دانلود فایل صوتی 251217_1022 251217_1022
دانلود متن خام Hadis 32- 14040926 Hadis 32- 14040926

فهرست مطالب

جلسه 32 – چهارشنبه 1404/09/26 – حدیث خوانی، «کتاب الحجة» کافی شریف

پخش صوت

251217_1022

حدیث‌خوانی استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری

Hadis 32- 14040926

متن خام

سال دوم – چهارشنبه جلسه 32

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

به روایت عبدالله بن سنان رسیدیم، جلد یک صفحه ۱۹۳. الحسین بن محمد عن معلی بن محمد عن الوشاء عن عبدالله بن سنان قال سئلت اباعبدالله علیه السلام عن قول الله جل جلاله وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ. قال هُمْ الْأَئِمَّةُ. در مورد این آیه شریفه چند سوال مطرح است. یکی اینکه الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات مراد کیست؟ سوال دوم مراد از لیستخلفنهم فی الارض که گفته ما آنان را خلیفه قرار می‌دهیم، خلیفه چه کسی؟ آیا خلیفه خدا یا خلیفه مردم؟ و نکته سوم اینکه کما استخلف الذین من قبلهم مراد چیست؟ این سه سوال با یکدیگر ارتباط دارند. در این روایت سوال اول را در واقع پاسخ می‌خواهد بدهد که وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات مراد ائمه علیهم السلام هستند. البته یک نکته دیگری در مورد این آیه است که کلاً این وعده در چه زمانی تحقق پیدا می‌کند و کل مضمون حدیث ناظر به چه واقعه‌ای است؟

مرحوم طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه این گونه فرموده – من عبارت مرآة العقول می‌خوانم-: اُختلف فی الآیه فقیل انها واردة فی اصحاب النبی صلی الله علیه و آله و سلم. و قیل هی عامة فی امة محمد صلی الله علیه و آله و سلم و المروی عن اهل البیت علیهم السلام أنها فی المهدی من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم. بعد می‌گوید و روى العیاشی باسناده عن علی بن الحسین علیهما السلام أانه قرأ الایه و قال هُمْ وَاللَّهِ شِیعَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ یَسأَلُ اللَّهُ ذَلِکَ بِهِمْ عَلَى یَدِ رَجُلٍ مِنَّا وَهُوَ مَهْدِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ.

یک مشکلی که اکنون با آن مواجه هستیم آن است که نسخه عیاشی موجود ناقص است، نسخه کامل نداریم. این از قطعاتی از عیاشی است که در اختیار ماست، از سوره نور ظاهراً آن گونه که در ذهنم هست تا وسط‌های قرآن. دو مشکل در نسخه موجود عیاشی است؛ یکی اینکه سندهایش را راوی حذف کرده است، روایت‌هایی که در اصل مسند بوده، اینجا مرسل شده است. نکته دوم اینکه تازه آن قسمتی هم از این کتاب موجود است کل کتاب نیست و قطعه‌ای از کتاب است. لکن این روایت نسخه کاملش دست صاحب مجمع البیان بوده و نقلیاتی از عیاشی می‌کنند که کامل‌تر از نقلی است که ما داریم. قبل از مرحوم طبرسی، حاکم حسکانی در شواهد التنزیل از عیاشی مطالب زیادی نقل می‌کند که او هر دو مشکل را در آن مواردی که نقل می‌کند حل می‌کند. اولاً در مورد کل قرآن است، ثانیاً مسند است، با سند نقل می‌کند و سندهایش را هم می‌آورد. ولی مرحوم طبرسی اعلی الله مقامه اینجا به نحو مرسل این روایت را آورده است.

در این روایت وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات بر شیعیان پیرو حضرت مهدی حمل شده است نه بر خود حضرت مهدی، یعنی خداوند وعده داده است به شیعیان که به وسیله امامت حضرت مهدی استخلاف برایشان صورت می‌گیرد. این‌ها قابل جمع هستند این‌ها منافات با هم ندارند. اینکه حالا بگوییم پیروان حضرت مهدی که امامشان حضرت مهدی است بر زمین حاکم می‌شوند یا حضرت مهدی بر زمین حاکم می‌شود، تفاوتی به آن معنا ندارد.

در این روایت به حضرت مهدی تفسیر نشده است، به ائمه تفسیر شده است و بنا بر برخی از نقل‌ها این مربوط به رجعت است. در مختصر البصائر این آیه را که آورده است، مختصر البصائر صفحه ۱۵۱ در مورد این آیه دارد: و هذا انما یکون اذا رجعوا الی الدنیا. یعنی ائمه. در برخی از روایت‌ها هم هست ائمه همه‌شان رجعت می‌کنند و همه‌شان مسلط بر دنیا می‌شوند.

شاگرد: هم الائمه به کما استخلف الذین من قبلهم نمی‌خورد؟ یعنی حضرت مهدی و شما مؤمنین را مثل

استاد: نه، این اصلاً به آن معنا برنمی‌گردد. یعنی لیستخلفنهم، بعد از این خلیفه خواهد شد.

شاگرد: بله دیگر، می گویم کما استخلف، همان طور که ائمه خلیفه بودند

استاد: نه، مراد از استخلاف، صلاحیت برای خلیفه شدن در خارج و آن جنبه تشریع قضیه نیست، استخلاف خارجی است، ائمه که هیچ کدامشان خلیفه خارجی نشدند.

شاگرد: می‌گویم شاید خلیفه را یک جور دیگر معنا

استاد: نه، وعده می‌دهد، لیستخلفنهم فی الارض، بعداً استخلاف حاصل می‌شود. به هر حال هر جور معنا کنید این مربوط به یک پیش‌بینی برای زمان آینده است. نه این به آن معنا نیست.

مرحوم علامه مجلسی اشاره فرموده که مراد از لیستخلفنهم یعنی الذین آمنوا و عملوا الصالحات که ائمه علیهم السلام باشند را خلفای خدا بر روی زمین قرار می‌دهد. یعنی اشاره به آیه شریفه‌ای است که در مورد حضرت آدم است، اِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً که این فی الارض هم اشاره به همان است. این یک معنا است که ظاهراً هم مراد همین باشد.

یک معنای دیگر این است که مراد از خلیفه یعنی آن افراد قبلی که حاکم هستند آن‌ها را نابود می‌کند این‌ها را جای آن‌ها قرار می‌دهد.

شاگرد: یعنی صرفاً معنای لغوی؟

استاد: به معنای همان جانشینی. ای یجعلهم خلفائه فیها، این یک معنا و قیل یَخلفُون من قبلهم، یعنی حاکمانی که قبل از آن باشد آن حاکمان را استخلاف می‌کنند.

أما «کما استخلف الذین من قبلهم» به چه معناست؟ یک معنا این است که همچنان که عده‌ای از انبیای گذشته، نه همه‌شان را خلیفه روی زمین قرار دادیم، در گذشته هم این پیروزی حق بوده است؛ البته ولو فی الجمله حالا آن پیروزی کامل که در زمان حضرت مهدی است که قبلاً نبوده است ولی همان پیروزی فی الجمله که بوده، می‌گوید کما استخلف الذین من قبلهم من انبیاء بنی اسرائیل جعلهم خلفاء الارض. این یک مطلب.

یک مطلب دیگر کما استخلف الذین من قبلهم مراد خود بنی اسرائیل باشد. أو المعنی لنورثنهم ارض الکفار من العرب و العجم و نجعلهم سکانها و ملوکها کما استخلف بنی اسرائیل اذا هلک الجوابرة بمصر و اورثهم ارضهم و دیارهم و اموالهم. این‌ها ناظر به آن داستان نابودی فرعون است و آن داستان‌ها. این سوره نور آیه ۵۵ است، قبل و بعدش را بخوانید.

شاگرد: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. «قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَیْکُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ. وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مُعْجزِینَ فِی الْأَرْضِ…»

استاد: ارتباط این آیات هم با قبلش این است که کأنّ رسول اکنون فقط بلاغ مبین است، اینکه حالا این بلاغ به نتیجه برسد اکنون قرار نیست که این پیامبران الزاماً به آن هدفی که رسالت دنبال آن است رسانده بشوند. ولی می‌خواهد بگوید که نگران این نباشید که این پیامبران اهدافشان تأمین نمی‌شود، سرانجام اهداف رسالت تأمین می‌شود، ما علی الرسول الا البلاغ المبین، رسول شما را تحمیل نمی‌کند، بلاغ مبین است. ولی یک زمان می‌آید ولو به تحمیل، به قدرت غیرعادی الهی خداوند این قدرت را خواهد داد که زمین را در اختیار حضرت مهدی قرار می‌دهد.

اینجا آیه شریفه یک ادامه‌ای دارد، این نکته اول عرض بکنم. در تأویل الآیات از کافی همین سند را با همین سند نقل کرده است، ولی عبارت متفاوت است با این نقلی که در کافی‌های ما موجود است. متن حدیث اولاً یک ابتدایی دارد، یعنی دو قطعه کرده است، بنا بر نقل تأویل الآیات صفحه ۳۶۵ لیستخلفنهم فی الارض را گفته قال نزلت فی علی بن ابی‌طالب و الائمة من ولده. که این می‌تواند مربوط به داستان رجعت باشد. و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا را تا آن امناً را آورده است قال عنی به ظهور القائم علیه السلام. یعنی دو تا می‌شود صدرش مربوط به بحث رجعت باشد که قبل از ظهور است. همه این‌ها از چیزهای ظهور است ولی یک نوع اقتدار خود حضرت ولی‌عصر است، یک موقع رجوع ائمه است. طبق روایات ما همه ائمه رجوع می‌کنند. این به هر حال این شکلی نقل شده است.

علی‌ای‌تقدیر آن و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امناً یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا را در روایات دیگر هم اشاره دارد که این نسبت مربوط به حضرت ولی‌عصر است. از ‌جمله در دعای افتتاح؛ البته از دعای افتتاح استفاده می شود هر دو تکه‌اش مربوط به ولی عصر است: اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِیَ إِلَى کِتَابِکَ وَالْقَائِمَ بِدِینِکَ اسْتَخْلِفْهُ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِ مَکِّنْ لَهُ دِینَهُ الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْنًا یَعْبُدُکَ لَا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئًا. تهذیب جلد ۳ صفحه ۱۱۰ مصباح المتهجد صفحه ۵۸۱ اقبال سید بن طاووس چاپ سابق جلد ۱ صفحه ۶۰. در قنوت صلات جمعه هم همین مطلب وارد شده است که در مورد حضرت ولی‌عصر تطبیق شده است که حالا بعد عبارتش را می‌خوانم.

یک سوالی است که کأن یعبدک لا یشرک بک شیئا، مگه زمینه این بوده است که حضرت ولی‌عصر شرک به خدا بورزد که می‌گوید که خدا کاری کن که لا یشرک بک شیئا؟ پاسخ مطلب این است که مراد از این شرک نه شرک واقعی است شرک ظاهری است. در جایی که امام علیه‌السلام تقیه می‌کند این خودش یک نوع شرک ظاهری است. یعنی خارجاً فرض کنید وقتی یک کسی از روی تقیه به بت‌های افراد سجده می‌کند خب خود این شرک است دیگر. شرک یک مفهوم گسترده‌ای در مفهوم دینی دارد. روایت مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنِ الشَّیْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطَانَ. و هر جور اطاعت دیگری هست این از مصادیق شرک است و عبادت غیر الله، ولی این عبادت‌ها گاهی اوقات به این مفهوم گسترده شرک به جهت تقیه است. اینکه امام علیه‌السلام می‌آید تقیه می‌کند این یک نوع به هر حال به حسب ظاهر طاعت غیر الله را کرده است. این طاعت غیر الله در زمان حضرت ولی‌عصر پایان می‌پذیرد. این است که در این روایات ما داریم که این اشاره به ارتفاع تقیه است. در مختصر البصائر این را تصریح کرده است و در خود همان دعای افتتاح هم به این نکته اشاره کرده است. در مختصر البصائر صفحه ۱۳۲ این آیه را که آورده، در ذیلش گفته: ای یعبدوننی آمنین لا یخافون احداً فی عبادتی لیس عندهم تقیه. تقیه خودش یک نوع طاعت غیر الله است که طاعت غیر الله یک نوع مصداقی از مصادیق عبادت غیر الله است که این عبادت غیر الله در زمان حضرت ولی‌عصر پایان می‌پذیرد. در دعای افتتاح هم هست: اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَکَ، یک بند بعد از این است: اَللّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَکَ وَمِلَّةَ نَبِیِّکَ. خدایا به وسیله او دینت را ظاهر گردان. من ظاهر را اینجا غالب می‌خواهم معنی کنم، ظهر علی یعنی غالب. دین خودت را و ملت پیغمبرت را غالب قرار بده بر سایر ادیان و سایر ملل حتی لا یستخفی بشئ من الحق مخافة احد من الخلق. دیگر بحث خوف دیگر اینجا نیست. خود تعبیر من بعد خوفهم امناً هم اشاره به همین است که بحث این است که یک شرایطی بوده است به جهت خوف عبادت الله انجام نمی‌شده است، اکنون آن خوف برطرف می‌شود عبادت خالص الهی که طاعت به جمیع مراتبه اکنون انجام می‌شود.

شاگرد: ا طاعت غیر خدا اگر به فرمان خود خدا باشد که…

استاد: عرض کردم ظاهریه است.

شاگرد: ظاهری نیست که

استاد: طاعت غیر الله یعنی به حسب ظاهر شما سجده کنید بر بت، ولو به دستور خدا باشد طاعت غیر الله است نمی‌خواهم بگویم که مذموم است. این یک شیئی است که ذاتاً مذموم است، ولی اینجا از باب تزاحم است، شما فرض کن پایتان را قطع می‌کنید برای اینکه بدنتان حفظ بشود. این پا قطع کردن مذموم است. ولو مأمور به هست ولی مأمور به بودن منافات با این ندارد که یک مفسده‌ای در این وجود دارد. وقتی اطاعت غیر الله را شما می‌کنید یک کار بدی را انجام می‌دهید ولی کار بدی را انجام می‌دهید برای حفظ مصلحت اهم. یعنی کار مفسده‌دار را شخص مأمور است انجام بدهد برای اینکه مصلحت اهم که حفظ جان امت باشد یا حفظ جان امام است حفظ شود. این منافات با آن ندارد.

در قنوت صلات جمعه مصباح المتهجد صفحه ۳۶۷ جمال الاسبوع صفحه ۴۱۳ این عبارت است: اَللّهُمَّ أَصْلِحْ عَبْدَکَ وَخَلِیفَتَکَ بِمَا أَصْلَحْتَ بِهِ أَنْبِیَاءَکَ وَرُسُلَکَ.

شاگرد: در … امام رضا ع است؟

استاد: فی قنوت صلات الجمعه، بله مقاتل، تا می‌رسد تا می‌آید به اینجا: وَ أبدِلهُ مِن بَعدِ خَوفِهِ أَمناً، يَعبُدُكَ لا يُشرِكُ بِكَ شَيئاً وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ عَلَى وَلِیِّکَ سُلْطَاناً، یعنی قبل از این کسانی بودند که بر امام علیه‌السلام سلطه داشتند، به خاطر خوف از سلطان و کسانی که سلطنت و سلطه داشتند بر امام علیه‌السلام، امام مجبور بوده است آن چیزی که مفسده دارد را انجام بدهد برای حفظ مصالح اهم، ولی در زمان حضرت ولی‌عصر دیگر زمینه تزاحم از بین می‌رود و دیگر بحث تزاحم نیست دین خالص است، خالص بودن دین یعنی همین. یعنی دیگر زمینه است که کاملاً همه مراتب آن مصالح و مفاسد به منصه ظهور برسد که دیگر لازم نباشد برای حفظ یک مصلحت مصالح پایین‌تر فدا بشود. این معنای این آیه شریفه است.

حالا روایت سوم را بخوانید. روایت سوم را تقریباً شاید بشود درستش کرد، چون بنا داریم روایات صحیحه یا موثقه را بنابر برنامه درایة النور بخوانیم، فکر کنم درایة النور این روایت سوم را موثقه زده باشد. حالا آن أبی الجارود یک ذره بحث دارد که بشود توثیقش کرد یا نشود.

شاگرد: غیر امامی ضعیف زده.

استاد: پساین را هم بگذارید رد کنیم، روایت چهارم که هیچی، پنج و شش هم هیچی، برویم روایت صفحه ۱۹۶، باب ان الائمة هم ارکان الارض. آن روایت اول را احمد بن مهران عن محمد بن علی و محمد بن یحیی عن احمد بن محمد جمیعاً عن، این دو طریق دارد، یک طریق احمد بن مهران عن محمد بن علی است که این‌ها هیچ کدامشان قابل تصحیح نیستند، نه احمد بن مهرانش قابل تصحیح است نه محمد بن علی، احمد بن مهران را نمی‌دانم کیست، یک کسی است که معمر بوده، آن محمد بن علی جزو مشایخ احمد بن محمد بن خالد برقی است، همان محمد بن علی ابوسمینه است. این احمد بن مهران جای دو تا راوی را پر کرده است، این کیست را خیلی نمی‌دانم. ولی آن طریق دومش خوب است، محمد بن یحیی عطف به سر سند است عن احمد بن محمد جمیعاً عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام. ما محمد بن سنان و مفضل بن عمر را تصحیح می‌کنیم. بنابراین این روایت روایت معتبری خواهد بود. البته این یک سند سومی هم این روایت دارد که آن سند سوم را تصحیح نمی‌کنیم. الحسین بن محمد الاشعری عن معلی بن محمد عن محمد بن الجمهور العمّی. محمد بن جمهور العمی را تصحیح نمی‌کنیم، پسرش حسن بن محمد بن جمهور را به نظرم تصحیح می‌کنیم. عن محمد بن سنان قال حدثنا المفضل قال سمعت اباعبدالله علیه‌السلام یقول. ولی طریق دومش خوب است. بنابراین روایت قابل اعتماد است. ان‌شاءالله هفته آینده این روایت را خواهیم خواند.

و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله محمد.