بسمه تعالی
درس خارج فقه استاد معظم حاج سید محمدجواد شبیری
تاریخ: شنبه 1403/10/01
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: زکات/پرداخت قیمت /مدار زمان در قیمتگذاری/ ضمان تلف / روایات / روایت جعفریات/ مباحث رجالی
فهرست مطالب:
اعتبار نسخه موجود از کتاب جعفریات در کلام آقای سید محمد رضا سیستانی. 1
قرائن دال بر عدم اعتبار نسخه موجود از جعفریات.. 1
قرینه اول: تعداد روایات کتاب.. 2
قرینه دوم: مخالفت تعداد زیادی از روایات جعفریات با فقه اهل یبت.. 2
ذکر دو تقریب در مورد قرینه دوم. 2
ذکر پنج وجه در مورد روایات مخالف مذهب در جعفریات.. 3
قرینه سوم: راویان نسخه موجود از عامه. 4
ذکر دو تقریب در مورد قرینه سوم توسط استاد 5
وجه اعتبار توثیق عامه نسبت به راویان شیعه. 6
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
اعتبار نسخه موجود از کتاب جعفریات در کلام آقای سید محمد رضا سیستانی
بحث در کتاب جعفریات بود. بحث به مساله اعتبار نسخه موجود از این کتاب رسید. آقای سیستانی قرائن دال بر اعتبار و همچنین قرائن دال بر عدم اعتبار نسخه موجود را بیان کردهاند. قرائن دال بر اعتبار این نسخه در جلسات گذشته بیان شد. همچنین به قرائن دال بر عدم اعتبار این نسخه نیز اشاره کردیم. در ادامه قرائن دال بر عدم اعتبار را به تفصیل بررسی مینماییم.
قرائن دال بر عدم اعتبار نسخه موجود از جعفریات
در این بحث، ابتدا نکاتی که آقای سیستانی بر عدم اعتبار نسخه موجود بیان کرده را ذکر مینماییم، و سپس نکاتی که حول آن وجود دارد را متذکّر میشویم.
قرینه اول: تعداد روایات کتاب
یکی از قرائن دال بر عدم اعتبار نسخه، مساله تعداد احادیث این کتاب است. در برخی کتب وارد شده که در کتاب جعفریات هزار حدیث وجود دارد در حالی که در نسخه موجود از این کتاب حدود ۱۶۰۰ روایت وجود دارد. گذشت که این اشکال اهمیّت چندانی ندارد. نکاتی در این رابطه در جلسه گذشته بیان شد. بله، اگر قرائن دیگری به این امر ضمیمه شود، این نکته نیز بهعنوان یکی از قرائن میتواند مدّ نظر باشد.
قرینه دوم: مخالفت تعداد زیادی از روایات جعفریات با فقه اهل یبت
نکته دیگری که از قرائن عدم اعتبار نسخه موجود است، این مساله است که در کتاب جعفریات، روایات مخالف با فقه اهل بیت به کثرت وجود دارد. آقای سیستانی در این رابطه بیان کرده است:
«انّ فی هذه النسخة روایات مخالفة لما هو المعلوم من فقه أئمّة أهل البیت علیهم السلام کتصحیح الحلف بالطلاق و صحّة الطلاق الثلاث و أنّ المصّة الواحدة تعدّ من الرضاع المحرِّم، و الترخیص فی الغناء و الضرب علی الطبول و أنّ مدّة النفاس أربعون یوماً و اختلاف دلالة آیة الوضوء فی المسح علی الرجل أو غسلها حسب اختلاف قرائتها و أشیاء أخری نظیر ذلک»[1].
ذکر دو تقریب در مورد قرینه دوم
آیت الله والد نظیر سخن آقای سیستانی را در رابطه با اصل اعتبار کتاب بیان کردهاند بدون آنکه تفکیک کرده باشند که این اشکال مربوط به نسخه است یا اصل کتاب. ما در حاشیه سخن ایشان بیان کردیم که اشکال مزبور به دو تقریب قابل بیان است.
تقریب اول: هرچند سند کتاب جعفریات معتبر نیست، ولی اگر مطالب این کتاب در مجموع با فقه اهل بیت سازگار بود، این سازگاری ممکن بود قرینهای بر اعتبار سند این کتاب و اعتبار نسخه موجود تلقی شود، و ممکن بود مشکلات سندی آن به این قرینه حلّ شود، و این کتاب قابل اعتنا و قابل اعتماد شود، ولی وقتی چنین ویژگی در این کتاب وجود ندارد، از این راه هم نمیتوان اعتبار آن را ثابت دانست. بنا بر تقریب اول، ما در صدد دفع این دخل هستیم که متنشناسی سبب اعتبار بخشی به روایت میشود.
تقریب دوم: بر فرض آنکه با قرائنی اعتبار ذاتی این کتاب ثابت شود، روایات مخالف مذهب شیعه در این کتاب به حدّی زیاد است که این قرینه خود میتواند در تعارض با سایر قرائن دال بر اعتبار کتاب باشد، به طوری که اعتبار ذاتی این کتاب را از بین ببرد. اگر اشکال بخواهد به نحو دوم تقریب شود، نیازمند فحصی جدّی است تا ثابت شود میزان تنافی روایات آن با مذهب امامیه به چه میزان است.
بهنظر میرسد آنچه باید دنبال شود وجه اول است. چرا که تقریب دوم نیازمند اثبات مقدمات متعدّدی است و قرائن زیادی باید ضمیمه شود تا این تقریب ثابت گردد. قواعدی مثل اصل عدم خطا و اصل صحّت و اصل ضبط به طور معمول توسط ادله حجیّت خبر واحد ثابت است، و باعث میشود اشکالی که در برخی روایات این کتاب وجود دارد (که مخالف فقه اهل بیت است) به دیگر روایات سرایت نکند. بدون شکّ روایاتی که مخالف مذهب اهل بیت است کنار گذاشته میشود و به آن عمل نمیشود. بحث در آن است که آیا مخدوشبودن این روایات باعث خدشه در دیگر روایات این کتاب نیز میشود یا خیر.
ذکر پنج وجه در مورد روایات مخالف مذهب در جعفریات
در رابطه با وجود روایات مخالف مذهب در کتاب جعفریات چند وجه محتمل است:
وجه اول: ممکن است عدم وثاقت محمد بن محمد بن اشعث و یا موسی بن اسماعیل یا پدرش اسماعیل بن موسی بن جعفر، منشا این مطالب است. این افراد که راویان اصلی جعفریات هستند از آن رو که ثقه نیستند ممکن است دروغ بسته باشند.
وجه دوم: ممکن است اشکال در نسخه موجود باشد. در اصل کتاب، مشکلی نبوده ولی به تدریج با اشتباهات ناسخین، این مشکلات در کتاب راه پیدا کرده است.
وجه سوم: ممکن است این روایات تقیهای باشد.
وجه چهارم: ممکن است این روایات، سخنان امام صادق علیه السلام بر طبق مذهب عامه باشد. این وجه نیازمند توضیح است. در روایتی از معاذ نحوی وارد شده است:
رجال الكشي حَمْدَوَيْهِ وَ إِبْرَاهِيمُ ابْنَا نُصَيْرٍ عَنِ ابْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ مُعَاذٍ عَنْ أَبِيهِ مُعَاذِ بْنِ مُسْلِمٍ النَّحْوِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِي بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقْعُدُ فِي الْجَامِعِ فَتُفْتِي النَّاسَ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ أَخْرُجَ إِنِّي أَقْعُدُ فِي الْجَامِعِ فَيَجِيءُ الرَّجُلُ فَيَسْأَلُنِي عَنِ الشَّيْءِ فَإِذَا عَرَفْتُهُ بِالْخِلَافِ لَكُمْ أَخْبَرْتُهُ بِمَا يَقُولُونَ وَ يَجِيءُ الرَّجُلُ أَعْرِفُهُ بِحُبِّكُمْ أَوْ بِمَوَدَّتِكُمْ فَأُخْبِرُهُ بِمَا جَاءَ عَنْكُمْ وَ يَجِيءُ الرَّجُلُ لَا أَعْرِفُهُ وَ لَا أَدْرِي مَنْ هُوَ فَأَقُولُ جَاءَ عَنْ فُلَانٍ كَذَا وَ جَاءَ عَنْ فُلَانٍ كَذَا فَأُدْخِلُ قَوْلَكُمْ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ قَالَ فَقَالَ لِيَ اصْنَعْ كَذَا فَإِنِّي أَصْنَعُ كَذَا[2].
معاذ نحوی به امام صادق علیه السلام بیان کرده است: اگر کسی از من نسبت به مسائل شرعی سوال کند، اگر بدانم که پیرو شما است، بر طبق سخنان شما پاسخ او را میگویم، و اگر بدانم از مخالفین است، بر طبق مذهب خودش پاسخ را بیان میکنم، و اگر او را نشناسم، اقوال مختلف را برای او نقل میکنم، و سخن شما را نیز در میان اقوال ذکر مینمایم. حضرت عمل او را تایید کرده و بیان فرموده که من هم چنین رفتار میکنم. روایاتی که در جعفریات وارد شده و مخالف مذهب شیعه است ممکن است از این جهت باشد. یعنی روایاتی در پاسخ سائلین از عامه است که حضرت بر طبق مذهب خودشان بدانها پاسخ گفته است.
وجه پنجم: خلط راویان بین روایات خاصه و عامه. توضیح آنکه در ترجمه ابن ابی عمیر در رجال کشی روایتی وارد شده است:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقُتَيْبِيُّ، قَالَ، قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ، سَأَلَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي عُمَيْرٍ، فَقَالَ لَهُ: إِنَّكَ قَدْ لَقِيتَ مَشَايِخَ الْعَامَّةِ فَكَيْفَ لَمْ تَسْمَعْ مِنْهُمْ فَقَالَ قَدْ سَمِعْتُ مِنْهُمْ، غَيْرَ أَنِّي رَأَيْتُ كَثِيرا مِنْ أَصْحَابِنَا قَدْ سَمِعُوا عِلْمَ الْعَامَّةِ وَ عِلْمَ الْخَاصَّةِ فَاخْتَلَطَ عَلَيْهِمْ حَتَّى كَانُوا يَرْوُونَ حَدِيثَ الْعَامَّةِ عَنِ الْخَاصَّةِ وَ حَدِيثَ الْخَاصَّةِ عَنِ الْعَامَّةِ، فَكَرِهْتُ أَنْ يَخْتَلِطَ عَلَيَّ، فَتَرَكْتُ ذَلِكَ وَ أَقْبَلْتُ عَلَى هَذَا[3].
از ابن ابی عمیر سوال شده که چرا از مشایخ عامه سماع نکرده است. وی در پاسخ بیان کرده است: من از مشایخ عامه سماع کردهام، ولی مشاهده کردم که برخی از راویان امامیه، بین احادیث خاصه و عامه خلط کردهاند. من برای آنکه دچار چنین اشتباهی نشوم، از اساس احادیث عامه را نقل نکردم. موسی بن اسماعیل یا اسماعیل به موسی بن جعفر علیه السلام ممکن است از این دسته راویان بودهاند. یعنی علاوه بر سماع از ائمه، از عامه نیز روایاتی سماع کرده و بین آنها خلط کردهاند. یعنی تعمّد بر کذب نداشتهاند ولی دچار اشتباه شدهاند.
بررسی وجوه پنجگانه
اگر وثاقت موسی بن اسماعیل و اسماعیل بن موسی ثابت باشد و نسخه موجود نیز معتبر شمرده شود، از بین احتمالاتی که بیان شد، تنها دو احتمال باقی میماند؛ چراکه احتمال خلط بین روایات عامه و خاصه با اصالة الصحّة دفع میشود؛ یعنی ادله حجیّت خبر واحد، دفع این احتمالات را نیز ثابت میکند. تعمّد بر کذب نیز با فرض آنکه راوی ثقه است دفع میشود. با فرض آنکه نسخه موجود معتبر است نیز وجه دوم مندفع میگردد.
یا امام صادق علیه السلام تقیه کرده، و یا آنکه سائل در این روایات از عامه است، و طبق نقل معاذ نحوی، حضرت بنابر مذهب سائل که از عامه بوده پاسخ گفته است. بنابر هیچیک از این دو احتمال، عدم اعتبار کتاب ثابت نمیشود. بنابراین اگر اعتبار سند و اعتبار نسخه ثابت شده باشد، موافقت روایات این کتاب با فقه عامه، مانع اعتبار کتاب نیست. در این موارد راویان اشتباه کرده و متوجه نشدهاند که امام علیه السلام در صدد پاسخ به آن سوال خاص بر طبق مذهب سائل بوده است. ادله حجیّت خبر واحد این اشتباه را نفی میکند. در مواردی که اطمینان به این امر وجود دارد روشن است، ولی در موارد مشکوک با ادله حجیّت خبر، این احتمال دفع میشود. بنابراین با صرف مخالفت روایات با مذهب اهل بیت، اعتبار این کتاب مخدوش نمیگردد؛ مگر آنکه تعداد این روایات بسیار زیاد باشد. بهعنوان مثال اگر پانزده درصد از روایات با این مشکل روبرو باشد، مانع از اعتبار نیست. تعداد مواردی که آقای سیستانی شمرده و عبارت ایشان بیان شد، ۷ مورد است. ۷ مورد از حدود هزار و ششصد روایت تعداد بسیار اندکی است.
آنچه بیان شد با این پیشفرض بود که اعتبار راویان و نسخه ثابت باشد. در غیر این صورت هیچیک از وجوه پنجگانهای که بیان شد را نمیتوان نفی کرد. پیشفرض مزبور (اعتبار راویان و اعتبار نسخه) نزد ما ثابت نیست؛ بنابراین نمیتوان اعتبار این نسخه و اعتبار راویان را ثابت دانست. مطلبی در این بحث وجود دارد که باید به آن توجه کرد. باید به منابع دیگر که از کتاب جعفریات نقل کرده رجوع نمود و بررسی نمود که آیا در آن نقلیات نیز اشکال مزبور وجود دارد یا خیر. اگر در آن موارد اشکالی وجود نداشت، روشن میشود خللی که وارد شده، اختصاص به نسخه موجود دارد. در غیر این صورت، اشکال مزبور ناظر به راویان کتاب خواهد بود. سخنان آقای سیستانی مباحث خوب و مفیدی است. آنچه بیان شد، اشکال به سخنان ایشان نیست. بلکه ما در صدد بیان روش بحث و مباحث تاثیرگذار در بحث هستیم و نکاتی در تکمیل استدلالات ایشان بیان کردیم.
قرینه سوم: راویان نسخه موجود از عامه
راویان نسخه موجود، تعدادی از راویان عامه هستند.
· راوی از محمد بن محمد بن اشعث، شخصی به نام «أبومحمد بن عبدالله بن محمد بن عثمان الواسطی» است که به ابن سقا معروف است. این راوی، روایاتی از غیر طریق محمد بن محمد بن اشعث، به نسخه موجود افزوده است. تعبیر ذهبی در مورد ابن سقا چنین است: «الإمام الحافظ الثقة الرَحّال».
· راوی از ابن سقا شخصی به نام «ابو الحسن احمد بن المظفّر بن یزداد العطار» است. این راوی نیز از رجال عامه است.
· راویان از ابن عطار، دو نفر هستند
اول: «ابو نعیم محمد بن ابراهیم بن محمد بن خلف الواسطی الجمّاری»
دوم: «علی بن محمد بن محمد بن طیب الجلابی الواسطی»
این دو راوی نیز از عامه هستند.
· راوی از جماری و جلابی، فرزند جلابی به نام «ابوعبدالله محمد» است که از رجال عامه است.
ذکر دو تقریب در مورد قرینه سوم توسط استاد
آقای سیستانی بیان نکردهاند که راویان این نسخه را به چه جهت ذکر کردهاند، و به چه تقریبی ذکر این راویان، ایجاد مشکل میکند. دو تقریب در این مساله ممکن است:
تقریب اول: هرچند عامه این راویان را توثیق کردهاند، ولی توثیق عامه نزد ما اعتبار ندارد؛ بنابراین راویان نسخه غیرمعتبر هستند. این تقریب در مورد یکی از این راویان یعنی ابن سقّا ناتمام است. در شرح حال ابن سقّا نقل شده که وی دارای گرایشات شیعی است. آقای سیستانی در این رابطه بیان کرده است:
«و حکی عن السلفی أنّه اتّفق أنّه أملی حدیث الطائری المشوی الوارد فی فضیلة الإمام أمیر المومنین علیه السلام فلم تحتمله أنفسهم –أی أهل واسط- فوثبوا به و أقاموه و غسلوا موضعه فمضی و لزم بیته لا یحدث أحدا من الواسطیّین، و لهذا قلّ حدیثه عندهم، و قد مات سنة ۳۷۳ أو ۳۷۱»[4].
در محیط سنگین اهل واسط، وقتی ابن سقا روایت طایری مشوی را نقل کرده نشان میدهد که این شخص، شیعه محکمی بوده است. هرچند تمایلش در حدّ محبت به حضرت باشد. یکی از قرائنی که ما در بسیاری از موارد بر روی آن تکیه میکنیم این مساله است که وقتی یکی از عامه گرایشات شیعی دارد و نشانههای روشن تشیع در مورد او وجود دارد، اگر این راوی نزد عامه توثیق شود، آن توثیق قابل اعتماد است. از این رو توثیق ابن سقا ممکن است، ولی اثبات توثیق بقیه سسلسله سند مشکل است.
تقریب دوم: این نسخه دارای مشکلاتی است که باعث خدشه در اعتبار آن شده است. از طرفی حدود ۶۰۰ روایت زائد دارد، و از طرف دیگر مشتمل بر نقلیاتی است که با فقه عامه سازگار است. منشا این اشکالات ممکن است همین مساله باشد که راویان آن از عامه هستند. ما هم نکتهای بر این مطالب اضافه میکنیم. بین روایات این کتاب و روایات سکونی نیز مشابهتهای زیادی وجود دارد. (این نکته در صورتی در این بحث مفید است که سکونی از عامه باشد). وقتی مشاهده میشود که راویان این نسخه، از عامه هستند، این احتمال قوت مییابد که راویان مزبور، روایاتی از عامه را به نسخه موجود اضافه کرده و به اهل بیت نسبت داده باشند. با این تقریب، مشکلات نسخه موجود را بر عهده راویان عامی این کتاب قرار میدهیم.
روایتی که در محل بحث از جعفریات نقل شده بود و به مناسبت آن روایت از کتاب جعفریات بحث کردیم روایتی است که از سکونی نیز نقل شده است. بهعلاوه علی بن جعفر نیز این روایت را نقل کرده است. یکی از مسائلی که در رابطه با کتاب جعفریات میتواند به حلّ مساله کمک کند، مقایسه روایات این کتاب با نقلیات دیگران است. همچنین مقایسه روایات سکونی با راویان دیگر نیز در این مساله تاثیرگذار است. در جلسه گذشته بیان شد که روایات سکونی با روایات ابی البختری و طلحة بن زید و غیاث بن ابراهیم مشابهتهایی دارد. یکی دیگر از راویان که به نظر میرسد ممکن است بین روایات او و سکونی مشابهت وجود داشته باشد، عبدالله بن سنان است. از آن رو که عبدالله بن سنان خزانهدار دولت بنی عباس بوده، روایات تقیهای بهانواعش ممکن است در نقلیات او یافت شود. از این رو پرونده مربوط به کتاب جعفریات همچنان باز است، و با تحقیق در مسائلی که بیان شد بهتر میتوان نسبت به این کتاب قضاوت کرد. اصل آنکه نسخه موجود اعتبار ندارد، شکی در آن نیست، و بعید است بتوان با یافتن راهی به این نسخه جعفریات اعتبار بخشید، ولی توجه به مسائلی که ذکر شد، بحث را پختهتر و زوایای بحث را روشنتر میکند.
وجه اعتبار توثیق عامه نسبت به راویان شیعه
اینکه در مورد ابن سقّا بیان شد که با توثیق عامه میتوان وثاقت او را ثابت کرد، از آن رو است که اهل سنت نسبت به شیعیان حساسیت زیادی دارند. به ترجمه ابان بن تغلب در لسان المیزان عسقلانی رجوع کنید. ابن حجر وقتی توثیقات علما در مورد ابان بن تغلب را مشاهده کرده، توجیهات زیادی ذکر کرده که چگونه ممکن است ابان بن تغلب با وجود آنکه شیعه است توثیق شود. شعبه که موسس علم رجال در بین عامه تلقی میشود، بیان کرده است که در زمان گذشته علما به سلسله سند توجه نداشتند، ولی پس از آنکه بین رافضه و خوارج[5] نیز حدیث نقل شد، به رجال توجه کردند، و سخن هرکه اهل حدیث[6] بود پذیرفتند و سخن غیراهل حدیث را ردّ کردند. این مطلب نشان میدهد جرح و تعدیل نزد عامه با گرایش متنشناختی افراطی همراه بوده است.
بهنظر میرسد اساس رجال عامه بر طعنه و ضربهزدن به شیعه و خوارج است. در این کتب، عامه به دنبال شیعهستیزی هستند. استدلالهای وارد شده در کتب رجالی آنها از همین قبیل است. بهعنوان مثال در مورد برخی روات آمده که ضعیف است چون شیعه است. انتساب راویان به تشیّع توسط اهل رجال عامه، از روی متون حدیثی که نقل شده ثابت میگردد. اگر شخصی برای حضرت زهرا (س) روایتی نقل کرده باشد که مشتمل بر مختصر فضیلتی بالاتر از انسانهای عادی باشد، تعابیری نظیر «القلب یشهد بأنّه کذب» در مورد او به کار میبرند. دستگاه کذبسنج دقیق و عمیق آنها، قلب آنها است. نزد عامه چنین حساسیتی نسبت به شیعه وجود دارد.
مقدمه کتاب دلائل الصدق از مرحوم آقا شیخ محمد حسن مظفّر مشتمل بر مطالب مفید و قابل استفادهای است. در این مقدّمه فضای خاصی که نسبت به شیعه وجود دارد بیان شده است. در چنین فضایی اگر شخصی مختصر نسبتی با تشیع داشته باشد، تا حدّ امکان سعی عامه بر آن است که وی را رمی بر ضعف نمایند. حال فرض کنید در چنین جوّی اگر یک راوی که تمیلات شیعی دارد، توثیق شود، نشان از برجستگی او است. بهعنوان مثال گرایشات شیعی اعمش روشن است، با این وجود نزد عامه توثیقات زیادی دارد. البته نزد عامه تضعیف او هم گاهی نقل شده، ولی این تضعیفات به جهت تشیّع او است، و اعتباری ندارد. اگر یک راوی با وجود تصریح به تشیّع، نزد عامه توثیق شود، نشان از آن است که عامه به راحتی نمیتوانستند وجهه او را مخدوش نمایند.
نتیجه آنکه توثیقات عامه نسبت به راویان شیعه از امارات نوعیه عقلائیه بر وثاقت از راویان است. نحوه استدلالات کتب عامه مثل لسان المیزان بر تضیف راویان شیعه نشانگر روش آنها است. بهمجرد آنکه یک راوی، روایتی در فضائل اهل بیت یا قدح دشمنان ایشان نقل کرده باشد، در بطلان روایت هیچ تردیدی ندارند و به دنبال طعن آن راوی برمیآیند تا راس او را با شمشیر طعن از تن جدا کنند. یکی از مهمترین نکات در مورد سدیر صیرفی همین امر است. مهمترین نکته در تضعیف سدیر، مساله مذهب است.
نتیجه بحث آنکه روایات جعفریات، به عنوان یک حجّت مستقل قابل اعتماد نیست. بله، روایات این کتاب در تایید روایات دیگر ممکن است مورد نظر واقع شود.
و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آل محمّد.
[1] قبسات من علم الرجال، ج۲، ص۱۶۷.
[2] رجال الكشي – إختيار معرفة الرجال، النص، ص: 253
[3] رجال الكشي – إختيار معرفة الرجال، النص، ص: 590
[4] قبسات من علم الرجال، ج۲، ص۱۶۸.
[5] شعبه در این مورد به «اهل الأهواء» تعبیر کرده است.
[6] تعبیر شعبه «اهل سنّت» است. مراد او از اهل سنّت همان اهل حدیث است.