درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14041030 شماره جلسه: 83
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / اجزاء / اجزاء امر ظاهری
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
تشریعات رسول الله (ص)
در ادامه لیستی از تشریعاتی که حضرت رسول (ص) داشتند ارائه میشود. پیش از بیان این لیست، چند نکته ذکر میشود.
نکته اول: ثمره ذکر تشریعات رسول الله (ص)
یک نکته آنکه بیان این لیست چه ثمراتی دارد؟ طبق سخن آیتالله سیستانی -که بیان کردهاند در جایی که سنّت و فریضه هر دو در یک عمل مرکّب جمع شده باشد، ترک سهوی سنّت موجب بطلان مرکّب نمیشود- روشن است که ثمره بحث چیست. ولی ما این مبنی را نپذیرفتیم، و بیان کردیم که تنها همان احکامی که شارع مقدس خود بر سنت و فریضه بار نموده میپذیریم، و قانون مزبور را به عنوان یک قانون فقهی نپذیرفتیم. البته سخن آیتالله سیستانی در جایی است که اجزاء مزبور به صورت مرکّب باشند. در جایی که یک سنّت مستقل یا یک عمل مستقل وجود دارد این ثمره بار نمیشود.
ما قبلا بیان کردیم که از روایات استفاده میشود که سنت از جهت اهمیت در مرتبه پایینتری نسبت به فریضه است؛ بنابراین در باب تزاحم و تشخیص اهم و مهم این بحث ثمره پیدا میکند. مثلا شخصی که قادر نیست در تمامی رکعات بایستد، و تنها در دو رکعت میتواند بایستد. برخی بیان کردهاند چنین کسی باید در دو رکعت اول بایستد، و در دو رکعتی بعدی به صورت ایستاده نماز بخواند. ما این مطلب را نپذیرفتیم، و بیان کردیم که صرف تقدم زمانی دلیل نیست؛ چرا که از جهت ملاک، تفاوتی بین رکعات نیست. ولی ممکن است به بیان دیگر این سخن ذکر شود. از آنجا که دو رکعت اول، تشریع خداوند است و دو رکعت اخیر تشریع نبوی است و تشریع الله اهمّ است یا دست کم احتمال اهمیت دارد، دو رکعت اول باید ایستاده خوانده شود. البته تشریع خداوند اهم است، نه آنکه احتمال اهمیت داشته باشد، ولی در این مورد که شرایط چیزی که تشریع الله است از شرایط چیزی که تشریع نبی مکرّم (ص) است نیز اهم باشد، دست کم احتمال اهمیت وجود دارد. پس صرف قدرت در دو رکعت اول اولویت دارد.
ما سعی داریم از واژه سنت استفاده نکرده، و از واژه تشریع استفاده نماییم. علت آن است که در برخی روایات تعبیر سنت در مورد مستحب به کار رفته و تعبیر فرض در مورد تشریعات نبی به کار رفته است. این در روایاتی است که فرض الله و فرض النبی هر دو در آنها مطرح شده است. به روایت زیر توجه نمایید:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاةَ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَكْعَةً ….فَصَارَتِ الْفَرِيضَةُ سَبْعَ عَشْرَةَ رَكْعَةً ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً…»[1].
نکته دوم: برخی تشریعات خاص نبوی
در برخی تشریعات به طور صریح بیان شده که فلانعمل توسط خداوند و فلانعمل توسط رسول الله (ص) تشریع شده است؛ مثل روایتی که بیان شد. نیز بدین روایت توجه کنید: «وَ حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْكِرَ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ»[2].
ولی برخی تشریعات نبوی چنین نیست؛ بلکه به نحوی خاص است که در ادامه برخی از آنها بیان میگردد:
اول: در برخی موارد اصل تشریع از ناحیه خداوند است ولی برخی اقسام و شروط و اجزاء توسط نبی مکرم (ص) جعل شده است؛ مثل روایت زیر:
«عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَرَضَ اللَّهُ الصَّلَاةَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى عَشَرَةِ أَوْجُهٍ صَلَاةِ السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ صَلَاةِ الْخَوْفِ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ وَ صَلَاةِ كُسُوفِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ وَ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ»[3].
دوم: همچنین برخی تشریعات به صورت سلبی است؛ مثل عفو پیامبر (ص) از زکات در مورد برخی اشیاء. به روایت زیر توجه کنید:
«و الزكاة على تسعة أشياء الحنطة و الشعير و التمر و الزبيب و الإبل و البقر و الغنم و الذهب و الفضة و عفى رسول الله ص عما سوى ذلك»[4].
در این روایت، عفو به پیامبر (ص) نسبت داده شده است. مورد دیگر روایتی است که در آن بیان شده خداوند متعال سجده را بر زمین واجب نمود، ولی رسول الله (ص) سجده بر خمره و حصیر را نیز جایز شمرد. این جعل هم از باب ترخیص است.
حاصل آنکه انواع و اصناف تشریعات نبی مکرّم (ص) مختلف است. تشریعات آن حضرت به انواع گوناگونی چون ایجابی و یا سلبی، حکم تکلیفی و حکم وضعی، وجوبی و تحریمی و … است.
نکته سوم: توضیحی در مورد تعبیر «سَنَّ رسول الله (ص)» و تفاوت آن با تعبیر «سنّت رسول الله»
برخی موارد نیز در روایات با تعبیر «سنّ رسول الله کذا» وارد شده که ظاهرا این موارد نیز از تشریعات حضرت نبی (ص) است. این قسم نیازمند توضیح است که در ادامه بیان میشود؛ مثل «الْمَضْمَضَةُ وَ الِاسْتِنْشَاقُ مِمَّا سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص»[5]. البته روشن است که بحث در اعم از تشریعات الزامی و استحبابی است، و مضمضه و استنشاق از موارد استحبابی است.
اگر در مورد یک تکلیف، تعبیر سنت به کار رفته باشد، آیا این تعبیر کافی است که آن مورد از تشریعات رسول الله (ص) به شمار رود؟ سنّت در مصطلحات درایه به فعل و قول و تقریر معصوم تفسیر میشود، ولی عامه آن را به قول و فعل و تقریر پیامبر (ص) یا صحابه تعریف میکنند. مرحوم آیتالله بروجردی بیان کردهاند که اصل سنّت برای پیامبر (ص) است، و آنچه از صحابه -توسط عامه- و از ائمه -توسط شیعه- به مفهوم آن اضافه شده در روایات به آنها سنّت اطلاق نمیشود، بلکه در اصطلاح درایه به آنها سنّت گفته شده است. ظاهرا سخن ایشان صحیح است. البته این به جهت ویژگی واژه «سنّة» نیست؛ بلکه سنّت در برخی روایات در مورد عبد المطلب نیز بیان شده است. وقتی به فاعل «سنّ» تصریح شود ممکن است در مورد غیر پیامبر (ص) نیز این واژه به کار رود، ولی وقتی در مورد یک عمل تعبیر سنّت به طور مطلق به کار رود، مراد از آن سنّت رسول الله (ص) است.
مراد از سنّت پیامبر (ص) چیزی است که آن حضرت بیان کرده یا بدان عمل کرده، ولی ممکن است خدای متعال آن را تشریع کرده باشد. ممکن است ثبوتا تشریع توسط خداوند متعال، و بیان آن اثباتا توسط رسول الله (ص) بوده است. قول و فعل و تقریر پیامبر (ص) به معنای تشریع آن حضرت نیست. بیان شد که تعبیر «سنّ رسول الله کذا» ظاهر در تشریعات نبوی است. علت تعبیر ما به ظاهر آن است که ممکن است سنّت در این تعابیر به معنای بیان تشریعات الهی توسط رسول الله (ص) باشد. البته به نظر میرسد این برداشت بر خلاف ظاهر است و تعبیر «سنّ رسول الله …» ناظر به مقام ثبوت، و «سنَّ» به معنای «شرَّع» است. باید دقّت و تامل کرد که آیا مواردی که در روایات ذکر شده که فلان مطلب «سنّت» است نیز مثل فعل «سنَّ» ظاهر در تشریعات نبوی است؟ ما هنوز در این مورد به یک نتیجه قاطع نرسیدهایم.
به نظر میرسد بین تعبیر «سنّة رسول الله(ص)» با تعبیر «سنَّ رسول الله (ص)» تفاوت داشته باشد. یعنی طبیعی است که تعبیر «سنّة رسول الله (ص)» در مواردی به کار رود که و لو خداوند متعال تشریع کرده باشد، پیغبر اکرم (ص) سیره مستمرّی بر آن داشته باشد. تعبیر «سنَّ رسول الله (ص)» به جنبه حدوثی عمل ناظر است، نه به سیره مستمرّه، و این تعبیر با تعبیر «سنّة رسول الله (ص)» تفاوت دارد.
نکته چهارم: سنّت به معنای مستحبّ، در مقابل فریضه به معنای واجب
مشکل دیگری که در این بحث وجود دارد آن است که گاهی سنّت به معنای مستحب در مقابل واجب به کار میرود. بنابراین، مواردی که در آنها تعبیر سنّت به کار رفته ممکن است به معنای مستحبّ باشد نه بدان معنی که توسط رسول الله (ص) واجب شده باشد. بله، اگر عملی مسلّم باشد که واجب است و در مورد آن تعبیر سنّت در مقابل فریضه به کار رفته باشد، سنّت به معنای تشریع نبوی است؛ مثل وقوف به عرفات که سنّت شمرده شده در مقابل وقوف در مشعر که فریضه است. این هر دو واجب و از ارکان حجّ هستند، ولی یکی سنّت و دیگری فریضه شمرده شده است. یا مثلا قرائت و تشهد در نماز به عنوان سنّت و رکوع و سجود، فریضه قلمداد شده است. این موارد روشن است، ولی مواردی که سنّت ممکن است به معنای مستحب باشد محل تامل است.
توضیحی در مورد دو روایت مشکل
مشکل دیگری که در بحث وجود دارد دو روایت است که باید مورد توجه قرار گیرد.
روایت اول: در روایتی طلاق هم به خداوند متعال و هم به نبی مکرّم نسبت داده شده است. اینگونه اعمال از تشریعات نبوی است یا الهی؟ به روایت زیر توجه نمایید:
«عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: الطَّلَاقُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ فِي كِتَابِهِ وَ الَّذِي سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُخَلِّيَ الرَّجُلُ عَنِ الْمَرْأَة…»[6].
حدس ما آن است که مراد از «و الذی سنّ رسول الله (ص)» در این روایت آن است که در مورد برخی اعمال، اصل عمل توسط خداوند متعال تشریع شده ولی شرایط و ویژگیهای آن توسط حضرت نبی جعل شده است. این امر در مورد صلات و زکات در روایات وارد شده است. به روایات زیر توجه کنید:
«عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَرَضَ اللَّهُ الصَّلَاةَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى عَشَرَةِ أَوْجُهٍ صَلَاةِ السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ صَلَاةِ الْخَوْفِ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ وَ صَلَاةِ كُسُوفِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ وَ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ»[7].
«مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيِّ وَ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ كُلِّهِمْ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الزَّكَاةَ مَعَ الصَّلَاةِ فِي الْأَمْوَالِ وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ وَ عَفَا عَمَّا سِوَاهُنَّ فِي الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الزَّبِيبِ وَ عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ»[8].
در مورد طلاق هم اصل آنکه باید عده و طهر در طلاق، ملحوظ باشد در آیه شریفه «فطلّقوهنّ لعدّتهنّ»[9] ذکر شده ولی تبیین و توضیح آن توسط رسول الله (ص) بیان شده است.
روایت دوم: روایت دیگری نیز در بحث سنّت نبوی وجود دارد که نیازمند تامل است:
«أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيِّهِ ص أَنْ سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ ص»[10].
این روایت مربوط به مهر السنّة است که ۵۰۰ درهم است. در این روایت بیان شده که خداوند متعال به پیامبر اکرم (ص) به سنّتقراردادن امر کرده است. این روایت از موارد فرض الله است یا فرض النبی؟ جالب است که حتی تعیین ۵۰۰ درهم توسط خداوند بوده، ولی به پیامبر (ص) دستور به سنّت داده است. به نظر میرسد این امور باید به فرض الله ملحق شود؛ یعنی حکم ثبوتا توسط خداوند متعال جعل شده و نبی مکرّم (ص) تنها در مقام اثبات وظیفه دارد که آن تشریع الهی را بیان نماید.
حاصل آنکه در مواردی که تصریح شده، مساله روشن است. همچنین مواردی که در آنها تعبیر «سنَّ رسول الله (ص) کذا» به کار رفته نیز ملحق به موارد مصرّح میشود. نیز مواردی که در آنها سنّت در مقابل فریضه قرار گرفته و اصل واجببودن آن عمل معلوم باشد، سنّت به معنای تشریع نبوی است. در جلسه آینده مواردی که به طور مسلّم از تشریعات نبی (ص) است بیان میشود. ما در این مورد کتاب وسائل را محور قرار دادیم و بر اساس این کتاب آدرسها ذکر میگردد.