درس خارج فقه استاد معظم آقای حاج سید محمدجواد شبیری
14041020
شماره جلسه: 77
Feghh-w 77-14041020
مقرر: حسین ابوالقاسمی
موضوع: زکات/کیفیت احتساب زکات/ زکات متوفی/تقدم زکات بر دیگر دیون
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
صورت سوم در مساله؛ وقوع موت قبل از ظهور ثمره
بحث در مساله 28 از عروه بود. اگر مالک نخل، شجر یا زراعت از دنیا برود و دینی بر عهده داشته باشد سه صورت متصور است :صورت نخست این است موت بعد از تعلق وجوب باشد. صورت دوم این است که موت بعد از ظهور ثمر و قبل از تعلق وجوب باشد. صورت سوم این است موت قبل از ظهور ثمر باشد. پیرامونِ دو صورت نخست بحث شد و در این جلسات درباره صورت سوم بحث خواهیم کرد. مرحوم سید درباره صورت سوم گویند:
و أمّا إن كان قبل الظهور وجب على من بلغ نصيبه النصاب من الورثة بناء على انتقال التركة إلى الوارث و عدم تعلّق الدين بنمائها الحاصل قبل أدائه و أنّه للوارث من غير تعلّق حقّ الغرماء به[1]
توضیحی پیرامون فتوای مرحوم سید
در صورت سوم مرگ قبل از ظهور ثمره است. در این صورت ثمره در زمانی حاصل میشود که شخص از دنیا رفته است. مرحوم سید فتوا دادهاند که هریک از ورثه اگر سهمش به حد نصاب برسد واجب است برش که زکات آن را پرداخت کند. وجوب پرداخت زکات مبتنی بر دو مقدمه و یا مبنا است:مقدمه نخست این است که در مباحث مربوط به ارث این مبنا را داشته باشیم که در هر صورتی، ترکه به ورثه منتقل میشود. پس در جایی که حتی میّت مدیون باشد، ترکه به ورثه منتقل میشود. مرحوم سید بر این باور است که اگر میت دین داشته باشد ترکه به وراث منتقل میشود. این مبنا محل بحث آقایان قرار گرفته است که آیا در صورت مدیون بودن میت ترکه به وراث منتقل میشود یا خیر. به نظر ما در این صورت به ورثه منتقل نمیشود ولی اینکه ترکه حقیقتا در ملک میت باقی میماند و یا حکما در ملک میت باقی میماند خیلی تأثیری در بحث ندارد و تفاوت جدی ندارد. مالکیتِ حقیقی میت هیچ محذوری ندارد و بحثهای آن گذشت که ثبوتا هیچ مشکلی ندارد که میت، حقیقتا مالک ترکه باشد.
بیان شد که مرحوم سید بر این باورند که ترکه به ورّاث منتقل میشود و در صورتی که میّت مدیون باشد، حق غرماء نیز به ترکه تعلق میگیرد. مقدمه و یا مبنای دوم در این بحث که مرحوم سید قبول دارند این است که تعلق حقِ غرماء و استحقاق آنان، مانع تعلق زکات در اصل مال است ولی در مانع تعلق زکات در نمائات نمیگردد و حق غرماء فقط به اصل مال تعلق میگیرد.
بنا بر این مبنا، دیان نسبت به خود ترکه استحقاق دارند و هیچ حقی نسبت به نمائات ترکه ندارند. دین در واقع از اصل ترکه باید خارج شود و نمائات ملک ورثه است و این ملکیت به صورت طلق است. این نکته نیز توجه شود که مفروض، نمائاتی است که بعد از مرگ حاصل میشود و ثمره بعد از مرگ ظاهر شده است و چون دین به نماء تعلق نمیگیرد این نماء ملک طلق هر یک از ورثه است و در صورت به نصاب رسیدن باید زکات آن پرداخت گرد. مرحوم آقا ضیاء نیز این نکته را متذکر میشوند و گویند: بعد الموت قبل أدائه كما لا يخفى [2]. در ادامه بحث روی این دو مبنی است که آیا این دو مبنا درست است یا خیر.
بررسی بعضی از حواشی دراین مساله
در جلسات گذشته پیرامون انتقال ترکه به وراث بحث شد و دیدگاه مختار نیز بیان گشت. عمده بحث پیرامون مبنای دوم است که آیا حقّ غرماء فقط به اصل مال تعلّق میگیرد و یا اینکه شامل نمائات نیز میشود؟ در این جلسه حواشیای که در عروه وجود دارد خوانده میشود در جلسه بعد درباره اصل بحث صحبت خواهیم کرد.
بعضی از حواشی درباره مبنای نخست است که ترکه به ورثه منتقل میشود یا خیر. این حواشی در جلسات گذشته خوانده شد؛ تنها حاشیه مرحوم امام باقی ماند که انشاالله آن حاشیه نیز خوانده خواهد شد. بعضی دیگر از حواشی درباره مبنای دوم است که آیا دین تنها به اصل مال تعلق میگیرد یا اینکه به نمائات نیز تعلق میگیرد؟
حاشیه مرحوم حکیم
یکی از حواشی متعلق به مرحوم حکیم است که ابتدا مخالفت خود را با سید در مبنای نخست اعلام میکنند و گویند: هذا المبنى ضعيف و الحكم فيه كما سبق؛ سپس در ادامه گویند که حق دیان افزون بر اصل مال به نمائات نیز تعلق میگیرد: و النماء تابع للأصل في تعلّق حقّ الديّان.[3] با این توضیح، مرحوم حکیم در هر دو مبنا با سید مخالفت کردهاند.
حاشیه مرحوم بروجردی
مرحوم بروجردی نیز مانند مرحوم حکیم همین مبنا را فرمودهاند و گفتهاند: تعلّق حقّ الغرماء بنماء التركة مع استيعاب الدين لهما لا يخلو من قوّة و عليه لا فرق بين كون الموت قبل الظهور أو بعده. در کلمات مرحوم بروجردی نسبت به این مبنا که آیا ترکه به ورثه منتقل میشود یا خیر عبارت خیلی روشنی در اختیار نیست. و من یادم نمیاد تصریحی در این موضوع داشته باشند؛[4] البته شاید انتقال به ورثه را خیلی مهم ندانند و گویند ولو اینکه ترکه به ورثه منتقل بشود حق غرماء به نمائات نیز تعلق میگیرد و فقط شامل اصل ترکه نیست و اگر به نمائات تعلق گیرد، مانع تعلّق زکات است.
حاشیه مرحوم امام خمینی
مرحوم امام حاشیه مفصّلی در این موضع دارند که این حاشیه قسمتهای مختلف بحث را آورده است:
مع استيعاب الدين التركةَ و كونه زائداً عليها بحيث يستوعب النماءات لا تجب الزكاة على الورثة[اینجا فرضی است که دین شامل ترکه و نمائات شود] بل تكون كأصل التركة بحكم مال الميّت على الأقوى يؤدّي منها دينَه و مع استيعابه إيّاها و عدم زيادته عليها لو ظهرت الثمرة بعد الموت يصير مقدار الدين بعد ظهورها من التركة أصلاً و نماءً بحكم مال الميّت بنحو الإشاعة بينه و بين مال الورثة [اگر دین قبل از نمائات مستوعل باشد و بعد از نمائات دین مستوعب نباشد در این صورت مجموع ترک و تمائات متعلق حق غرماء به صورت مشاع است]و لا تجب فيما يقابله و يحسب النصاب بعد توزيع الدين على الأصل و الثمرة فإن زادت حصّة الوارث من الثمرة بعد التوزيع و بلغت النصاب تجب عليه الزكاة و لو تلف بعض الأعيان من التركة يكشف عن عدم كونه ممّا يؤدّى منه الدين و عدم كونه بحكم مال الميّت و كان ماله فيما سوى التالف واقعاً و منه يظهر الحال في الفرع السابق و التفصيل موكول إلى محلّه. [5]
به نظر می رسد که حاشیه مرحوم بروجردی نیز همین حاشیه مرحوم امام است و ایشان همه صور مساله را بیان کردهاند و در واقع حاشیه ایشان توضیحی برای حاشیه آقای بروجردی است.
مراد از عبارت: و لو تلف بعض الأعيان… این است که اگر بعضی از اعیانِ ترکه تلف گردد در این صورت کشف میگردد که در حکم مال میت نبوده است و آنچیزی که در حکم مال میت بوده ماعدای آن بوده است.
این مطلب که در این حاشیه بدان اشاره شده است باید بررسی شود زیرا ممکن است که گفته شود حق غرماء، به صورت کلی فی المعین بوده است از اینرو اگر تلفی متوجه مال میّت شود این تلف متوجه آن قسمتی که مقابل دین بوده است نمیگردد. این مطلب سابق بیان شد که مرحوم آقای اراکی گفتهاند که گاهی کلی فی المعین به صورتی ملاحظه شده است که به کلی فی المعین تلف وارد نمی شود. توضیح مطلب این است حق ورثه در مازاد بر دین است و تا وقتی که دین موجود است اگر تلفی حادث شود به دین تعلق نمیگیرد و به مازاد تعلق میگیرد. مرحوم امام به نحو دیگری تصویر کردهاند؛ ایشان گویند که کشف میشود از اول ماعدای دین بوده است. به نظر ما نیازی نیست که بگوییم کاشف از این است که ماعدای دین بوده است بلکه تعلق حق غرماء به صورت کلی فی المعین است و به همین دلیل تلف روی آن واقع نمی شود و ملکیت دیان به گونهای است که تا زمانی که مقدار دین موجود است اگر تلفی حادث شود آن دین متوجه ورثه میگردد کما اینکه در موارد دیگر از کلی فی المعین در روایات داریم که شخصی برای مثال یک صاع از صبرة را میفروشد؛ در این صورت اگر پنچ صاع از صبرة تلف شود طبق آنچیزی که در روایات آمده است آن مقدار از مال بائع میرود و چیزی از مال مشتری تلف نمیشود. دلیل این مطلب همانطور که گفتیم این است که حق بائع به الزائد من الصاع تعلق گرفته است و اگر ضرر و تلفی در کار باشد آن ضرر و تلف به بائع متوجه میشود. ملکیت وراث و ملکیت دیان به صورت طولی است و تا وقتی که ملک دیان اداء نشده است ملک وراث اداء نمیشود و اگر تلفی در کار باشد اول به وراث تعلق میگیرد.