دانلود فایل صوتی Feghh 30-14030806 Feghh 30-14030806
دانلود متن خام Feghh 30-14030806 Feghh 30-14030806

فهرست مطالب

جلسه 30 – یکشنبه 1403/08/06 – ادلّه ضمان تالف/ مدار زمان در محاسبه /جواز پرداخت قیمت /زکات

پخش صوت

Feghh 30-14030806

فهرست مطالب:

مدار زمان در ضمان تلف.. 1

استدلال آیت الله والد بر ضمان قیمت یوم ضمان. 1

نقد استدلال. 2

استدلال آیت الله والد بر ضمان قیمت یوم ادا 2

مقدمه اول: تغییر مصادیق در طول زمان. 2

مقدمه دوم. 3

بیان استدلال. 4

 

موضوع: ضمان تلف / مدار زمان در قیمت‌گذاری /پرداخت قیمت /زکات

خلاصه مباحث گذشته:

متن خلاصه …

 

 

أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

مدار زمان در ضمان تلف

در این مساله اقوال و وجوه مختلفی بیان شده است. یک وجه، یوم ضمان است.

استدلال آیت الله والد بر ضمان قیمت یوم ضمان

ممکن است با بیانی مطرح شود که مدار بر یوم ضمان است. توضیح آنکه ضمان، حکمی وضعی است. حکم وضعی یا منتزع از یک حکم تکلیفی است، و یا مصحّح آن، یک حکم تکلیفی است، و بدون حکم تکلیفی، حکم وضعی صحیح نیست. ممکن است بیان شود اصل اولی آن است که زمان حکم تکلیفی با زمان حکم وضعی متّحد است. به عنوان مثال وقتی بیان می‌شود: «المیتة نجس فلا تأکله»، زمان حرمت أکل با زمان نجاست یکی است. اینکه حرمت اکل در زمان دیگری باشد، و از این حکم، نجاست در زمان دیگر انتزاع شود و یا آنکه حرمت أکل، مصحّح ضمان در زمان دیگری باشد، بر خلاف قاعده است. از آن رو که ضمان از وجوب ادا انتزاع می‌شود، پس ملاک: همان زمان وجوب ادا است که همان زمان شروع ضمان است.

نقد استدلال

این امر صحیح است که حکم وضعی همراه با حکم تکلیفی است، ولی حکم تکلیفی همیشه به صورت فعلی نیست. توضیح آنکه حکم تکلیفی به دو صورت است. گاهی حکم تکلیفی فعلی و گاهی تعلیقی است. به عنوان مثال اگر بیان شود: نفقه زوجه بر عهده زوج است، و پرداخت نفقه بر او واجب است. دین بودن نفقه از این حکم انتزاع می‌شود، و زمان دین با زمان وجوب نفقه اتّحاد دارد.

ولی اگر آن حکم تکلیفی خودش یک حکم فعلی نباشد؛ بلکه حکمی تعلیقی باشد، مثل محل بحث، امر متفاوت است. به عنوان مثال ضمانت غاصب نسبت به عین بدین معنی است که اگر عین تلف شد غاصب باید بدل آن را پرداخت نماید. از اولین لحظه غصب، وجوب فعلی ثابت نیست؛ بلکه وجوب، پس از تلف فعلیت می‌یابد. البته قضیه تعلیقیه از همان زمان غصب صادق است، ولی ظاهر آن است که زمان فعلیت موضوعیت دارد. وقتی شارع بیان کند: اگر غاصب عین را تلف کند باید بدل را بدهد، ظاهرش آن است که زمانی که تلف شد باید بدل پرداخت گردد. به تعبیر آیت الله والد زمان وجوب با زمان واجب تفاوت دارد. ظاهر آن است که زمان واجب باید ملاحظه گردد، نه زمان وجوب.

به عنوان مثال اگر بیان ‌شود: «بر کسی که مرتکب گناهی شود واجب است به فقیر صدقه دهد»، مراد از فقیر، شخصی است که در زمان فعلیت حکم فقیر باشد، نه فقیر در زمان جعل حکم. قیمت در محلّ بحث نیز در زمان فعلیتِ وجوب ملاک است. پس زمان ضمان اهمیّت ندارد؛ بلکه زمان فعلیت حکم، زمان تلف است. این استدلال می‌تواند مثبِت ضمان یوم تلف باشد.

استدلال آیت الله والد بر ضمان قیمت یوم ادا

آیت الله والد سخنی بیان کرده‌اند که نیاز به ذکر دو مقدمه دارد:

مقدمه اول: تغییر مصادیق در طول زمان

مصادیق بعضی از عناوین در طول زمان تغییر می‌یابد. به عنوان مثال اگر شارع بیان کند: «شخصی که از دنیا برود، چراغی بر قبر او روشن کنید». مصداق چراغ در زمان قدیم، شمع بوده، ولی مصداق این مفهوم امروزه تغییر کرده است. مثال دیگر آیه ﴿عاشروهنّ بالمعروف<![if !supportFootnotes]>[1]<![endif]> است. اینکه مراد از معروف چیست، محلّ بحث است. فرض کنید مراد آن است که به طور متعارف معاشرت کنید. آنچه متعارف است مصادیقش در زمان‌های مختلف متفاوت است. به عنوان مثال اگر بیان شود: «مرد باید نفقه را به طور متعارف به زن پرداخت نماید»، میزان متعارف در زمان‌های مختلف تفاوت دارد.

آیت الله والد مثالی بیان کرده‌اند که قابل توجه است. ایشان نقل می‌فرمودند: ما یک زمانی در جلسه‌ای بودیم که یک فرد متمایل به مباحث روشنفکری نیز در آن جلسه حضور داشت. آن شخص بیان می‌کرد: واژه «مومن» در آیات قرآن به معنای شیعه نیست؛ چرا که در آن زمان مساله ولایت امیرالمومنین علیه السلام مطرح نبوده؛ بلکه ولایت حضرت در آخرین سال زندگی پیامبر r با نزول آیه غدیر واجب گشت. پس آیاتی که در آنها وارد شده «یا أیّها الذین آمنوا…» خطابش به جمیع مسلمین است.

آیت الله والد در پاسخ به این مساله بیان می‌کردند: «مومن» به شخصی می‌گویند که به اموری که اعتقاد به آنها لازم است، معتقد باشد. اموری که باید به آنها معتقد بود، پیش از نزول آیه ولایت، شامل مساله ولایت نمی‌شد، ولی پس از نزول این آیه، ولایت امیر المومنین علیه السلام نیز یکی از اموری است که باید به آنها معتقد بود. البته در زمان امیر المومنین علیه السلام نیاز نبوده که مومن، به أئمه بعدی معتقد باشد. بلکه هرکس باید به امام زمان خود و ائمه پیشین معتقد باشد. پس در زمان امام صادق علیه السلام مومن به معنای معتقد به دوازده امام نیست، بلکه به معنای معتقد به امامت امام ششم و ائمه پیش از ایشان است. روایت «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیّة»<![if !supportFootnotes]>[2]<![endif]> لزوم اعتقاد به امام هر زمان را ثابت می‌نماید. حاصل آنکه در مفهوم مومن، ایمان به دوازده امام وجود ندارد، ولی مصداق مومن در زمان ما، مومن به ۱۲ امام است. پس در عصر کنونی غیرشیعیان مومن نیستند.

مقدمه دوم

در کفایه وارد شده که عناوین سه دسته هستند.

اول: برخی عناوین نسبت به حکم هیچ دخالتی ندارند؛ بلکه تنها عنوان مشیر هستند. مثل ارجاع امام علیه السلام به زراره با تعبیر «علیک بهذا الجالس»<![if !supportFootnotes]>[3]<![endif]>. در این تعبیر، جلوس هیچ خصوصیتی ندارد.

دوم: گاهی عنوان در حکم دخیل است، ولی تنها حدوث عنوان برای اثبات حکم کافی است. فرض کنید بیان شود: «والده خود را اکرام کن». والده به معنی شخصی است که انسان را زاییده است. تنها در زمانی که مادر زاییده است این حکم وجود ندارد؛ بلکه این حکم برای همیشه ثابت است.

سوم: گاهی وجود و بقای عنوان در حکم موثر است. مثل «المسافر یقصّر»<![if !supportFootnotes]>[4]<![endif]>. تا زمانی که عنوان مسافر صادق باشد، قصر واجب است.

اینکه چگونه تشخیص داده شود که یک عنوان از کدام قسم است با مناسبات حکم و موضوع و نکات دیگری که وجود دارد باید روشن گردد.

به عنوان مثال این مساله که پیامبر r چند بار حج به جا آوردند، در روایات به صورت‌های مختلف بیان شده است. البته حجّ رسمی تنها حجة الإسلام و حجّة الوداع بوده است. ولی غیر آن در برخی روایات ۱۰ حج و در برخی روایات ۲۰ حج وارد شده است. در روایتی با توضیح بیان شده و روایت شاهد جمع این روایات است. این مفاد در برخی روایات وارد شده که «إنّ النبی حجّ عشر حجّات بعد نبوّته و عشر حجّات قبل نبوّته». یعنی عنوان «النبی» گاهی عنوان مشیر به ذات مقدّس حضرت محمد r است. در این موارد ذات مقدّس نبی چه متّصف به وصف نبوّت باشد و چه متّصف بدین وصف نباشد، خود ذات حضرت مورد لحاظ است. و گاهی «النبی» عنوان مشیر نیست؛ بلکه اشاره به زمانی دارد که حضرت متّصف بدین عنوان است. اگر «النبی» عنوان مشیر باشد، تعداد حج‌های حضرت ۲۰ مورد و اگر عنوان مشیر نباشد؛ بلکه نبوّت موضوعیّت داشته باشد، تعداد حج‌های پیامبر ۱۰ حج می‌شود.

بیان استدلال

ضمان از این جمله انتزاع شده است: «إذا تلف العین وجب أداء القیمة». واژه قیمت به دو صورت ممکن ست لحاظ شود:

صورت اول: گاهی عنوان مشیر برای یک رقم خاص است. به عنوان مثال در صحیحه ابی ولّاد بیان شده که ابو ولّاد ضامن قیمت بغل است؛ بدین معنی که اگر بغل تلف می‌شد، باید قیمت آن را می‌پرداخت. به عنوان مثال اگر در زمان تلف، قیمت بغل ۱۰۰ دینار باشد، باید ۱۰۰ دینار بپردازد. اگر بیان شود: حدوثِ قیام مقام بغل موضوعیت دارد، این عبارت دیگری از همان عنوان مشیر است. یعنی بنابر این فرض باید ملاحظه شود که در لحظه تلف ارزش آن مال چقدر است، و چه میزان پول به جای بغل قرار می‌گیرد. ضامن باید همان مقدار را بپردازد.

صورت دوم: گاهی قیمت، موضوعیت دارد، نه آنکه عنوان مشیر باشد. قیمت به معنای «ما یقوم مقام الشیء» است، و به معنای مقدار پولی است که به جای بغل قرار می‌گیرد. اگر گفته شود که قیمت موضوعیت دارد، بدین معنی است که حدوث یک شیء چه از حیث حدوث و چه از حیث بقاء در حکم دخالت دارد. یعنی هر زمانی که ضامن می‌خواهد قیمت را ادا کند باید ملاحظه نماید که قیمت به چه میزان است. در این وجه، مصادیق قیمت در زمان‌های مختلف متفاوت می‌شود. به عنوان مثال، قیمت در روز غصب: ۱۰۰ دینار، و در زمان ۱۰ روز بعد: ۸۰ دینار و ۱۰ روز بعد: ۱۲۰ دینار است. مثال دیگر آنکه «کفاره فلان عمل، اطعام ۶۰ مسکین است». ممکن است یک شخص در زمانی که وجوب ثابت می‌گردد مسکین باشد، ولی در روز ادا مسکین نباشد. درک عرفی آن است که زمان ادا باید لحاظ گردد، و زمان حدوث اهمیّتی ندارد.

در محل بحث نیز ممکن است چنین بیانی ارائه شده و بیان گردد: به تناسبات حکم و موضوع، واژه قیمت، موضوعیّت دارد، و این موضوعیت به نحوی است که از جهت حدوث و بقاء در حکم دخالت دارد. این استدلال در جلسه آینده مورد بررسی قرار می‌گیرد.

توجه کنید که بحث ما در تفاوت قیمت ناشی از تورّمی که در زمان کنونی وجود دارد، نیست؛ بلکه بحث در تفاوت قیمت ناشی از عرضه و تقاضایی است که در زمان‌های مختلف، متفاوت می‌شود؛ پس قیمت یوم غصب ممکن است بالاتر یا پایین‌تر از یوم ادا باشد.

امروزه به طور متعارف قیمت‌ها تغییرات زیادی پیدا می‌کند، و در نوع موارد با مرور زمان از ارزش پول که همان قیمت است کاسته می‌شود. ازاین رو ممکن است بیان شود قیمت روز ادا باید ملاحظه شود. ولی محل بحث آن است که وقتی قیمت یوم ادا نسبت به یوم غصب تغییر می‌کند، و گاهی افزایش و گاهی کاهش می‌یابد، قیمت چه روزی باید ملاحظه گردد.

و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آل محمّد.