کتاب الحجة» کافی شریف

پخش صوت

Hadis 23 - 14040709

حدیث‌خوانی استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری

Hadis 23 – 14040709

متن خام

سال اول –چهارشنبه جلسه 23

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

ش: حدیث 16 جلد 1 صفحه 189: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْأَوْصِيَاءُ طَاعَتُهُمْ مُفْتَرَضَةٌ قَالَ نَعَمْ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِيعُوا اللّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.

استاد: این سوال چیه الاوصیا طاعتهم مفترضة؟ مثلاً شبهه بوده که طاعت امام مفترض نباشد؟

ش: وصی در مقابل نبی است، سوال این است که آیا همان حالت انبیا را هم اینها دارند؟

استاد: فرقی نیست وصی است بالاخره

ش: یعنی در افتراض اعات ملحق به نبی می‌شود؟

استاد: به هر حال مقتضای وصی بودن این است که واجب است حرفهایش را گوش بدهیم.

ش: یعنی خدا هم خواسته؟ یعنی فرض الله است؟

استاد: بله مطلب شاید این باشد. فرض یک موقعی در مقابل سنت است، سنت یعنی ما فرض النبی، فرض یعنی ما فرض الله، شاید مراد این باشد، سوال این است که آیا خداوند واجب کرده یا پیغمبر آن را واجب کرده؟ می‌گوید خداوند واجب کرده و آیات قرآن هم بر این مطلب دلالت می‌کند. در یک روایتی هست که می‌گوید اصلاً امامت امیرالمومنین را خداوند مستقیم به حضرت رسول صلوات الله علیه ابلاغ کرده در معراج، انما جائت من الله مباشرتاً لا من العبد من السماء مشافهة لامن الارض. حالا آن در مورد شخص امیرالمومنین است نه کل اوصیا. روایت بعدی

ش: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ

استاد: یک سوال، اگر رفقا کسی حضور ذهن دارند الان جواب بدهند اگر حضور ذهن ندارند بعداً پاسخ بدهند، مرحوم مجلسی برای این روایت تعبیر کرده مجهولٌ کالحسن، مجهولٌ کالحسن این برای چه گفته مجهول کالحسن؟ در موردش فکر کنید برای هفته آینده.

ش: در روایت شانزده، آیه دوم به تنهایی چطور بر وجوب طاعت دلالت می‌کند؟

استاد: انما ولیکم ولی یعنی اولی به.

ش: همان اولی الامری که در آیه هست

استاد: حالا در آیه اطیعوا دارد، بحث سر این است که این اطیعوا ندارد چطوری از آن در می‌آید. حالا این سندش را ملاحظه بفرمایید هفته آینده ان شاءالله. ادامه روایت را بخوانید

ش: السَّامِعُ الْمُطِيعُ لَا حُجَّةَ عَلَيْهِ وَ السَّامِعُ الْعَاصِي لَا حُجَّةَ لَهُ وَ إِمَامُ الْمُسْلِمِينَ تَمَّتْ حُجَّتُهُ وَ احْتِجَاجُهُ يَوْمَ يَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ

استاد: السمع و الطاعه ابواب الخیر، می‌گوید یکی اینکه آدم باید گوش کند، بعد از اینکه گوش کرد اطاعت کند. السامع المطیع لاحجة علیه، کسی که سامع باشد و مطیع باشد معذور است و حجتی بر او نیست، و السامع العاصی لاحجة له. یک شق دیگر این است کسی که اصلاً گوش نمی کند، غیر سامع چیه؟ نمی رود گوش کند. چون می‌گوید و امام المسلمین تمت حجته واحتجاجه، اینکه تمت حجته، مفروغ این است که همه اشخاص که معلوم نیست شنیده باشند.

این روایت ظاهراً تاکیدش روی سمعش نیست عمدتاً روی طاعتش است، آن روایتی که به هر دو این جهتها هم به سمع نظر دارد هم به طاعت، آن روایت معروف مسعدة بن زیاد است، می‌گوید روز قیامت به افراد می‌گویند چرا عمل نکردی؟ ابتداءً سوال این است أفلا تعلمت؟ هلّا تعلمت نیست، کتب اصولی نقل به معنا کردند تعبیر هلا تعلمت ترجمه کردند.

ش: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: عَبْدِي أَ كُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ: نَعَمْ، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ: كُنْتُ جَاهِلًا، قَالَ لَهُ: أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّى‌ تَعْمَلَ فَيَخْصِمُهُ، فَتِلْكَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ.

استاد: آن بحث حجة البالغه که آنجا هست یک مرحله این است که اگر عالم باشد یعنی سمع صورت گرفته باشد خب باید اطاعت کند، چرا اطاعت نکردی؟ عاصی هستی. آن یک مرحله، مرحله دیگر اینکه اگر بگوید نه نمی دانستم جاهل بودم می‌گوید چرا نرفتی یاد بگیری؟ خود آن سمع هم باید می‌رفتی می‌شنیدی، اصل عبارت این است که هم باید سمع صورت بگیرد هم طاعت صورت بگیرد و احتمال می‌دهم یک چیزی ا فتاده باشد که مثلاً گفته باشد کسی که سامع نشده آن هم حجتی ندارد شبیه همان افلا تعلمت، افراد وظیفه دارند هم باید بروند یاد بگیرند افلا تعلمت، بعد از اینکه هم یاد گرفتند چرا عمل نکردی؟ این دو تا.

ش: غیر سامع گاهی مثلاً با کوتاهی و تقصیر است

استاد: نه اصلاً کوتاهی و تقصیر کأن ندارد، دو قسم نداریم، آن که هست این است که اگر برود یاد می‌گیرد. غیر سامع غیر کوتاهی ندارد اگر غیر سامع بوده حتماً کوتاهی کرده که یاد نگرفته.

ش: احتمال نمی داده یا

استاد: معنایش این است که این کوتاهی کرده که احتمال نمی داده، آن روایت چیز هم که دارد همین است أفلا تعلمت، یعنی عقل انسان حکم می‌کند به اینکه خب باید برود یاد بگیرد. افراد مستضعفین و مرجئون لأمر الله را از این مرحله خارج کنید این یک بحث دیگر است، مراد افراد متعارفی است که یک مقدار چیز دارند که باید سراغ امام بروند.

ش: ابواب را به چه اعتبار جمع آورده؟ مثنی باید باشد.

استاد: ابواب در مقام جمع به صورت مثنی زیاد به کار برده می‌شود. حالا این روایت در تفسیر عیاشی هم وارد شده، در تفسیر عیاشی به جای خیر، جنت دارد جلد 2 صفحه 304 رقم 122، هر دو هم درست است، یکی تعریف دیگری است قطعاً، راویش همان عبدالاعلی است، من یک قدری فکر کردم ببینم مثلاً کدامشان بهتر است، ولی هر چه فکر کردیم به اینکه کدامش درست است کدامشان را تعریف آن یکی باید بگیریم، هم ابواب الخیر مطرح است که انسان باید راه رسیدن به خیر و خوبی و سعادت و امثال اینها است و هم ابواب جنت، هر دو معنای درستی است.

ش: السمع و الطاعة نسبت به امام مطرح است دیگر؟

استاد: بله امام به معنای عامش که پیغمبر را هم شامل می‌شود. خب ثُمَّ قَالَ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ، کأن روز قیامت مردم را با امامشان می‌آورند که این امام قرار است بر اینها شهادت بدهد که اینها آدم خوبی بودند یا آدم خوبی نبودند، اگر اینها کوتاهی کردند امامشان می‌گوید من که برای شما بیان کردم چرا شما گوش نکردید؟ بنابراین امام شاهد علی الناس خواهد بود که این مقدمه است برای ورود به بحث بعدی، بَابٌ فِي أَنَّ الْأَئِمَّةَ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى خَلْقِهِ‌. آن روایت را که ما موثقه می دانیم را بخوانید.

ش: عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيِّ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً، حضرت فرمودند قَالَ نَزَلَتْ فِي أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص خَاصَّةً فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ ص شَاهِدٌ عَلَيْنَا.

استاد: این را چطوری معنا می‌کنید؟

ش: در مورد امت پیامبر خاصه نازل شده که در هر بازه زمانی از این امت امامی از ما شاهد بر این امت خواهد بود.

استاد: جئنا من کل امة، کأن کل این روایت در مورد امت پیغمبر است، خود امت پیغمبر قرن قرن به اصطلاح دوره دوره است. کلمه قرن در اصطلاح گاهی اوقات به سی سال اطلاق می‌شده، در علم نسب تقریباً هر صد سال را سه تا نسل در نظر می‌گیرند که قرن شاید به همین اعتبار باشد که سی سال در نظر می‌گیرند که هر نسلی سی سال است اینجا قرن به معنای یک نسل است.

ش: به معنای اهل کل زمان هم آمده، خود کلمه قرن به معنای أهل کل زمان، ظاهراً مراد همین باشد

استاد: یعنی هر نسل دیگر، قرن یکی به معنای سال است، خود آن سال یعنی زمان، واحد زمان، این یعنی افراد آن در آن واحد زمان نه خود زمان، ولی بحث سر این است قرن مثلاً افراد صد سال یک جا را قرن بگوییم یا سی سال یک جا را؟ اینجا در واقع کل قرن یعنی هر نسلی.

در واقع این روایت این طوری می‌خواهد بیان کند که این آیه شریفه در مورد امت پیغمبر است و تقسیم‌بندی امت پیغمبر به کل قرنٍ قرنٍ، یعنی هر قرنی یک شاهد دارد که یعنی آن امام دارد.

استاد: یک نکته‌ای را در مورد تفسیر این آیه عرض کنم، یک تفسیری است که این آیه اختصاص دارد به ائمه معصومین علیه‌السلام یا عمومی است؟ فرض کنید که ما اگر عمومی هم بدانیم یک بحث دیگری اینجا هست که در این روایت نیست ولی بی تاثیر در فهم این روایت نیست. مفسرین معمولاً این آیه را این طوری معنا کردند فکیف اذا جئنا من کل امةٍ بشهیدٍ و جئنا بک علی هولاء شهیدا، مشارٌ الیه این هولاء چیست؟ مفسرین نوعاً هولاء را به شهدا نگرفتند کما اینکه من آدم ابتداءً آیه را که می‌بیند به نظرش می‌رسد که این هولاء به همین شهید باید برگردد که مذکور است و معهود ذکری است، یعنی فکیف اذا جئنا من کل امة بشهید، از هر امت یک شهیدی می‌آوریم و جئنا بک علی هولاء، مفسرین هولاء را زدند به امت پیغمبر، هولاء اشاره به نزدیک است، مشارٌ الیه آن نزدیک ذکری یا نزدیک خارجی است، مفسرین نزدیک خارجی گرفتند، یعنی اینها که الان هستند، یعنی امت پیغمبر، ولی شاید روشنتر که از روایات ما استفاده می‌شود مشارٌ الیه هولاء شهداست. روایتهای مختلفی که ما داریم در این جهت مشترک هستند حالا اختصاص به امت پیغمبر هم داشته باشد، هولاء یعنی هولاء الشهدا. یک روایت بخصوصی دارد که دقیقاً همین روی آن تاکید می‌کند این است که در تفسیر عیاشی جلد 1 صفحه 242 رقم 132 می‌گوید هو الشهید علی الشهدا و الشهداء هم الرسل، می‌خواهد مشارٌ الیه هولاء را مشخص می‌کند که مشارٌ الیه أمت نیست. در روایتهای ما خیلی روایت است که تاکید شده مشارٌ الیه هولاء شهدا هستند، چه این را اختصاص بدهیم به ائمه چه به غیر ائمه اختصاص بدهیم مشارٌ الیه را شهدا گرفتند. حالا من جستجوی کامل نکردم همین طوری که به روایتهایی که مربوط به آیه دیگری بود که نگاه می‌کردم، آن آیه این است، حالا بگذارید روایت بعدی را بخوانیم، این یک نکته‌ای دارد که بعداً عرض می‌کنم.

ش: الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدٍ الْعِجْلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ قَالَ نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ

استاد: یعنی مخاطب ما هستیم نه امت پیغمبر، در واقع تعیین مخاطب دارد می‌کند؛ بنابراین به ما خطاب است.

ش: قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ قَالَ إِيَّانَا عَنَى خَاصَّةً- هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ فِي الْكُتُبِ الَّتِي مَضَتْ وَ فِي هَذَا الْقُرْآنِ- لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ فَرَسُولُ اللَّهِ ص الشَّهِيدُ عَلَيْنَا بِمَا بَلَّغَنَا عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

استاد: متعارف افراد این طوری معنا می‌کنند می‌گویند پیغمبر شاهد بر امت خودش است، امت خودش شاهد بر سایر امم هستند، در واقع پیغمبر شاهد بر شاهدها می‌شود باز، در این روایت هم باز پیغمبر شاهد بر ائمه قرار داده شده و ائمه شاهد بر امت یا کل أمم قرار داده شده، علی ای تقدیر پیغمبر شاهد بر شاهدان است، شاید هم فی الجمله مؤید این باشد که در آنجا هم پیغمبر را ما شاهد بر شاهدان بگیریم نه شاهد بر خود امت.

ش: شاهد بودن امت اسلام بر أمم گذشته را به معنای الگو و اینها می‌گیرند

استاد: حالا آن شاهد را چطور معنا کنیم، در بعضی روایات توضیحاتی در آن داده شده که البته من نمی خواهم وارد شوم، در کتب تفسیری ببینید روز قیامت امت را می‌آورند می‌گویند چطوری شهادت می‌دهند و امثال اینها، شاهد بر امتهای سابق قرار دادند می‌گویند آن امتها به پیغمبر ایمان نیاورند، این امت می‌گویند این پیغمبر معجزه داشت چرا نیامدید پیش او، اگر می‌آمدید شما هم چیز می‌کردید، یعنی این امت شهادت می‌دهند به نفع پیغمبر بر امم سابق که شما کوتاهی کردید اگر می‌آمدید مثل ما که آمدید پیغمبر را دریافتیم و از او بهره مند شدیم چرا شما نیامدید؟ مراد از امتهای دیگر یعنی کسانی که در زمان پیغمبر از امم سابقه باقی ماندند و به پیغمبر نگرویدند، این طوری معنا می‌شود.

در این روایت «و کذلک جعلناکم امة وسطا و تکون الشهداء علی الناس…» صحیحه مسعدة بن زیاد است که قال حدثنی جعفر عن ابیه عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم، یک روایت مفصلی است تا اینجا می‌آورد می‌گوید: ان الله تبارک و تعالی جعل امتی شهداء علی الخلق حیث یقول لیکون الرسول شهیداً علیکم و تکونوا شهداء علی الناس؛ البته یک آیه دیگر است، مضمونش با این آیه تقریباً یکی است، این جاها پیغمبر را شاهد بر امت پیغمبر قرار داده، امت پیغمبر را شاهد بر کان سائر امم قرار داده در این روایت، ولی در این جا تصریح می‌کند که پیغمبر شاهد بر ائمه است و ائمه شاهد بر سایر مردم هستند، حالا بین اینها چطوری جمع کنیم مثلاً حمل کنیم به اینکه یکی بطن قرآن است و یکی ظهر قرآن است یا مثلاً آن روایت مسعدة بن زیاد را بگوییم آن تفسیر جمهور … است. یک روایتی به نظرم در رجال کشی است در ترجمه معاذ بن مسلم حراء، معاذ بن مسلم نحوی، معاذ بن مسلم می‌گوید من می‌نشینم در مسجد کوفه هر کس می‌آید از من سوال می‌کند اگر بدانم شیعه است جواب شیعیانه می‌دهم، مطالب شما را برای ایشان را نقل می‌کنم اگر بدانم سنی است طبق فتوای سنیها جواب می‌دهم، اگر ندانم شیعه است یا سنی نقل اقوال می‌کنم، اقوال شما را هم در لا به لای این اقوال ذکر می‌کنم. طبق آن روایت امام علیه‌السلام می‌گوید من هم همین طور رفتار می‌کنم. یکی از جهاتی که امام علیه‌السلام یک نحو تقیه است یعنی یک نحو بیان خلاف ظاهر است به اعتباری که این مخاطب او این را می‌خواهد، مخاطب نیامده از امام سوال کند که حکم واقعی مسئله چیست، آن چیزی را که در کتب حدیثی از پیغمبر نقل شده است می‌خواهد این ممکن است این باشد از امام باقر سوال کردند که مثلاً این آیه تفسیرش چه می‌شود؟ امام باقر می‌گوید قال النبی یعنی قال النبی علی ما روی العامه که شما این را می‌خواهید، آن چیزی که شما می‌خواهید تفسیر عامه نسبت به این روایت ولو به نقل از پیغمبر، یعنی بگوییم از پیغمبر که امام باقر علیه‌السلام نقل ‌کردند این نقل واقعی نیست، نقل آن چیزی است که عامه از پیغمبر نقل می‌کنند به علت اینکه مخاطبشان مخاطب عام بوده، اصلاً این روایت یک چیزی دارد، مسعدة بن صدقة حدثنی جعفر عن ابیه عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم خیلی وقتها اینکه ائمه مطلب را به پیغمبر می‌رساندند به خاطر اینکه مخاطب آنها را امام نمی دانسته و به عنوان راوی دارد با امام برخورد می‌کند، البته مسعدة بن زیاد امامی است، ولی مسعدة بن زیاد ممکن است در محیطی بوده که مخاطبین امام علیه‌السلام فقط او نبوده و دیگران هم بودند، به اعتبار اینکه آن دیگران این روایت شایع پیغمبر بوده این روایت را به این شکل گفته، این هم یک توجیهی است که ممکن است برای این روایت بکنیم. البته این توجیه فی الجمله مخالفت ظاهری دارد آن این است که مسعدة بن زیاد خودش امامی است و تعبیر می‌کند حدثنی جعفر عن ابیه، ممکن است شما بگویید که [چرا گفته جعفر عن أبیه]، ولی بحث من این نیست که امام صادق علیه‌السلام فتوای…، امام صادق مطلبی که امام باقر برای عامه مردمی که فتوای پیغمبر را در کتب خودشان و تفسیر رسمی دستگاه خلافت از پیغمبر نقل کردند نقل کرده، این را می‌شود این طوری توجیه کرد که امام باقر علیه‌السلام این که نقل کردند نقل تفسیر رسمی آیه قرآن به نقل از پیغمبر است، یعنی آنها آمدند پیش امام باقر به عنوان کسی که تفسیر رسمی را بیان می کند، نه به عنوان امام و نه حتی به عنوان یک راوی که خودش مستقیم دارد از پیغمبر مطلب نقل می‌کند؛ بلکه به عنوان کسی که، در بعضی روایات هست که ائمه علیهم السلام وقتی می‌آمدند تفسیر نقل می‌کردند، می‌گفتند این حرفها را ما نشنیدیم، برای ما طور دیگری نقل کردند، کأن انتظار دارد آن تفسیرهای رسمی را بشنود، تفسیر رجال را، یک آدمهایی بودند به عنوان رجال به عنوان مفسر، راوی گاهی سوال کند، امام می‌گوید می‌خواهی این نقل قول کنم از آن مفسرین؟ این می‌گوید من آنها را چه کار دارم؟ این پیدا بوده یک انتظاری بوده که امام علیه‌السلام فتواها و دیدگاه‌های رایج را بیان کند، گاهی اوقات هم امام علیه‌السلام بر اساس آن چیزی که مخاطب انتظار داشته است جواب می‌داده است، یعنی در واقع امام علیه‌السلام می‌گوید تفسیر رسمی این آیه شریفه به این شکل است ولو از پیغمبر هم نقل می‌کند در واقع می‌گوید نقل رسمی از پیغمبر این است نه نقل من، چون مخاطب این را می‌خواهد مخاطب تفسیر رسمی را از پیغمبر را می‌خواهد بشنود امام علیه‌السلام هم همان را پاسخ داده است. شاید بشود این را این طوری پاسخ داده و این را به آن بحث ظاهر و باطن و اینها برنگرداند.

روز تولد امام حسن عسگری است، ان شاءالله خداوند ما را قدردان نعمت ائمه معصومین علیهم السلام قرار بده و شاکر هستیم که ولایت ائمه معصوم علیهم‌السلام را داریم و روز ولادت امام حسن عسگری را هم خدمت امام زمان تبریک می‌گویم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.