درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14050226
شماره جلسه: 111
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / مقدمه واجب / تقسیمات واجب / واجب معلق و منجّز
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
واجب معلق
صاحبفصول واجب را به دو قسم مطلق و مقیّد تقسیم نموده و واجب مقیّد را به دو قسم مشروط و معلق تقسیم کرده است. مشروط واجبی است که تحقق وجوب مشروط به حصول قید است، ولی معلق واجبی است که قیدش قید تحقق واجب است. ممکن است یک چیز وجوبش فعلی باشد ولی متوقف بر تحقق یک شرط در آینده باشد. صاحبفصول ابتدا در خصوص زمان این بحث را مطرح نموده و در ادامه این بحث را به غیر زمان نیز تعمیم داده است.
اشکالات واجب معلّق
در مورد واجب معلق اشکالاتی مطرح شده است:
اشکال اول: اشکال شیخ انصاری
تمامی واجبهای مقید، وجوبش فعلی است و این واجب است که استقبالی است؛ پس واجب معلقی غیر از وجوب مشروط وجود ندارد. سخن شیخ انصاری، انکار وجوب مشروطی است که مشهور به آن قائل هستند، نه انکار واجب معلق چنانکه آخوند نیز تذکر داده است. ما بیان کردیم که در مرحله اراده، حب در تمامی موارد واجب مشروط، فعلی است و حب به تحقق شیء در آینده است که منشأ شده که شارع در مقام تصدی برآید و آن فعل را ایجاب کند، ولی مهم آن است که موضوع حکم عقل به لزوم امتثال، لزوم است که پدیدهای اعتباری است. ممکن است مولی به چیزی که در آینده محقق میشود حب داشته باشد ولی به جهت مصالح و یا مفاسدی آن را اصلا واجب نکند و یا اینکه آن را بالفعل واجب ننماید و وجوبش را به تاخیر بیندازد؛ بنابراین ممکن است حب وجود داشته باشد ولی وجوب متاخر شود؛ بنابراین تفکیک بین واجب مشروط و واجب معلق و قائلشدن به دو قسم وجوب مانعی ندارد. نتیجه آنکه اشکال شیخ انصاری وارد نیست.
اشکال دوم: اشکال ملا علی نهاوندی
اشکال ایشان از دو مقدمه تشکیل شده است:
مقدمه اول: اراده تکوینی نمیتواند از مراد تکوینی منفکّ شود؛ چرا که اراده عبارت است از شوق محرک عضلات برای تحقق مراد.
مقدمه دوم: اراده تشریعی بسان اراده تکوینی است.
مناقشات آخوند در سخن محقق نهاوندی
آخوند در این هر دو مقدمه اشکال کرده است. ایشان دو اشکال به مقدمه اول وارد کرده است.
اشکال اول: مراد از تحریک عضلات که معنای اراده است، تحریک عضلات به سمت مراد است؛ یعنی شوقی که مرید را به مراد نزدیک میکند. تحریک برای تحقق مراد اعم از تحریک به سمت مقدمه تحقق مراد و تحریک به سمت تحقق نفس مراد است.
اشکال دوم: همین مقدار که بیان شد هم در اراده شرط نیست. اراده به معنی شوق اکید است به حدی که نزد مرید مانعی از طلب مراد نباشد. ممکن است مراد به جهت آنکه زمانش نرسیده و مقدمه لازم التحصیل هم ندارد اراده آن، با هیچگونه تحریکی همراه نباشد.
این سخن آخوند در کلام محقق اصفهانی و دیگران مورد نظر و بحث واقع شده است. به نظر میرسد هم اصل اشکال محقق نهاوندی یک بحث لفظی است و هم پاسخهایی که در مورد آن بیان شده است. اینکه اهل معقول اراده را به چه چیزی اطلاق میکنند در این بحث اهمیتی ندارد. البته جوهر کلام مرحوم آخوند کاملا صحیح است. ممکن است انسان نسبت به چیزی که در آینده محقق میشود محبت داشته باشد. محبت نسبت به شیء آینده اگر مقدمهای داشته باشد که امکان تحصیل آن در زمان حال وجود داشته باشد یا لازم التحصیل باشد، حبّ مزبور تحریک میکند که آن مقدمه انجام شود، ولی گاهی حبّ مربوط به شیء آینده است و هیچ مقدمهای در زمان حال ندارد؛ از این رو حبّ مورد نظر با هیچ تحریکی همراه نیست. قبلا بیان شد که با صرف نظر از مباحث لفظی دو نوع حبّ وجود دارد: حبّ محرّک و حبّ غیرمحرّک. آنچه از امور تکوینیه که میتوان در بحث اراده تشریعی مطرح کرد که مربوط به مرحله ایجاب و بعث است و شبیه به اراده تشریعی است مساله حبّ است. حبّ به چیزی که در آینده وجود دارد میتوان تعلق بگیرد و این حبّ نسبت به محبوب استقبالی ممکن است در زمان حال تحریکی نسبت به مقدماتش ایجاد کند یا ایجاد ننماید.
مناقشه آخوند در مقایسه اراده تکوینی با اراده تشریعی
نکته دیگری که آخوند مطرح نموده آن است که مقایسه اراده تکوینی با اراده تشریعی صحیح نیست. بعث حتما منفکّ از انبعاث و متقدّم بر آن است. مکلف ابتدا باید بعث را تصور کرده و آنچه مترتب بر آن شده را تصور و تصدیق کند تا آنکه تصورات مزبور در نفس مکلف یک داعی ایجاد نماید تا به سمت مبعوث الیه تحریک شود؛ پس حتما باید بین بعث و مبعوث الیه فاصله زمانی وجود داشته باشد. حتی اگر اراده تکوینیه از مراد منفکّ نشود طلب تشریعیه منفکّ از مراد است.
مرحوم حاج شیخ اشکالی به آخوند وارد نموده که قابل توجه است. جهت تبیین اشکال ایشان ابتدا سخن آخوند با توجه به اصطلاحات مرحوم نایینی تقریر میشود. سخنی که آخوند بیان کرد را در مرحله مجعول نیز میتوان تصویر نمود. بر اساس اصطلاح مرحوم نایینی، آنچه باعث تحریک مکلّف شده و فعلیت جعل را به دنبال دارد فعلیت موضوع است. پس از فعلی شدن موضوع، نوبت به مرحله مجعول میرسد. مکلف در مرحله مجعول ابتدا باید جعل شارع را تصور کرده و متوجه فعلیشدن آن و رسیدن آن جعل به مرحله مجعول شود تا برای عمل منبعث شود.
ممکن است در مقام اشکال بیان شود برای تحریک مکلف، لازم نیست جعل به مرحله مجعول برسد و مکلف به رسیدن جعل به مرحله مجعول علم پیدا کند؛ همینکه مکلف میداند جعل در آینده به مرحله فعلیت میرسد و یا آنکه احراز کند که مجعول در آینده محقق میشود برای تحریک فعلی وی کفایت میکند. این احراز ممکن است بالوجدان یا با یک اصل عقلائی باشد. به این مثال توجه کنید: وجوب روزه ماه رمضان از طلوع فجر شروع میشود، نه از اول شب. هرچند وجوب از طلوع فجر است، نه از اول شب، ولی مکلف بر اساس بناء عقلاء بر اصالة السلامة یا استصحاب سلامت و حیات، نسبت به سالمبودن و زندهبودن در زمان آینده علم دارد. شرطی که احراز شده که در آینده وجود دارد عقل آن را به منزله شرطی میداند که در زمان حال محقق شده است. به این مطلب در کلام حاج شیخ نیز مورد اشاره قرار گرفته است. بار دیگر با تقریر مجدد سخن آخوند، اشکال کلامشان روشن میشود.
سخن آخوند چنین تقریر میشود: باعثیت و محرکیت و داعویت مربوط به مرحله جعل نیست؛ بلکه مربوط به مرحله مجعول است، و باید به تحقق شرایط در مرحله مجعول علم حاصل شود. شرایط مرحله مجعول ترکیبی است از اصل جعل و تحقق مجعول در آینده. سوال این است که آیا باید حکم به مرحله مجعول برسد تا محرکیت پیدا کند؟ در این مرحله می توان به آخوند اشکال نمود. نظر آخوند آن است که مکلف باید علم پیدا کند که مجعول فعلی است. اشکال آن است که ممکن است مجعول در زمان حال فعلیت نداشته باشد ولی از آنجا که مکلف احراز میکند که موضوع در آینده محقق میشود و فعلیت مییابد همین امر باعث تحریک میشود عقل حکم به لزوم فراهم کردن مقدمات از زمان حال میکند. شخصی که میداند روزه فردا واجب است، اگر بدون خوردن سحری روزه برایش مقدور نیست باید سحری خورده تا بتواند روزه بگیرد.
بحث دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد این است که اگر عبد علم به صدور جعل در زمان آینده پیدا کند آیا فراهمکردن مقدمات از زمان حال لازم است؟ به نظر میرسد نکتهای که حاج شیخ بیان نموده -که در صورت علم به وجوب فعلی در زمان آینده تحریک در زمان حال نسبت به آن وجوب حاصل است- شامل فرض علم به جعل در زمان آینده هم میشود و از این جهت تفاوتی بین جعل و مجعول نیست؛ مثل اینکه عبد میداند که مولا فردا نیازی پیدا میکند و امری از وی صادر میگردد، و عبد اگر بخواهد آن امر را امتثال نماید باید از زمان حال برخی مقدمات آن را فراهم نماید.
در هر صورت سخن آخوند در پاسخ به مرحوم نهاوندی چه صحیح باشد و چه نباشد، اصل کلام مرحوم نهاوندی ناتمام است و مقایسه اراده تکوینیه با اراده تشریعیه صحیح نیست، و حتی اگر اراده تکوینیه به معنی شوق محرّک عضلات باشد اراده تشریعیه چنین نیست؛ بهخصوص که طلب فقط برای رسیدن به مطلوب نیست؛ بلکه گاهی برای اتمام حجت است. امر مولا نسبت به عصاة هم عمومیت دارد. وقتی امر به عصاة که برای اتمام حجت است مورد توجه قرار گیرد تفاوت اراده تکوینیه با اراده تشریعیه روشن میشود.
مرحوم اصفهانی و مرحوم نایینی مباحثی بیان کردهاند که مرحوم روحانی در منتقی به تفصیل به آنها پرداخته است. ما وارد آن مباحث به صورت تفصیلی نمیشویم؛ بلکه تنها به صورت اجمالی به آنها اشاره مینماییم. به نظر میرسد در کلمات ایشان به نقاط اصلی بحث توجه نشده و بیشتر به اموری دقت شده که دخالت چندانی در بحث ندارد.