دانلود فایل صوتی Osul 108-14050221 Osul 108-14050221
دانلود متن خام Osul 108-14050221 Osul 108-14050221
دانلود متن تقریر Osul-w 108-14050221 Osul-w 108-14050221

فهرست مطالب

جلسه108 – دوشنبه 14050221 – مباحث الفاظ / مطلق و مشروط

پخش صوت

Osul 108-14050221

درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری

14050221

شماره جلسه: 108

مقرر: امیر حقیقی

موضوع: مباحث الفاظ / اوامر/ واجب مطلق و مشروط

أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم ‌اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

تقریب اثباتی کلام شیخ انصاری

بحث در حقیقت واجب مشروط بود. شیخ انصاری بیان کرده که شرط برای واجب است نه وجوب. وجوب از ابتدا فعلی است و این واجب است که مقید می‌شود. ایشان دو استدلال -یکی اثباتی و دیگری ثبوتی- بیان کرده است. استدلال ثبوتی ایشان گذشت. بحث در استدلال اثباتی ایشان است. ما در مورد اشکال اثباتی ایشان نیز به تفصیل در بحث حروف و در بحث انشاء بحث کرده‌ایم. استدلال شیخ چنین است که هیئت معنای جزئی است و قابل تقیید نیست. مرحوم نایینی اشکال شیخ را چنین تقریر کرده است: مفهوم هیئت، آلی است و مفهوم آلی مفهومی اندکاکی است و تقییدپذیر نیست. تقیید متوقف بر تصور شیء و توجه استقلالی به آن است و مفهوم اندکاکی تصور استقلالی نمی‌پذیرد. ما در بحث حروف به تفصیل به این دو اشکال پرداختیم. تقریر دیگری که برای کلام شیخ در خلال کلمات علما مطرح شده این است که هیئت و حرف، دال بر انشاء است و انشاء از سنخ ایجاد است و چنین امری تقییدپذیر نیست.

مناقشه استاد در کلام شیخ و بیان امکان تقیید نسب

ما در بحث سابق بیان می‌کردیم که روشن است که مفاد هیئات تقییدپذیر هستند؛ چه هیئت دال بر نسبت ناقصه و چه دال بر نسبت تامه باشد. مثلا یک هیئت اضافی مثل «دیوار شهر» می‌تواند مقیّد شود به دیوار شهر ما و همچنین «زید عالم» می‌تواند مقید شود به «زید عالم إن اجتهد». تقییدپذیر بودن مفادی که دال بر نسبت ناقصه یا تامه است به حدی روشن است که تبیین حقیقت هیئات -به‌عنوان یکی از اقسام حروف یا یکی از اقسام انشاء- باید بر اساس همین امر روشن و واضح انجام شود. ما در مباحث سابق به طور مکرر بر این امر تاکید کرده‌ایم. هیئت اضافه، لفظی است که عملکردش یک فعل نفسانی است. در عالم نفس و ذهن ما دو مفهوم (دیوار و شهر) وجود دارد که غیرمرتبط هستند. ذهن این دو مفهوم را مرتبط کرده و یک مفهوم واحد مرکب می‌سازد. نقش هیئت، ایجاد ارتباط بین دو مفهوم مستقل و تبدیل دو مفهوم مستقل به یک مفهوم واحد مرکب است. لفظ هیئت وضع شده برای آنکه این فعل ذهنی ایجاد شود. لفظ دیوار و لفظ شهر هر کدام یک محکی دارند، ولی هیئت به این معنی محکی ندارد. نقش هیئت، ایجاد ارتباط بین دو مفهوم در عالم ذهن است. البته ارتباط این دو مفهوم در عالم ذهن به جهت آن است که در عالم خارج نیز بین آن دو یک نحوه ارتباطی وجود دارد. آنچه که هیئت بر آن دلالت دارد، یکی‌کردن دو مفهوم مستقل است. کارکرد اصلی هیئت، یک فعل ذهنی است.

اما هیئت اسنادی کارش ایجاد اتحاد بین دو مفهوم نیست ولی یک عملیات ذهنی را ایجاد می‌کند. وقتی گفته می‌شود «زید قائم» این هیئت بین زید و قائم یک اسناد ایجاد می‌کند. به نظر ما بین آنچه نسبت ناقصه نامیده می‌شود و آنچه نسبت تامه تسمیه شده، تفاوت ماهوی وجود دارد و آن دو، متباین بالذات هستند و افراد یک نوع نیستند. اسناد گاهی انشائی و گاهی اخباری است. اسناد انشائی خود گاهی طلبی است مثل بیان «زید عالم» بدین معنی که زید باید عالم شود و گاهی غیر طلبی است مثل «هند طالق» و «أنت حرّ». اسناد، یک فعل ذهنی و نفسانی است. ذهن انسان پس از ملاحظه زید و عالم، حکم به اتحاد بین آن دو در عالم خارج می‌کند، و یا اگر این جمله طلبی باشد، حکم به طلب علم توسط زید می‌کند، و یا مثلا به مطلقه‌بودن هند در عالم خارج حکم می‌کند. هیئت جمله که دال بر یک اسناد انشائی یا اخباری است دال بر یک فعل ذهنی است. هیئت دال بر نسب ناقصه مثل هیئت اضافه یا هیئت دال بر اسناد همه برای یک فعل نفسانی و فعل ذهنی وضع شده‌ و به هدف ایجاد آن فعل ذهنی این وضع صورت گرفته است.

سوالی که پیش می‌آید این است که تقیید این فعل ذهنی بی‌معنی است. در ترکیب «دیوار شهر» که دیوار با شهر یکی می‌شود این یکی‌کردن تقییدبردار نیست. پس آنچه بیان می‌کردیم که تقیید مفاد هیئت امری واضح و روشن است به چه معنی است؟ اسناد قائم به زید یک فعلی است که در نفس متکلم ایجاد می‌شود. این امر تقییدبردار نیست. این اسناد امرش دائر بین وجود و عدم است، و تقییدش مشکل است. حل این مشکل نیازمند توضیح است.

ترکیب «دیوار شهر» می‌تواند مقید شود به «دیوار شهر ما». آنچه مقید می‌شود، این هیئت نیست؛ بلکه در حقیقت طرفین مقیّد می‌شوند. ترکیب «دیوار شهر» خودش یک لفظ سه‌جزئی است: دیوار، شهر، نسبت بین آن دو. این لفظ سه‌جزئی می‌تواند دوباره مقید شود و به قید «ما» تقیید زده شود: «دیوار شهر ما». ما قبلا که بیان کردیم تقیید امری واضح است در مقام بیان این نبودیم که تقیید به لحاظ لفظی است که دال بر هیئت است یا به اعتبار دو جزء استقلالی دیگر؛ بلکه بیان کردیم که بعد از آنکه دیوار و شهر، متصل شده و یک مفهوم وحدانی تشکیل دادند -که این مفهوم وحدانی مشتمل بر هیئت هم می‌شود- این مفهوم وحدانی هم تقییدپذیر است؛ بنابراین باید تفسیری از مفهوم هیئت داشته باشیم که در جایی که با هیئت، یک مفهوم واحد مرکب ساخته می‌شود این مفهوم بتواند با مفهوم دیگر مقید شود.

در مثال «زید عالم إن اجتهد» اسناددادن که فعلی از افعال است مقید به اجتهاد نیست. در این مثال بیان نمی‌شود که در زمانی که زید مجتهد می‌شود حکم تحقق پیدا می‌کند بلکه مولا حکم به یک امر مقید کرده است؛ یعنی اتحاد بین زید و عالم، مقیّد به اجتهاد می‌شود، نه حکم‌کردن. یعنی محکوم به، مقید است، نه حکم‌کردن به مثابه فعلی از افعال. همچنین طلب انشائی نیز این‌گونه است. در مثال «إن جاء زید فأکرمه» طلب‌کردن مولی در آینده محقق نمی‌شود. ممکن است وقتی زید می‌آید مولا اصلا نباشد؛ مثل بحث وصیّت که در زمان مرگ است که ملکیت به‌وجود می‌آید. طلب در زمان حال محقق می‌شود ولی آن شیء در زمان آینده ایجاد می‌شود، و یا مثل «أنت حرّ دبر موتی». اخبار و انشاء، مقید نمی‌شود بلکه آنها بالفعل وجود دارند. مخبر عنه و مُنشأ در آینده است و این مخبر عنه است که مقید می‌شود. همانطور که می‌توان حکم به اتحاد زید و قائم به نحو مطلق کرد، می‌توان به اتحاد در یک ظرف خاص حکم نمود. نتیجه آنکه ایجادی‌بودن انشاء که تقریر سوم بود، اشکالی در بحث تعلیق ایجاد نمی‌کند. این انشاء کردن است که از مقوله ایجاد است و کسی قائل به این نیست که انشاء در زمان تحقق شرط ایجاد می‌شود؛ چرا که انشاء، فعلی است. به اشکال و پاسخی که آخوند بیان کرده دقت کنید:

فإن قلت على ذلك يلزم تفكيك الإنشاء من المنشإ حيث لا طلب قبل حصول الشرط .

قلت المنشأ إذا كان هو الطلب على تقدير حصوله فلا بد أن لا يكون قبل حصوله طلب و بعث و إلا لتخلف عن إنشائه و إنشاء أمر على تقدير كالإخبار به بمكان من الإمكان كما يشهد به الوجدان فتأمل جيدا[1].

مشکل آن است که ایجاد و وجود از هم منفک نمی‌شوند پس چگونه ایجاب و وجوب منفک شوند. پاسخ آن است که ایجاب از مقوله اعتبار است و تفکیک بین اعتبار و معتبر امکان دارد. حقیقت اعتبار در این بحث باید مورد نظر قرار گیرد که در مباحث پیش ذکر شد.

در بحث نسب ناقصه بیان شد که نسبت ناقصه دال بر یک فعل ذهنی است. نسبت ناقصه بین دیوار و شهر ایجاد یک ربط ایجاد می‌کند. ادّعای ما که واضح بودن جواز تقیید «دیوار شهر» به یک قید است آن نیست که تقیید مفاد هیئت اضافه واضح است. توضیح آنکه ذهن انسان می‌تواند هر یک از شهر و دیوار را به عنوان یک مفهوم مستقل تصور ‌می‌کند و می‌تواند آن دو را به هم ضمیمه کند. البته مراد آن نیست که دو مفهوم مزبور از بین بروند و به یک مفهوم واحد بسیط تبدیل گردند؛ بلکه آن دو مفهوم به عنوان جزئي از یک مفهوم مرکب وجود دارند. دیوار شهر یک مفهومی در ذهن انسان است که متشکل از دو مفهوم دیوار و شهر و یک مفهوم اندکاکی آلی است که آن دو مفهوم را متصل کرده و یک مفهوم وحدانی تشکیل می‌دهد. بعد از آنکه این دو مفهوم به هم ضمیمه شد صلاحیت تقیید دارد. بیان شد که این تقیید دیوار به شهر حتی اگر حدوثا از سنخ ایجاد باشد، از حیث بقاء می‌تواند به قید دیگری مقید شود، و حدّش تغییر کند. یعنی دیوار شهر ممکن است حدوثا به حال مطلق باشد و بعدا مقید به «دیوار شهر ما» شود. مراد از تقییدپذیر بودن نسبت ناقصه، تقییدپذیربودن مفهوم واحد مرکّبی است که مشتمل بر یک مفهوم اضافه است.

مثلا «کتاب ریاضی» ممکن است برای من باشد یا برای زید. کتاب ریاضی خودش یک ترکیب است. امکان مقید شدن آن به اینکه برای من است: «کتاب ریاضی من» یک امر واضحی و روشنی است. بحث اسناد نیز چنین است. واضح و بدیهی است که «زید عالم» می‌تواند مقید شود به «إن اجتهد» یا «لیضرب زید» می‌تواند مقید به «إن أخطا» و یا مثلا «هند طالق» می‌تواند مقید به «إن عصی عن زوجه» شود. البته تعلیق در طلاق از جهت فقهی ممکن است مشکل باشد ولی در اصل اینکه تعلیق در طلاق امکان‌پذیر است بحثی نیست؛ همانطور که وصیّت یک انشاء معلق است. وصیّت عهدیه، انشاء طلبیه معلق است و وصیّت تملیکیه، انشاء غیر طلبیه مقید. آنچه مقید می‌شود مُنشأ است. همانطور که می‌توان یک امر مطلق را انشاء کرد می‌توان یک امر مقیّد را انشاء نمود. این مُنشأ‌ است که مقیّد است، نه إنشاء. ما بحث معنای حرفی را در سال ۱۴۰۲ مورد بررسی قرار دادیم. مباحثی که به محل بحث مربوط است از جلسه ۴۲ مورخ ۵ آذر ۱۴۰۲ تا جلسه ۶۲ است. آن مباحث عام است و به واجب مشروط اختصاص ندارد، ولی نکاتی که در آنجام مطرح شده عام است و در فهم مباحث مربوط به واجب مشروط مفید است.

به نظر ما اشکالی که از مرحوم شیخ نقل شده صحیح نیست و مفاد هیئت قابل تقیید است. مراد از مفاد هیئت، اسناد به عنوان یک فعل نفسانی و ذهنی مراد نیست. همچنین اخبار و انشاء نیست بلکه مُنشأ و مخبر عنه است که مقید می‌شود. یعنی اسناد قائم به زید، مورد تقیید قرار نمی‌گیرد بلکه اتحاد زید و قائم در یک ظرف خاص محل بحث است. اتحاد زید و قائم گاهی به نحو مطلق مورد اخبار قرار می‌گیرد و گاهی در یک ظرف خاص از اتحاد آن دو خبر داده می‌شود.

در کفایه مباحث متنوع دیگری نیز مطرح شده که از آنها عبور نموده و به بحث از واجب معلق و منجّز می‌پردازیم. برخی از آن مباحث به اشکالات ثبوتی شیخ در واجب مشروط نیز مربوط است.

1 کفایة الأصول (طبع آل البيت)، صفحه: ۹۷