درس خارج اصول استاد معظم حاج سید محمد جواد شبیری
14050302
شماره جلسه: 115
مقرر: امیر حقیقی
موضوع: مباحث الفاظ / مقدمه واجب / تقسیمات واجب / واجب معلق و منجّز
أعوذ باللّه من الشیطان الرجیم. بسم اللّه الرحمن الرحیم، و به نستعین؛ إنّه خیر ناصر و معین. الحمد للّه ربّ العالمین، و صلّی اللّه علی سیّدنا و نبیّنا محمّد و آله الطاهرین، و اللعن علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
بحث در واجب معلق و اشکالاتی بود که بر این نظریه وارد شده است. این اشکالات بیان شد. از طرف دیگر برخی وجوه بر ضرورت واجب معلق ذکر شده که مورد بررسی قرار میدهیم. بهعلاوه نقوضی بر استحاله واجب معلق در کلمات علما وارد شده که آن نقوض نیز در ادامه بررسی میشود.
ضروری بودن واجب معلق در کلام آخوند
عبارت آخوند در این مورد بدین شرح است:
لا يكاد يتعلق البعث إلا بأمر متأخر عن زمان البعث ضرورة أن البعث إنما يكون لإحداث الداعي للمكلف إلى المكلف به بأن يتصوره بما يترتب عليه من المثوبة و على تركه من العقوبة و لا يكاد يكون هذا إلا بعد البعث بزمان فلا محالة يكون البعث نحو أمر متأخر عنه بالزمان و لا يتفاوت طوله و قصره فيما هو ملاك الاستحالة و الإمكان في نظر العقل الحاكم في هذا الباب[1].
ما قبلا اشاره کردیم که بعث دو مرحله دارد. مرحله جعل و مجعول. سخن آخوند در مرحله جعل قابل پذیرش است. واجب همواره متاخر از مرحله جعل است[2]. اما در مورد مرحله مجعول اشکال عقلی وجود ندارد. مرحوم حاج شیخ بیان کرده که اگر شخصی بداند که بعدا موضوع حکم محقق شده و حکم فعلی میشود، عقل حکم به لزوم امتثال میکند. لزوم امتثال متوقف بر این نیست که موضوع الآن فعلیت پیدا کرده باشد. کسی که میخواهد در اول وقت نماز بخواند پیش از دخول وقت میداند که موضوع در لحظه زوال تحقق مییابد؛ بنابراین برای آن لحظه آمادگی پیدا میکند. محرکّیت بعث، پیش از تحقق زوال فعلیت مییابد. در مورد روزه نیز امر چنین است. زمان روزه از طلوع فجر است ولی از آنجا که انسان از قبل (با اصولی عقلائی چون اصالة الصحة و أصالة بقاء القدرة و امثال آن) علم به طلوع فجر دارد پیش از طلوع فجر آمادگی لازم را برای انجام واجب پیدا میکند. نتیجه آنکه از جهت عقلی سخن آخوند تمام نیست. بله، از دید عرفی در متعارف موارد کلام آخوند صحیح است. به طور متعارف، اصل جعل و علم به تحقق موضوع جعل که مرحله مجعول است، پیش از زمان واجب است و فعلیت تکلیف بعد از علم به جعل است. حاصل آنکه در متعارف تکالیف شرعی، زمان واجب متاخر از زمان مجعول است.
دو نقض وارد شده بر عدم پذیرش واجب معلق در کلام مرحوم اصفهانی
مرحوم آقاشیخ محمد حسین اصفهانی دو نقض یا تالی فاسد بر عدم پذیرش واجب معلق ذکر کرده و بدانها پاسخ گفته است. مرحوم روحانی سخن ایشان را از نایینی تحت عنوان سه نقض ذکر کرده ولی ما به صورت دو نقض بیان میکنیم. آقای شهیدی نیز به صورت دو نقض بیان کردهاند. ما محور بحث را کلام آقای شهیدی قرار میدهیم و به سخن مرحوم روحانی نیز اشاره مینماییم.
نقض اول
مرحوم محقق اصفهانی بیان نموده که در واجبات تدریجیه مثل صلات و صوم انبعاث نحو اَجزا به صورت تدریجی است. چه راهحلی به جز واجب معلق وجود دارد که ثابت کند وجوب متعلق به اجزاء همگی فعلی باشد؟ این نقض در کلام مرحوم نایینی به صورت دو وجه بیان شده است:
الأول: الواجبات التدريجية المقيدة بالزمان كالصوم، فان الوجوب متعلق بالجزء الأخير من الإمساك، و هو الإمساك في الجزء الأخير من النهار – متعلق به – من أول الفجر. و نظير الصلاة من أول الوقت، فان الوجوب متعلق بآخر جزء منها المقيد بمضي زمان جميع الأجزاء السابقة عليه – متعلق به – من حين دخول الوقت، لأن المفروض وحدة الوجوب و الواجب في كلا الموردين فيلزم الفصل بين الوجوب و الواجب.
الثاني: الواجبات التدريجية غير المقيدة بزمان معين كالصلاة أثناء الوقت، فان الوجوب يتعلق بالجزء الأخير منها من حين الابتداء بها[3].
مرحوم نایینی وجه دوم را به صورتی و وجه اول را به صورتی دیگر پاسخ گفته است. مرحوم اصفهانی هر دو وجه را به یک بیان واحد پاسخ داده که این وجه در کلام مرحوم نایینی نیز وارد شده است. به نظر ما بیان دیگر تمام نیست، و ما از آن بیان بحث نمیکنیم؛ چرا که بحثی دامنهدار و مفصّل است. مرحوم اصفهانی و مرحوم نایینی در پاسخ به این نقض در واجبات تدریجه بیان کردهاند که وجوب اجزاء تدریجی است. یعنی همانطور که خود اجزاء در عالم خارج به صورت تدریجی محقق میشوند، وجوب آنها نیز به صورت تدریجی محقق میشود:
ان الواجب و شرطه إذا كانا تدريجيين كانت فعلية الوجوب تدريجية أيضا، و ذلك لأن فعلية الحكم بفعلية موضوعه، فبعد ان كان الشرط تدريجي الحصول كانت فعلية الحكم تدريجية أيضا بتدريجية الشرط. و عليه فلا يكون التكليف المتعلق بالجزء الأخير فعليا من أول الوقت، بل يصير فعليا عند حصول الشرط في ظرفه، و لا منافاة بين تدريجية الحكم و وحدته، كسائر الأمور التدريجية التي تتصف بالوحدة [4].
آقای شهیدی پس از نقل کلام اصفهانی آورده است:
اقول: هذا الجواب غریب جدّا، فانه ان کان مقصوده مجرد جعل اصطلاح فی الفعلیة فلامشاحّة فیه، والا فکیف یتصور اختلاف حقیقة ارادة واحدة او اختلاف حکم العقل بلزوم اطاعتها فیما اذا تعلقت بمرکب تدریجی الوجود[5].
به نظر میرسد این بیان مرحوم اصفهانی و مرحوم نایینی با پذیرش ذهنیت آنها، هیچ اشکالی ندارد. ما اصل این نظریه را نپذیرفتیم که با تحقق شرط، جزاء فعلی میشود، و رابطه آنها رابطه عِلّی معلولی است. در بحث تحلیل حقیقت جعل و مجعول این بحث گذشت. به نظر ما سخن نایینی که مجعول را یک حکم واقعی منحاز و مستقل دانسته صحیح نیست. ما همچنین سخن شهید صدر که مرحله مجعول را یک مرحله وهمی دانسته، ونیز سخن آقای شهیدی که مجعول را امری عرفی دانسته نپذیرفتیم. به نظر ما مرحله مجعول واقعیت دارد ولی واقعیتش مستقلّ از واقعیت جعل نیست؛ بلکه یک عنوان انتزاعی است که منشأ انتزاع آن جعل است. ولی اگر کسی مبنای مرحوم نایینی را پذیرفت و قائل شد که با تحقق موضوع، حکم فعلیت مییابد و مرحله فعلیت مرحلهای حقیقی و مستقل از مرحله جعل است، تدریجیبودن آن هم مانعی ندارد. آنچه در خارج محقق میشود ممکن است وجود تدریجی و یا وجود آنی داشته باشد.
بله به نظر میرسد با توجه به ذهنیتی که آقای شهیدی از مرحله مجعول دارد و نظریه جعل و مجعول نایینی را نپذیرفته منشأ شده که این اشکال را در محل بحث ذکر نماید و تعبیر غریب جدّا را به کار برده است. گویا ایشان بیان نموده که سخن مزبور مبتنی بر مبنای پیشگفته است و این مبنی مخدوش است. اگر مراد ایشان این امر باشد صحیح است. البته طبق مبنای آقای شهیدی نیز اشکالی به سخن مرحوم نایینی و اصفهانی وارد نیست. عرفا اشکالی نیست که هر جزء به صورت تدریجی فعلیت یابد.
ذهنیت ما آن بود که مجعول یک عنوان انتزاعی است که از جعل و نحوه جعل انتزاع میشود. این ذهنیت تمامی مشکلات واجب معلق را حل میکند. ممکن است جعل شارع مقدس بدین صورت باشد که وجوب شیء آینده را اعتبار نماید. بر این اساس، وجوب از زمان واجب منفک میشود. طبق این مبنی میتواند ایجاب و وجوب و واجب در سه زمان باشند. مثلا جعل پیامبر (ص) در مورد روزه بدین صورت بوده که با ورود ماه رمضان روزههای تمامی ایام این ماه وجوب مییابد. در این مثال، ایجاب در زمان رسول الله (ص)، وجوب با حلول هلال ماه رمضان و واجب، هر روز ماه رمضان است که با طلوع خورشید شروع شده و با زوال حمره مشرقیه پایان مییابد.
نقض دوم
نقض دیگر آنطور که آقای شهیدی نقل کرده بدین شرح است:
موارد توقف الواجب فی اول وقته علی مقدمةٍ، کتوقف الصلاة فی اول الوقت علی الوضوء فیمن لمیتوضأ قبل الوقت، فانه لایمکن الانبعاث نحو الصلاة الصحیحة فی اول الوقت، فلازمه ان لایکون وجوب الصلاة فعلیا من اول الوقت بالنسبة الیه[6].
این مطلب در کلام مرحوم نایینی بر اساس نقل مرحوم روحانی بدین شرح است:
الثالث: الواجبات التي يكون لها مقدمات يتوقف عليها حصولها، إذ الوجوب متعلق بالواجب قبل الإتيان بمقدماته، مع انه لا يمكن الإتيان به قبلها، فيلزم الفصل بين الوجوب و الواجب و هو الواجب المعلق الّذي يدّعى امتناعه[7].
مرحوم اصفهانی در ذیل این نقض مطالبی بیان کرده که در کلام آقای شهیدی وارد شده است. کلام ایشان مشحون از اصطلاحات فلسفی مثل امکان استعدادی و امکان وقوعی و غیره است. به نظر میرسد این اصطلاحات فلسفی هیچ دردی را دوا نمیکند؛ بلکه معضلاتی بر بحث اضافه میکند[8]. مرحوم روحانی این اصطلاحات را نقل نکرده بلکه چنین تعبیر کرده است:
و لكنه تفصى عن النقض بالواجبات ذوات المقدمة بوجه آخر و هو: الالتزام بان التكليف بذي المقدمة قبل الإتيان بالمقدمة لا يكون فعليا و ان تعلق به الشوق، لوجود المانع عن فعليته و محركيته. و اما التكليف بالمقدمة فهو فعلي لترشح الشوق عليها من الشوق المتعلق بذيها، و المفروض انه لا مانع من محركية الشوق المتعلق بها فيتعلق بها الطلب الفعلي. و بالجملة: يلتزم المحقق الأصفهاني بفعلية البعث نحو المقدمة دون البعث نحو ذيها، و انما التلازم بينهما في تعلق الشوق، فان تعلقه بذي المقدمة ملازم لتعلقه بها[9].
آقای شهیدی به تفصیل کلام مرحوم اصفهانی را از متن نهایة الدرایة و تعلیقه نهایة الدرایه نقل کرده و کلام ایشان را با اصطلاحات مزبور مورد دقت قرار داده و اشکالاتی که مرحوم فیاض و مرحوم تبریزی ذکر کردهاند به تفصیل مورد بررسی قرار داده است. آقای شهیدی بیان کرده است:
هذا ولایخفی ان المحقق الاصفهانی “قده” وان ذهب الی امتناع سبق الوجوب الفعلی علی زمان الواجب، لکنه التزم بوجوب تحصیل المقدمات المفوّتة عقلا من باب قبح تفویت الملاک الملزم[10].
محصل نقض دوم آن است که بدون التزام به واجب معلق نمیتوان مشکل مقدمات مفوته را حل کرد. مرحوم آخوند بیانی دارد که با شرط متاخر هم آن مشکل را حل میکند. ولی اگر کسی نه قائل به شرط متاخر و نه قائل به واجب معلق باشد بر اساس این بیانات نمیتواند مشکل مقدمات مفوته را حل کند. ما در مورد نقض اخیر تفصیل بحث را به مبحث مقدمات مفوته واگذار میکنیم و در آنجا این نقض را مورد بررسی قرار خواهیم داد. اجمال سخن آنکه تحقیق در مورد نقض اخیر بستگی به راهحلهای بحث مقدمات مفوته دارد. برای تفصیل بیشتر در این بحث به کلام مرحوم روحانی و آقای شهیدی مراجعه کنید.