درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14050311
شماره جلسه: 118
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / مقدمه واجب / تقسیمات واجب / واجب معلق و منجّز / مقدمات مفوته
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
وجوه ذکرشده در پاسخ به مشکل مقدمات مفوته
ابتدا دو وجه مذکور در کلام صاحبفصول و آخوند بیان میشود:
وجه اول و وجه دوم: سخن صاحبفصول و آخوند
در حل مشکل مقدمات مفوته دو پاسخ ذکر شده که یکی از صاحبفصول و دیگری از صاحبکفایه است. البته آخوند پاسخ صاحبفصول را هم پذیرفته ولی بیان کرده که حلّ مشکل منحصر در پاسخ ایشان نیست. صاحبفصول بیان کرده که وجوب فعلی و واجب در زمان آینده است. آخوند بیان کرده که با شرط متاخّر نیز میتوان مشکل را حل کرد؛ بدین بیان که وجوب از زمان حال وجود دارد به شرط متاخّر به زمان. یعنی زمانی که در آینده میآید شرط متاخّر وجوب است. بر اساس سخن صاحبفصول زمان قید واجب است، نه وجوب، ولی بر اساس کلام آخوند، زمان قید وجوب است ولی به نحو شرط متاخّر است. نتیجه هر دو بیان این است که وجوب ذی المقدمه فعلی است و در نتیجه مقدمه نیز وجوب مییابد. هرچند ظاهر بدوی خطاب آن است که وجوب در زمان آینده تحقق پیدا میکند ولی به قرینه آنکه مقدمات واجب شده کشف میشود که وجوب نیز در زمان حال است.
محقق اصفهانی بیان کرده که اگر واجب معلق مورد اشکال واقع شود، راهحل شرط متاخر نیز با اشکال روبرو میشود؛ چرا که شرط متاخر بدون تفکیک زمان وجوب و زمان واجب مشکل را حل نمیکند. اشکال محقق اصفهانی به آخوند وارد نیست؛ چرا که وی واجب معلق را هم پذیرفته و به آن اشکال نکرده است؛ بنابراین اشکال محقق اصفهانی اشکال مهمی نیست که آقای شهیدی در صدد پاسخ به آن برآمده است. آنچه آقای شهیدی بیان کرده با کلمات مرحوم آخوند سازگاری ندارد. ایشان بیان کرده اشکالی در شرط متاخر وجود دارد که در واجب معلق نیست و آن اینکه لازمه واجب معلق این است که شرط مزبور، شرط واجب است و آنچه شرط واجب شده لازم التحصیل است. این بیان آقای شهیدی صحیح نیست؛ چون آخوند قائل نیست که تمامی شروط واجب لازم التحصیل باشد، و این بیانات اصلا در کلام آخوند وارد نشده است.
وجه سوم: سخن حاج شیخ در کتاب درر
به نظر میرسد سخن حاج شیخ همان تقریبی است که میرزای رشتی از کلام شیخ انصاری تقریر کرده، و از مجموع کلام میرزای رشتی استفاده میشود. محصل این وجه آن است که مشکل مقدمات مفوته ناشی از آن است که تاثیر وجوب ذی المقدمه مختص به زمان فعلیت وجوب و تحقق شرط تلقی شده است؛ در حالی که چنین نیست. اگر مکلف علم داشته باشد که شرط استقبالی واجب در زمان مستقبل محقق میشود، این علم برای مکلف محرکیّت ایجاد میکند و وی را به انجام عمل تحریک میکند؛ پس ترک هر عملی که ترکش منجر به ترک ذی المقدمه میشود جایز نیست. حاج شیخ به تفصیل این وجه را بیان کرده و به اشکالات آن پاسخ گفته است. بله، اگر در موردی قدرت تنها بعد از دخول وقت واجب معتبر باشد، انجام مقدمات از قبل لازم نیست.
قدرت گاهی اوقات شرط اتصاف فعل به ملاک نیست؛ بلکه شرط استیفاء ملاک است؛ مثلا اگر پسر مولا در حال غرقشدن باشد، انقاذ این فرزند دارای ملاک است هرچند عبد قادر به آن نباشد. معمولا قدرت شرط استیفاء ملاک است. صرف الوجود قدرت از لحظه جعل تا لحظه تحقق خارجی فعل کافی است تا مکلف بتواند فعل را ایجاد کند. آنچه عقلا شرط تکلیف است -در مواردی که قدرت شرط استیفاء ملاک است- مطلق قدرت است به نحوی که مکلف پیش از زمان عمل با داشتن قدرت باید مقدمات آن را فراهم کند. ولی گاهی قدرت شرط اتصاف به ملاک است. حضرت آیتالله والد بیان میکردند که در موارد احترام و توهین نوعا قدرت شرط اتصاف به ملاک است؛ مثلا کسی که مریض است عاجز از قیام هنگام ورود پدر به منزل است. عدم قیام برای این شخص مفسده ندارد؛ چرا که قدرت در صدق عنوان توهین شرط است.
آنچه عقلائا از قدرت در فرض اتصاف ملاک، شرط است همان میزان قدرتی است که عقلا در فرض استیفاء ملاک شرط است، و از این جهت تفاوتی نیست. گاهی اوقات شارع مقدس یک نوع قدرت خاص را به عنوان شرط شرعی معتبر میکند؛ چرا که آن قدرت خاص در اتصاف به ملاک دخیل است؛ مثلا بیان کرده است اگر ظهر آمد و قدرت بر نماز داشتید نماز بخوانید. شخصی که پیش از آمدن ظهر آبی داشته و آن را ریخته و هنگام ظهر به جهت فقدان آب، وضو نگرفته و نماز نخوانده مفسدهای ایجاد نکرده است؛ چرا که ترک صلات برای فردی که قادر به انجام نماز نیست مفسدهای نداشته است. ملاک برای کسی است که بعد از آمدن وقت عمل قادر بر انجام عمل است، و یا مثلا شخص حاضر میتواند خود را تبدیل به مسافر کرده و نماز قصر بخواند. این را همه پذیرفتهاند که اگر قدرتی خاص شرط باشد اصلا مشکل مقدمات مفوته پیش نمیآید.
توجه شود که مشکل مقدمات مفوته منحصر در فرض وجوب شرعی مقدمات واجب نیست؛ بلکه بر اساس وجوب عقلی مقدمات واجب نیز این مشکل مطرح میشود.
وجه چهارم: سخن مرحوم اصفهانی
مرحوم مظفر در اصول فقه از مرحوم محقق اصفهانی نقل کرده است: اینکه وجوب مقدمه از جهت فعلیت تابع وجوب ذی المقدمه است سخن تمامی نیست. مقدمه واجب در اقتضاء و مبادی وجوب مثل شوق تابع وجوب ذی المقدمه است، ولی در فعلیت وجوب تبعیت ندارد. مقتضی وجوب ذی المقدمه به تبعش مقتضی وجوب مقدمه میآید. این مقتضی در ذی المقدمه با مانع روبرو است (مانع فعلیت ذی المقدمه این است که بعث نمیشود از انبعاث منفک شود)، ولی در مقدمه مانعی ندارد. مرحوم مظفر واجب معلق را نپذیرفته است و به آن اشکال عقلی دارد.
به نظر ما اصل این وجه صحیح است ولی نیاز به یک تکمله دارد. قبلا بیان شد که مجرد شوق به یک عمل برای وجوبش کافی نیست. ممکن است مولا نسبت به یک عمل شوق و اراده داشته باشد ولی الزام به آن، دارای مفسده باشد؛ بنابراین ممکن است به جهت مفسده در الزام کنونی آن را در آینده ملزم کرده باشد. این مفسده در الزام ممکن است تنها نسبت به ذی المقدمه باشد ولی نسبت به مقدمه مفسدهای در وجوبش نباشد. نتیجه آنکه ممکن است ملاک نسبت به ذی المقدمه تمام نباشد -و این به جهت آن نیست که ذی المقدمه دارای شوق نیست بلکه به جهت آن است که مفسدهای مانع الزام آن شده است- ولی مقدمهاش واجب باشد؛ چرا که مفسدهای در الزام به آن نیست. پس مقتضی وجوب و همچنین شوق ذاتی هم نسبت به مقدمه و هم نسبت به ذی المقدمه وجود دارد ولی به جهت مفسده در الزام یا مصلحت در ترخیص، ذی المقدمه لزوم ندارد، ولی مانعی از الزام مقدمه نیست.