دانلود فایل صوتی Osul 102-14050206 Osul 102-14050206
دانلود متن خام Osul 102-14050206 Osul 102-14050206
دانلود متن تقریر Osul-w 102-14050206 Osul-w 102-14050206

فهرست مطالب

جلسه102 – یک‌شنبه 14050206 – مباحث الفاظ / مطلق و مشروط

پخش صوت

Osul 102-14050206

درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری

14050206 شماره جلسه: 102

مقرر: امیر حقیقی

موضوع: مباحث الفاظ / مقدمه واجب

أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم ‌اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

کلام شهید صدر در اراده مشروطه

شهید صدر بیان کرده است در موارد اراده مشروطه در حقیقت دو اراده وجود دارد.

اول: اراده فعلی که شرطی برای آن قرار داده شده است؛ مثل اراده شرب ماء که مشروط به عطش است. این اراده وجدانا پیش از تحقق شرط، فعلی نیست؛ بلکه پس از تحقق شرط این اراده محقق می‌شود. این شرط اگر از موجودات حضوریه در نزد مرید باشد اراده پس از تحقق شرط در ذهن انسان می‌آيد و اگر از امور خارجیه باشد در هنگامی که مرید به وجود آن در خارج تصدیق می‌نماید اراده تحقق می‌یابد، و بدون تصدیق به وجودش محقق نمی‌شود؛ چرا که شوق حقیقی به یک شیء در صورتی حاصل می‌شود که قوه‌ای از قوای نفس با آن شیء ملائمت داشته باشد.

دوم: اراده دیگری که پیش از تصدیق به وجود شرط هم فعلی است. این اراده به نفسِ فعل مثل شرب ماء تعلق ندارد؛ بلکه به جامع بین شرب ماء و عدم عطش تعلق دارد. شهید صدر از این جامع به «ارتواء» که به معنی بی‌نیازی از آب است تعبیر کرده است. بی‌نیازی به آب اعم از آن است که عطشی موجود نباشد یا آنکه شرب ماء در فرض وجود عطش محقق شده باشد. یعنی جامع بین عدم واجب و شرط وجوب در نزد مرید مبغوض است چرا که با قوای نفسانی انسان منافرت دارد. این اراده غیر از اراده جزاء در تقدیر شرط است، و از جزاء در تقدیر شرط بحث نمی‌کند؛ بلکه از جامع بحث می‌کند. از این رو است که اگر کسی بداند در فرض رفتن به بالای بام عطشی پیدا می‌کند که قادر به رفع آن با شرب ماء نیست بالای بام نمی‌رود.

شیخ انصاری و دیگر علمایی که بیان کرده‌اند اراده مشروطه از اول وجود دارد یک احساس وجدانی داشته‌اند که چیزی از شوق پیش از تحقق شرط وجود دارد ولی توجه نداشته‌اند که این اراده متعلق به جامع است، نه فعل. اراده مشروطه‌ای که بعد از تحقق شرط در خارج فعلیت می‌یابد یک نوع تطوری از همان اراده متعلق به جامع است. اراده به جامع پس از تحقق شرط در قالب اراده نسبت به جزاء درمی‌آید. اراده جامع دعوت به آن می‌کند که یا شرط موجود نباشد و یا در صورت وجود شرط، جزاء محقق باشد. بر این اساس، بطلان برهانی که برخی مثل شیخ انصاری ذکر کرده‌اند روشن می‌شود. علت آنکه پیش از تحقق شرط، اراده فعلی نیست و با این حال دستور شرب ماء توسط مولی صادر می‌شود این است که آنچه مولی را در مقام تصدی جعل قرار داده، اراده نسبت به جامع است، نه اراده نسبت به خصوص شرب ماء. البته این اراده در فرض تحقق شرط، در قالب اراده جزاء فعلیت می‌یابد. اگر حقیقت حکم در عالم ثبوت، مرحله ملاک و شوق و اراده است و مرحله اعتبار در حقیقت حکم دخیل نیست بحث تمام می‌شود. در غیر این صورت باید مرحله اعتبار و ابراز نیز مورد بحث قرار گیرد.

نقد کلام شهید صدر توسط استاد

آقای شهیدی اشکالاتی به کلام شهید صدر وارد نموده که به آن خواهیم پرداخت. نکاتی در نقد کلام شهید صدر بیان می نماییم که از جهاتی به کلام آقای شهیدی شبیه است ولی جوهره این مطلب با سخن ایشان متفاوت است. تکیه آقای شهیدی بیشتر بر روی این مطلب است که اراده مشروطه نمی‌تواند اراده به جامع باشد. ما این مطلب را می‌پذیریم که در موارد اراده مشروطه اراده به جامع وجود دارد، ولی این امر مشکل را حل نمی‌کند و تاثیری در بحث ندارد. چند نکته در نقد کلام شهید صدر بیان می‌شود:

نکته اول

اگر فرض شود شرط، غیراختیاری است به طوری که مکلّف مثلا لامحاله بدون اختیار تشنه می‌شود، در این صورت اراده به جامع تعلق نمی‌گیرد؛ چرا که یک فرد آن اختیاری نیست، بلکه به یک طرف تعلق می‌گیرد. در جایی که شرط، غیراختیاری است انسان از ابتدا وجدانا احساس می‌کند که اراده فعلی است. شخصی که می‌خواهد به سفر برود و می‌داند که در بین راه تشنه می‌شود و نیاز به آب دارد همان ابتدای سفر نسبت به آب‌نوشیدن اراده دارد.

نکته دوم

شهید صدر بیان کرد که اراده پیش از تحقق شرط فعلی نیست بلکه بعد از تحقق شرط فعلی می‌شود؛ چرا که فعلیت اراده یک شیء، تابع ملائمت نفس با آن شیء است. نکته آن است که آیا ممکن نیست نفس انسان با شیئی که در آینده محقق می‌شود ملائمت داشته باشد؟ نفس انسان همین الآن با شرب ماء در ظرف عطش در زمان آینده ملائمت دارد؛ یعنی نفس پیش از تشنگی هم تصدیق می‌کند که با شرب ماء در ظرف عطش در آینده ملائمت دارد. همین امر باعث می‌شود که نفس، انسان را به سمت شرب ماء سوق دهد.

نکته سوم:

اصل این مطلب که در موارد اراده مشروطه، جامع است که انسان به آن نیاز دارد و ملاک در جامع است سخن صحیحی است. آنچه که برای انسان محبوب است تشنه‌نماندن است. این امر یا به تشنه نشدن است و یا به خوردن آب در ظرف تشنگی. ولی نکته آن است که آنچه محبوب است که جامع بین تشنه‌نماندن در آینده و رفع تشنگی در آینده است هر دو صورت در آینده است. چطور می‌شود که اراده فعلی به دو امری که در آینده است تعلق بگیرد، ولی اراده به شرب آب فعلی نباشد؟ چه تفاوتی بین آن دو است؟

وقتی انسان چیزی را که در آینده محقق می‌شود تصور می‌کند در صورتی اراده انسان در مقام تصدی نسبت به آن عمل فعلیت می‌یابد که از الآن بتواند در مسیر برطرف‌کردن نیاز آینده قدم بردارد. هر زمان که انسان بتواند نسبت به رفع نیاز در آینده اقدامی انجام دهد اراده تعلق می‌گیرد؛ حتی اگر به نحو اراده موسّع باشد، یعنی مثلا پیش از سفر اراده دارد که آب بردارد که در بین سفر رفع‌ عطش کند ولی مثلا یک ساعت دیگر آب برمی‌دارد و حرکت می‌کند.

امر مولی باعثیت پیدا می‌کند که در زمان عطش، شرب ماء ایجاد شود. امر شارع نشان‌دهنده تصدی شارع نسبت به رفع عطش در ظرف وقوع عطش است. از آنجا که مولی می‌تواند با این امر در مسیر رفع احتیاج اقدام کند این امر را صادر می‌کند. اراده نسبت به جامع نیز چنین است. وقتی تصور می‌شود که در زمان آینده عطش رخ می‌دهد و در ظرف عطش، شرب ماء مورد احتیاج است، جامع، در آینده است ولی اراده الآن تعلق می‌گیرد. اراده به این تعلق می‌گیرد که انسان کاری کند که تشنگی بر او عارض نشود، مثلا در جای گرم نرود، و یا اینکه کاری کند که در فرض عروض تشنگی، احتیاج با شرب ماء رفع شود. اگر یکی از این دو فرد غیر اختیاری شد، اراده از همان لحظه اول به طرف دیگر تعلق می‌گیرد، و متوقف بر آن نیست که زمان مراد برسد تا اراده تعلق گیرد.

نکته چهارم

امر شارع تعلق به آن نگرفته که عطش حاصل نشود؛ بلکه امر شده که در صورتی که عطش را حاصل کردید آب بنوشید. شهید صدر بیان نموده که آنچه مولا را وادار و مبعوث به جعل و ایجاب می‌کند، اراده نسبت به جامع است. این سخن صحیح نیست. اراده نسبت به فرد دوم است که منشأ امر مولی است. مولی امر به جامع نکرده؛ بلکه امر نموده که اگر تشنه شدید آب بنوشید. مولی باید نسبت به این فرد اراده داشته باشد تا بدان امر نماید، و از آنجا که مولی تحقق این فرد را محتمل می‌داند بدان امر می‌کند. در قضیه شرطیه اگر مولی یقین به عدم تحقق شرط داشته باشد امر نمی‌کند، ولی وقتی احتمال تحقق آن را می‌دهد همین احتمال منشأ می‌شود که امر نماید که اگر در آینده شرط محقق شد، جزاء را بیاورید. بسیاری اوقات لازم نیست که محتاج الیه قطعی باشد تا امر بدان تعلق گیرد؛ بلکه احتمال وقوع آن هم باشد امر تعلق می‌گیرد. بنابراین سخن شهید صدر صحیح نیست که باعث بر جعل، اراده نسبت به جامع است؛ بلکه مولی به قضیه شرطیه و تحقق جزاء عند وقوع الشرط اراده دارد.

حاصل آنکه اگر بحث در مرحله اراده باشد، قطعا پیش از تحقق شرط، اراده مولی فعلی است و امر مولی خود کاشف از این اراده است، و کلام شهید صدر صحیح نیست. اما اگر بحث در عالم جعل و اعتبار باشد، متفاوت می‌شود. در این مورد در جلسات آینده بیشتر سخن خواهیم گفت.