حدیثخوانی استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری
Hadis 31- 14040919
متن خام
سال دوم – چهارشنبه جلسه 31
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
شاگرد: جلسه قبل نکات دو طرف را فرمودید، جمعبندی هم میفرمودید خوب بود که بالاخره این بنا در فضای کدامیک از آن دو تا فضایی بود که ترسیم کردید؟ اطاعتنا بود یا آن فضای دیگری که ترسیم کردید؟
استاد: فضای کلی بحث اینکه ائمه علیهمالسلام واسطهی فیض الهی هستند، این مقدارش هست؛ اما حالا آن نکات مختلف دیگری که وجود داشت، نمیشد خیلی آن احتمالات را چیز کرد، احتمالات مختلف را باید با این مطلب ضمیمه کرد که روایت در مقام بیان واسطه بودن فیض است، واسطه بودن فیض با هر دو احتمال اینکه عِبَادَتُنَا یعنی عبادت کردن ما منشأ میشود که مردم هم عابد بشوند یا عِبَادَتُنَا یعنی طَاعَتُنَا؟ هر دویش باید با آن فضای چیز ضمیمه بشود، هر دویش احتمال دارد وجود داشته باشد. حالا روایت بعدی را هم بخوانید.
شاگرد: عَنْه هُوَ عَنْ مُعَلَّى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ سُدَّى…
استاد: این سندش خوب نیست رد شوید.
شاگرد: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ.
استاد: این لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ظاهراً اشاره به رجعت است. احتمال میدهم اشاره به رجعت باشد، نه فقط خلافت ظاهری که ائمه علیهمالسلام؛ البته ممکن است مراد خلافت باطنی باشد و اشاره به امامت باطنی ائمه باشد ولو در بهاصطلاح ظاهراً چیز نکرده باشند، ولی شاید هم اشاره به بحث رجعت باشد، در روایات ما هست که ائمه علیهمالسلام در رجعت میآیند و یکبهیک امامت میکنند و خلافت میکنند، بههرحال این را که در مورد ائمه علیهمالسلام تفسیر شده باید این را دقت کرد که آیا مربوط به خلافت ظاهری ائمه علیهمالسلام هست که طبیعتاً به رجعت برمیگردد یا خلافت واقعی و امامتشان که مربوط به همین زمان هم هست.
شاگرد: شما رجعت همهشان را قبول دارید؟
استاد: بههرحال در روایات است، من سوالم این نیست که واقعاً از جهت سندی معتبر هست یا نه؟ ولی همین مقدار که در روایات اشاره شده کافی است برای اینکه این احتمال را ما اینجا طرح کنیم، نمیخواهم حتماً تثبیت بکنم این مطلب را، این خودش میتواند قرینه باشد برای رجعت بقیه دیگر؛ چون ثابت نیست استخلاف مراد استخلافِ، در روایات ما در ذیل آیه شریفه «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» هست که این آیه اشاره است به، آخه بعضیها معنا میکنند که خداوند انسان را بهعنوان خلیفه الهی قرار داده در بعضی روایات میگوید بابا این آدمی که اینهمه آدم میکشد چه میکند اینها خلیفه الهی ..، ذات آدم، جنس آدم بهعنوان خلیفةاللهی، از جنسی که أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا، اینها که نمیشود خلیفه باشد، آدم و انسان از آن جهت که در میان این انسان خلیفةالله وجود دارد، از این جهت خداوند خلیفه در روی زمین قرار داده، خلیفه که در هر عصر هم باید باشد یعنی در هر زمانی حجت الهی باید در میان مردم باشد تا این حجت الهی آن إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً را مصداقش باشد و تعیینکنندهی آن موارد باشد. بههرحال این استخلافی که خداوند نسبت به حضرت آدم قرار داده از این بابت است که حضرت آدم واسطهی فیض الهی است به توسط اینکه ابوالبشر است و ابوالائمه است و ائمه علیهمالسلام از نسل حضرت آدم به وجود میآیند. و همین جهت هم هست که در روایات است که حضرت آدم وقتی، روایاتی که هم از طریق عامه است هم از طریق خاصه؛ که من دیروز روایاتش را در همین جلسه خواندم که فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ در ذیل آن آیه شریفه روایات متعدد داریم که میگوید حضرت آدم برای اینکه خداوند توبهاش را بپذیرد متوسل شد به خمسهی مطهره و این در هم منابع خاصه است و هم منابع عامه. مرحوم علامه حلی این روایات را دلیل بر امامت حضرت امیر دانسته و مرحوم شیخ محمدحسن مظفر در دلائل الصدق توضیح داده، میگوید اینکه حضرت آدم بهجای متوسل شدن به انبیاء عظام به خمسهی مطهره متوسل میشود این معنایش این است که این خمسهی مطهره افضل بنیآدم هستند و این ائمهای که افضل از انبیاء هستند کجا و مردم کجا؟ با توجه به اینکه خلیفه و امام مردم باید افضلالناس باشد، با ضمیمه کردن این مقدمه که مقدمه عقلیه است که امام باید افضلالناس باشد، امامت حضرت امیر و سایر ائمه اثبات میشود.
حالا این ایام ولادت حضرت صدیقهی طاهره است این روایت را هم عرض کنم در همین فضا. روایت است که -حالا شاید لفظش را دقیق نقل نکنم- «لَوْ لَمْ أَخْلُقْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ آدَم فَمَنْ دُونَهُ»
شاگرد: لَوْلَا أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لفاطمة..
استاد: یک کسی تعبیراتش این است: لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِيّاً، عبارتهای مختلفی دارد، یکیش همین است، حدیث قدسی است در بعضی از نقلهایش، حالا شاید عین لفظ را دقیق نقل نکنم.
شاگرد: «لَولا أنَّ اللّه َ خَلَقَ أميرَ المُؤمِنينَ لِفاطِمَةَ ما كانَ لَها كُفوٌ عَلَى ظَهرِ الأرضِ»
استاد: بله، مَا كَانَ لَهَا آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ، آن نقلی که ذیلش است. این معنایش این است که حضرت زهرا سلاماللهعلیها افضل از جمیع انبیاء است و تنها کسی همدوش حضرت زهرا است که حضرت امیر باشد، یعنی تنها کسی همپایه و همعرض حضرت صدیقهی طاهره هستند که آن امیرالمؤمنین است. فضیلت و افضلیت حضرت زهرا را نسبت به سایر خلائق بهجز امیرالمؤمنین میخواهد اثبات کند و اینکه امیرالمؤمنین تنها کسی هستند که میتوانند کفو حضرت زهرا باشند و شایسته هستند که شوهری و همسری حضرت زهرا را دارا باشند.
انشاءالله خداوند ما را تا دم قیامت از کسانی قرار بدهد که اسم حضرت زهرا قلبهای ما را به تپش در میآورد. و صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.