درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14050118 شماره جلسه: 99
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / مطلق و مشروط
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
واجب مشروط
بحث در آن بود که در واجب مشروط آیا وجوب متوقف بر تحقق شرط است یا آنکه در هنگام ایجاب، وجوب تحقق مییابد.
مقدمه
شهید صدر بحث را در سه مرحله مطرح کرده است: ملاک، اراده، اعتبار.
اینکه در مرحله دوم اراده و شوق از ابتدا فعلی باشد و متوقف بر تحقق شرط نباشد در کلام شهید صدر در تحت سه نظریه بیان شده است: نظریه شیخ انصاری، محقق عراقی، محقق نایینی. ما به نظریه محقق نایینی نمیپردازیم. شهید صدر این نظریه را نقل و نقد کرده است. ما بیشتر پیرامون دو نظریه دیگر سخن میگوییم. به نظر میرسد نظریه محقق عراقی یک نوع تبیین برای نظریه شیخ انصاری است. شیخ انصاری دو بیان کلی در این مورد بیان نموده که شرط برای واجب است، نه وجوب، که یکی اثباتی و دیگری ثبوتی است. در رابطه با بیان اثباتی در آینده سخن خواهیم گفت. بحث در بیان ثبوتی ایشان است.
بررسی نظریه شیخ انصاری و اشکالات شهید صدر
بیان ثبوتی ایشان بدین تقریب است که وجدانا قابل درک است که وقتی مولی عملی را اراده میکند، با تصور مراد، اراده تحقق مییابد و تحقق اراده متوقف بر تحقق شروط نیست. شاهد آنکه اگر اراده تحقق نیافته بود، مولی با جعل و ایجاب در صدد تحقق مراد نبود. جعل و ایجاب جنبه طریقی و مقدمی دارد. همینکه مولی با جعل در مقام تصدی برآمده نشان میدهد که دارای اراده است. البته بیان شد که مولی گاهی ارادهاش به تحقق یک فعل به نحو مطلق تعلق میگیرد و گاهی اراده به فعلی در یک تقدیر خاص تعلق دارد؛ یعنی اراده بر وجهی است که شرط به صورت مفروض الوجود است. اصل نکتهای که در کلام شیخ وجود دارد یک دعوای وجدانی است، و موکّدش آن است که اگر اراده فعلی نباشد، جعل و ایجاب از مولی سر نمیزند.
شهید صدر به این مطلب پاسخ داده و بیان نموده که این امر وجدانی توجیهات دیگری هم دارد، و ممکن است از باب مقدمات مفوّته باشد، نه آنکه لزوما مولی اراده بالفعل داشته باشد. قبلا بیان شد که این پاسخ شهید صدر تمام نیست. مقدّمات مفوّته امر مسلّمی نیست، و خود محلّ بحث است. شیخ انصاری در مقدّمات مفوته نیز همین مطلب را بیان کرده است. علّت آنکه مقدمه مفوّته واجب شده آن است که اراده ذی المقدمه فعلی است.
اشکال دیگر شهید صدر آن است که دلیل بر خلاف سخن شیخ انصاری است. اگر اراده به فعل مقیّد تعلق گرفته باشد باید به قید هم تعلق گرفته باشد. شوق به مقید شوق به قید را به دنبال دارد. ما بیان نمودیم که این سخن شهید صدر صحیح نیست. در صورتی اراده ایجاد مقید به قید سرایت مییابد که قید، مفروض الثبوت نباشد. همانطور که شوق به مرکب در صورتی شوق به جزء است که جزء، محقق نباشد؛ چرا که شوق به ایجاد شیء موجود، مقدور نیست. ما این بیان را در جلسه پیش بیان کردیم و بعد از آن مشاهده نمودیم که در کلام مرحوم محقق داماد نیز این سخن بیان شده است، که شوق ممکن نیست به شیء مفروض الوجود تعلق بگیرد.
نظریه محقق عراقی و اشکال شهید صدر و پاسخ استاد
شهید صدر نظریه محقق عراقی را مطرح نموده و در صدد پاسخ به آن برآمده است. آقاضیا بیان نموده که اراده، یک فعل نفسانی است؛ بنابراین قیود آن نیز باید همسنخ و از امور نفسانی باشد. وقتی مولی تصور میکند که فعلی در آینده محقق شود، شروط آن فعل بوجوده الخارجی در اراده مولی موثّر نیست؛ بلکه بوجوده العلمی موثّر است. اراده، تابع علم به شرط است. هرچند شرط، متاخر است ولی علم به آن متقدم است. از آنجا که علم به شرط در حین جعل وجود دارد، اراده هم در همان حین جعل موجود است.
اشکال شهید صدر: شهید صدر در اشکال به این سخن بیان نموده که آنجه منشا اراده است، علم به معنای تصور نیست؛ بلکه علم به معنای تصدیق است. این تصدیق به خارجیت یافتن است که منشا اراده میشود. اراده، تابع ملائمت نفس با شیء مراد است، و علم به تحقق شیء مراد، منشا اراده میشود. کسی که بالفعل سیراب است ارادهای نسبت به نوشیدن آب ندارد؛ بلکه چه بسا آب برایش ضرر داشته باشد. انسان باید تشنه باشد تا نسبت به آن اراده پیدا کند. اراده تابع ملائمت نفس مرید با مراد است، و باید مراد محقق باشد تا اراده -که ملائمت نفس مرید با مراد آن را ایجاد میکند- محقق شود.
پاسخ استاد: اشکال شهید صدر وارد نیست. مرحوم آقا ضیا بیان نکرده است که اراده متوقف بر تصور شیء محبوب است؛ بلکه متوقف بر تصدیق شیء محبوب و ذی مصلحت و محتاج الیه است ولی لازم نیست چنین فعلی الآن موجود باشد. فعلی که انسان در آینده به آن محتاج است اگر در زمان حال تصدیق شود، اراده هم در زمان حال به آن تعلق میگیرد. کسی که سیراب است اراده شرب بالفعل از او محقق نمیشود، ولی کسی که الآن سیراب است ولی میداند مثلا فردا تشنه میشود، اراده شرب در آینده برایش محقق میشود. به همین دلیل مسافر هرچند سیراب باشد هنگام سفر همراه با خود آب برمیدارد.
بیان آقا ضیا به نوعی تبیین سخن شیخ انصاری است، نه آنکه بیانی مستقل باشد. شیخ انصاری بیان کرده که شخص مرید وقتی تصدیق میکند که یک فعل در ظرف خاصی متعلق ملاک است قهرا همان لحظه ارادهاش به آن فعل در ظرف خودش تعلق میگیرد، و این اراده منشا صدور جعل و ایجاب میشود.
سخن شهید صدر در مساله
شهید صدر در تبیین اراده مشروطه چنین آورده است: اینکه بالوجدان میدانیم اراده فعلی است به جهت آن نیست که اراده نسبت به فعل در یک ظرف خاص تعلق گرفته است؛ بلکه به جهت نکته دیگری است. دو قسم اراده وجود دارد:
قسم اول: مثل تعلق اراده انسان به نوشیدن آب در صورت تشنگی. اراده نسبت به آبنوشیدن در صورتی فعلی است که تشنگی عارض شده باشد، و پیش از عروض تشنگی اراده نسبت به نوشیدن آب تحقق ندارد.
قسم دوم: اراده نسبت به جامعِ عدم تحقق شرط و تحقق جزاء در فرض تحقق شرط. وقتی مکلف اراده دارد که در فرض تشنگی آب بنوشد، در حقیقت اراده دارد که یا کاری کند که تشنه نشود و یا در صورت تشنگی آب بنوشد. اینکه بالوجدان در زمان جعل یک اراده وجود دارد در مقابلش این وجدان وجود دارد که اراده بعد از تحقق شرط فعلیت مییابد. این بدان جهت است که دو قسم اراده وجود دارد. نتیجه اراده نسبت به جامع این است که اگر شخصی میداند که در یک حالت خاص تشنه میشود و آبی برای نوشیدن در آن حالت ندارد، اراده به جامع مانع میشود از آنکه خود را در این حال قرار دهد. این اراده جامع با اراده رفع عطش تفاوت دارد.
اشکال به کلام شهید صدر
کلام شهید صدر مشکلی را حل نمیکند. گویا شهید صدر بیان نموده که وجدانا در هنگام جعل ارادهای وجود دارد که به شرب ماء تعلق نگرفته بلکه به جامع تعلق گرفته است. اگر قید، قهری و خارج از اختیار باشد -مثل اراده گرمکردن اتاق در صورت آمدن فصل زمستان- بحث در آن است که آیا اراده نسبت به آن مقیّد در زمان حال -که فصل تابستان است- فعلی است؟ در این فرض، اراده به جامع تعلق نگرفته؛ چرا که شرط در اختیار عبد نیست. این فرض را شهید صدر چگونه توجیه میکند؟ به هر نحوی که این فرض توجیه شود، فرض اختیاریبودن شرط نیز توجیه میگردد. در فرضی که بیان شد بدون تردید اراده وجود دارد. از این رو است که عبد، وسایل گرمایشی و هر آنچه نیاز است را از قبل آماده میکند.
نکته دیگر آنکه اراده به جامع (عدم تحقق شرط و تحقق جزاء در فرض تحقق شرط) در زمان حال وجود دارد. یعنی عدم عطش در آینده و رفع عطش در آینده که دو طرف جامع هستند از زمان حال در همان زمان جعل محبوب است، و بیان شهید صدر مشکلی را حل نمیکند.
نظر استاد در مساله
به نظر میرسد اگر حکم شرعی اراده باشد، شکی نیست که شارع مقدس و هر قانونگزار دیگر نسبت به متعلق حکمش اراده دارد، و جعل قانون به جهت رسیدن به مصلحتی است که در متعلق وجود دارد. بحث در آن است که آیا موضوع حکم عقل به لزوم امتثال، اراده است؟ آنچه تنجیز عقلی را به دنبال میآورد اراده است یا امری دیگری است؟ علما در این مساله (در پاسخ به سخن شیخ انصاری) مطالبی بیان کردهاند که باید مورد توجه قرار گیرد. این بحث در جلسه آینده دنبال میگردد.