درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14050229
شماره جلسه: 113
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / مقدمه واجب / تقسیمات واجب / واجب معلق و منجّز
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
بررسی کلام آخوند: مناقشه در اختصاص واجب معلق به امر غیر مقدور
آخوند در پایان بحث واجب معلق مطلبی ذکر نموده که در جلسه پیش بدان اشاره شد. توضیحات دیگری در این مورد بیان میگردد که در مباحث پیش رو موثّر است. عبارت آخوند بدین شرح است:
ثم لا وجه لتخصيص المعلق بما يتوقف حصوله على أمر غير مقدور بل ينبغي تعميمه إلى أمر مقدور متأخر أخذ على نحو يكون موردا للتكليف و يترشح عليه الوجوب من الواجب أو لا لعدم تفاوت فيما يهمه من وجوب تحصيل المقدمات التي لا يكاد يقدر عليها في زمان الواجب على المعلق دون المشروط لثبوت الوجوب الحالي فيه فيترشح منه الوجوب على المقدمة بناء على الملازمة دونه لعدم ثبوته فيه إلا بعد الشرط[1].
آخوند متذکّر شده که صاحبفصول واجب معلق را بدان جهت مطرح کرده که بهعنوان راهحلی برای مقدمات مفوته باشد. بر اساس سخن صاحبفصول، واجب معلق واجبی است که حصول واجب متوقف بر امری غیرمقدور مثل زمان است. تفاوت واجب معلق و واجب مشروط چنین است: در واجب مشروط پس از تحقق شرط در آینده وجوب فعلی میشود و پیش از تحقق شرط، وجوب ذی المقدمه واجب نیست پس مقدماتش نیز واجب نخواهد بود، ولی وجوب در واجب معلق، فعلی است و لو واجب، استقبالی است. از این رو مقدماتش وجوب مییابد.
اشکال آخوند آن است که در این بیان، وجهی برای اختصاص واجب معلق به صورتی که تحقق واجب متوقف بر امر غیرمقدور باشد نیست؛ بلکه در مورد امر مقدور نیز این بیان صادق است. آخوند بیان کرده که واجب مشروط را به نحو دیگری نیز میتوان تصویر کرد به نحوی مشکل مقدمات مفوته را حل کند؛ بدین بیان که وجوب از زمان حال وجود دارد ولی به نحو شرط متاخّر مشروط به آن است که شرطی در آینده محقق شود. وقتی وجوب ذی المقدمه ثابت شد، وجوب مقدمات آن نیز ثابت گشته و مشکل مقدمات مفوته حل میشود. تفاوت این وجوب مشروط به شرط متاخر با واجب معلق در آن است که وجوب در واجب معلق مربوط به شیء آینده نیست؛ بهخلاف واجب مشروط، و اشتراک آن دو در فعلیت وجوب پیش از زمان واجب است.
ملاحظه بر کلام آخوند
صاحبفصول واجب معلق را به امر غیرمقدور اختصاص نداده؛ بلکه در ابتدا واجب معلق را در امر غیرمقدور تصویر نموده ولی در ادامه آن را تعمیم داده است؛ بلکه همان صورتی که آخوند آن را واجب مشروط دانسته صاحبفصول نیز ذکر کرده و آن را واجب معلق دانسته است. البته صاحبفصول شرط متاخر را به شرط مقارن بازگشت میدهد؛ بدین بیان که به جای شرط متاخر، تعقّب که یک عنوان انتزاعی است را شرط مقارن میداند. در هر صورت بحث در تصویر شرط متاخر نیست؛ بلکه سخن در آن است که صاحبفصول صورتی که آخوند آن را واجب مشروط دانسته و از واجب معلق خارج کرده، آن صورت را هم واجب معلق شمرده و نوعی گستره برای واجب معلق قائل است. کلام صاحبفصول در کتاب أبحاث أصولیّة چنین نقل شده است:
کما یصح فی الواجب المعلق ان یکون الواجب هو الفعل المقید بامر غیر مقدور کالزمان المستقبل، ویکون وجوبه ثابتا قبل ذلک علی تقدیر ادراک المکلف ذلک الزمان فی المستقبل بحیث یکشف ادراکه لذلک الزمان فی المستقبل عن تحقق الوجوب من الأول، کذلک یصح ان یکون الوجوب ثابتا علی تقدیر حصول أمر مقدور فی المستقبل، اذا کان بحیث لایجب علی تقدیر عدم حصوله فی المستقبل، ولکن علی تقدیر حصوله یکون وجوبه ثابتا من الآن، کما لو توقف الحج المنذور علی رکوب الدابة المغصوبة، او توقف الوضوء علی الاغتراف من الآنیة المغصوبة، فانه یجب علیه الوضوء علی تقدیر اغترافه منها فی المستقبل[2].
آخوند دو صورت ذکر کرده (واجب مشروط به شرط متاخر و واجب معلق بر امر مقدور متاخر) و بین آنها تفاوت قائل شده بدین بیان که در واجب معلق، وجوب مربوط به امر آینده نیست، ولی در واجب مشروط به شرط متاخر، وجوب مربوط به امر آینده است. سخن آخوند لطیف به نظر نمیرسد، و این هر دو صورت همانطور که صاحبفصول بیان کرده تفاوتی ندارند. اگر واجب، معلق بر امری باشد که در آینده است بدین صورت که اگر آن شیء در آینده محقق شود، وجوب فعلی است و اگر محقق نشود وجوب فعلی نیست، در این فرض، واجب معلق و واجب مشروط به شرط متاخر هر دو یکی میشود.
آقای شهیدی بیان کردند در جایی که شرط، تحققش مسلّم است اشتراط لازم نیست. ما در اشکال به ایشان متذکّر شدیم بحث در مقام اثبات نیست بلکه بحث، ثبوتی است. وقتی ثبوتا یک شیء در زمان آینده تحقق دارد و وجوب تنها در صورت تحقق آن شیء ثابت است آیا وجوب تنها در ظرف تحقق آن شیء فعلی است یا آنکه در ظرف عدم تحقق آن هم وجود دارد. روشن است که وقتی ظرف وجوب تنها در صورت تحقق آن شیء در آینده است معنایش این است که وجوب ثبوتا مشروط به آن است، و تقیّد قهری دارد. آخوند صورتی که تقیّد قهری است و قیدزدن لازم نیست را واجب معلق و صورتی که تقیّد قهری نیست را واجب مشروط به شرط متاخر قرار داده است. به نظر میرسد این تقسیمبندی لطیف نیست. نگاه صاحبفصول عمیقتر از نگاه آخوند است. آخوند واجب معلق را از سنخ واجب مطلق دانسته و واجب مشروط به شرط متاخر را از سنخ واجب مشروط قرار داده است. از ظاهر عبارت صاحبفصول همانطور که آقای شهیدی هم بیان کرده استفاده میشود که ایشان واجب معلق را از اقسام واجب مشروط میداند. با نگاهی که بیان کردیم سخن صاحبفصول بهتر است. واجب مشروط واجبی است که مشروط به یک شرط باشد، و لو غیر از فرض تحقق شرط در آینده، فرض دیگری وجود ندارد. آخوند تصور کرده صاحبفصول واجب معلق را محدود دانسته در حالی که چنین نیست. این مطلب در بحث مقدمات مفوته تاثیر دارد.
بررسی عبارت آخوند در بحث مقدمات مفوّته
آخوند در بحث مقدمات مفوته بیان کرده است:
تنبيه: قد انقدح من مطاوي ما ذكرناه أن المناط في فعلية وجوب المقدمة الوجودية و كونه في الحال بحيث يجب على المكلف تحصيلها هو فعلية وجوب ذيها و لو كان أمرا استقباليا كالصوم في الغد و المناسك في الموسم، كان وجوبه مشروطا بشرط موجود أخذ فيه و لو متأخرا أو مطلقا، منجزا كان أو معلقا فيما إذا لم تكن مقدمة للوجوب أيضا أو مأخوذة في الواجب على نحو يستحيل أن تكون موردا للتكليف كما إذا أخذ عنوانا للمكلف كالمسافر و الحاضر و المستطيع إلى غير ذلك أو جعل الفعل المقيد باتفاق حصوله و تقدير وجوده – بلا اختيار أو باختياره – موردا للتكليف ضرورة أنه لو كان مقدمة الوجوب أيضا لا يكاد يكون هناك وجوب إلا بعد حصوله و بعد الحصول يكون وجوبه طلب المحال كما أنه إذا أخذ على أحد النحوين يكون كذلك فلو لم يحصل لما كان الفعل موردا للتكليف و مع حصوله لا يكاد يصح تعلقه به فافهم[3].
ایشان متذکّر شده آنچه وجوب مقدمه را تصحیح میکند آن است که وجوب ذی المقدمه فعلی باشد. فعلیت وجوب ذی المقدمه بهگونههای مختلفی تصویر میشود. گاهی وجوب مشروط به شرطی است که موجود است و این وجودش یا در زمان حال و یا در آینده است. این وجوب ممکن است مطلق -به نحو منجّز یا معلق- باشد به شرط آنکه مقدمه وجودیه علاوه بر مقدمه وجودیه، مقدمه وجوبیه نباشد. توضیح آنکه ممکن است چیزی مقدمه وجودیه باشد و به علاوه آنکه مقدمه وجوبیه نیز باشد. مقدمه وجوبیه بودن اقتضا دارد که تا وقتی آن شیء موجود نشده، وجوب فعلی نباشد و وقتی آن شیء موجود شد، وجوب آن مقدمه معنی ندارد؛ چرا که قبلا محقق شده است.
دو صورت دیگر نیز در کلام آخوند ذکر شده که در آنها وجوب به مقدمه سرایت نمیکند. یک صورت آنکه مقدمه وجودیه به نحوی باشد که مستحیل باشد که مورد تکلیف قرار گیرد که این خود دو حالت دارد، یکی آنکه عنوان مکلف باشد مثل مسافر و حاضر و دیگر آنکه فعل، مقید به اتفاق حصول و تقدیر وجودش مورد تکلیف باشد، که ما از آن به مفروض الوجود تعبیر میکردیم. آخوند در ادامه آورده است:
إذا عرفت ذلك فقد عرفت أنه لا إشكال أصلا في لزوم الإتيان بالمقدمة قبل زمان الواجب إذا لم يقدر عليه بعد زمانه فيما كان وجوبه حاليا مطلقا و لو كان مشروطا بشرط متأخر كان معلوم الوجود فيما بعد كما لا يخفى ضرورة فعلية وجوبه و تنجزه بالقدرة عليه بتمهيد مقدمته فيترشح منه الوجوب عليها على الملازمة و لا يلزم منه محذور وجوب المقدمة قبل وجوب ذيها و إنما اللازم الإتيان بها قبل الإتيان به بل لزوم الإتيان بها عقلا و لو لم نقل بالملازمة لا يحتاج إلى مزيد بيان و مئونة برهان كالإتيان بسائر المقدمات في زمان الواجب قبل إتيانه.
فانقدح بذلك أنه لا ينحصر التفصي عن هذه العويصة بالتعلق بالتعليق أو بما يرجع إليه من جعل الشرط من قيود المادة في المشروط[4].
آخوند بیان کرده حل مشکل مقدمات مفوته منحصر در راه حل شیخ انصاری (قراردادن قید برای ماده) و راه حل صاحبفصول (واجب معلق) نیست.
حاصل آنکه آنچه آخوند واجب مشروط به شرط متاخر دانسته صاحبفصول آن را واجب معلق میداند، و اشکال آخوند به صاحب فصول وارد نیست. نزاع آخوند و صاحبفصول در این بحث بیشتر لفظی به نظر میرسد. مرحوم آیتالله خویی در انتهای بحث واجب مشروط کلامی از مرحوم نایینی نقل کرده و آن را به تفصیل دنبال نموده است. ما این مطلب را در بحث مقدمات مفوته مورد بررسی قرار میدهیم.